
نمیدونم اینروزا مخم عیب پیدا کرده یا فکم؟که دچار نوعی بیحرفی یا شایدم کم حرفی شدم؟نمیدونم چیزی به مخم نمیرسه یا میرسه و اینقدر گیج شدم و اونقدر موضوعات مختلفن که نمیتونم راست و ریستشون کنم و متمرکزشون کنم؟هرچند اتفاق تازه ای نیافتاده حکایت همون حکایت دیرینه و دنیا روی همون مدار همیشگیش داره میچرخه.
روز تولد خانوم فاطمه(س)بود که میخواستم به مناسبت روز زن و روز مادر آپ کنم و اونروزو مثلا جشن بگیرم که اینترتر اونقدر ادا و اطوار درآورد که از خیرش گذشتیمُ بعدش بازم روز ازنو و روزی ازنوُاختلالات اینترتر بقدری زیاد بود که اصلا نه میشد آپ کرد نه اعصاب میموند واسه وبگردی.بعدشم که یه کم حال اینترتره خوف شد ُدیگه اصاب مصاب حسابی خورد بود.بعدش اومدیم که مثلا پست جدید بذاریم موندیم که چی بگیم!!!!!!!داستان بذاریم؟که خیلی دیگه بیعاری بود مردم خون خونشونو میخوره ما بیایم داستان بذاریمُ در باب خانیفاته افاضات کنیم که نه حسش بود و نه کسی تو حس خوندن چنین چیزائی بودُجوک بگیم ؟کو دل خوشی که بخواد بخنده؟از روزمرگیهامون بگیم دیدیم به فلان جای مش حسن بقال سرکوچمون که روزامون چه جوری میگذره؟پس میموند چی؟موضوع بسیار بسیار داغ انتخابات و حوادث بعد از اون!!!!!!!! اما این منزل شخصی عمولی اونقدر برام قداست داره که هیچوقت دلم نمیخواد قاطی یه همچین بازیهائی بشه!!!!!!!الان هم دارن توی تلفیزیون با افراد دستگیر شده مصاحبه میکنن !!!!!!!خب معلومه همه اظهار پشیمانی خواهند کردو کی پیدا میشه که بگه آقا خیلی هم خوب کردم!!!!!من موندم آخه ببم جان تو که دوتا بخوابونن دم گوشت رنگ زیر پوش نن جونتم افشا میکنی چیکار داری به اینکارا بشین بغل کرسی و تخمتو بشکون خب.شهرو ریختی بهم که چی؟بیای بگی گوح خوردم؟؟؟؟؟؟؟یه چرخ درست و حسابی نمیتونیم تو شهر بزنیمُ یه کار واجب داریم نمیتونیم بریم بیرون هر لحظه از هرجای شهر خبر میرسه که شلوغه و نیاین بیرون؟اونوقت اومدی و میگی منو اغفال کردن؟؟؟؟اینو دیگه نگو تروخدا که حالم بهم میخوره.
عجیب هوس یه پیراشکی کردم با طعم میشل فوکو!!!!!!!!فوکو رو که میشناسی؟؟؟همین بچه محلو میگم دیگهُ خدائیش حرفاش این روزا تو گوشم خیلی زنگ میزنه.میخوای یه چرخی تو این مخ هنگیدم بزنی حالشو ببری ژیگوووووول؟خب پس کمربندارو محکم ببند و باهام بیا.
توی جوامع اولیه خیلی شیر توشیر بودُیکی میرفت شکار میکرد اون یکی که زورش بیشتر بود شکارشو از دستش میگرفت و میزد تو رگ و حالشو میبردُیکی زن میگرفت اون یکی که زورش بیشتر بود حالشو میبرد ُیکی خونه میساخت اون یکی که زورش بیشتر بود میومد حالشو میبرد خلاصه بعضیا خیییییییییلی حالشو میبردن و بعضیام خییییییییییلی حالشون میگرفت تااینکه مردم اومدن و یه قانونهائی بین خودشون گذاشتن و ملزم شدن که این قوانین رو اجرا کننُ اما بازم یه بچه تخسائی پیدا میشد که گاهی قانون رو زیر پاش میذاشت و حالشو میبرد تا اینکه به این نتیجه رسیدن که باید یکی باشه که زورش از همه بیشتر باشه و بتونه قانون رو اجراش کنه و یه افرادی رو از بین خودشون حاکم انتخاب کردن اما خب حاکمه هم که زورش از همه بیشتر بودو یکی لازم بود که واسه این جناب حاکم قانون رو اجرا کنهُ اما نمیشد که نمیشد تااینکه بعضیا قبول کردن که دیگه باید از خیر این یکی بگذرن و قبول کنن که یه عده بنام حاکم میتونن قانون رو زیر پا بذارن و یا اینکه به نفع خودشون تغییر بدن و حالشو بکنن ُاما خب یه عده هم زیر بار نمیرفتن و میخواستن آب تو هاون بکوبن.حاکمها هم به هرنحوی بود میخواستن اینارو سرجاشون بنشونن و اتفاقا موفق هم میشدن .آقا جون تاریخ بشر اینه کاریشم نمیشه کرد.فوکو میگه ُاعمال قدرت از زمانهای قدیم بوده و هنوز هم ادامه داره و خواهد داشت فقط شکلش عوض میشه ُیه زمانی بود که حاکم واسه اینکه کسی جرات حف زدن نداشته باشه یه معترضو میاورد وسط میدون شهر و به جلاد دستور میداددل و رودشو زنده زنده بریزه بیرون تا درس عبرتی باشه واسه دیگرون و کسی نتونه اعتراضی داشته باشهُ امروزهم وقتی توی یه جامعه دموکراسی به معنای خیییییییییلی پیشرفتش یه معترض میخواد بره پیش یه مسئول یارو مسئوله بپاش بلند میشه یه فنجون نسکافه براش میاره کلی تحویلش میگیره و اونقدر نمک گیرش میکنه که طرف روش نمیشه اعتراضشو بکنه.پس هیچ فرقی نکرده در هردو زمان معترض خفه شده نتونسته حرفشو بزنه.هرچی جوامع وسیعتر و پیچیده تر شدن و اشکال جدیدی از ثروت ظاهر شده این نوع اعمال قدرتها هم شکل پیچیده تری بخودشون گرفتن بحدی که دیگه نمیشه به این راحتی ازش سردر آورد و فهمید دنیا دست کیه؟بازم فوکو یه جمله خیییییلی معروف داره که ُمیگه"جلادان جوامع دموکرات همیشه لبخند برلب دارند"بچم راست میگه بخداُ آدم خیییییییلی باید خوش خیال باشه که فک کنه واقعا دموکراسی به اون معنا که توی ذهنشه میتونه واقعیت داشته باشه.صحبت ایران خودمون نیست هاُدارم کلی افاضات میکنم از آمریکا و فرانسه و انگلیسش بگیر تا حساب همین جهان سوم خودمون دستت بیادُدموکراسی فقط یک شعار هست و بسُ یه جور خرکنیه مدرنهُ وقتی کسینجر بنده خدا داره از "دست پنهان قدرت"حف میزنه و میگه در دنیای مدرن امروز قدرت بشکل نامحسوس و نامرئی و پنهانش اعمال میشه راس میگه خب.تو هرکاری بکنی بهرحال یه قدرتی بهت اعمال خواهد شد ُاتفاقا قدرتی که بصورت دموکراسی اعمال میشه خییییییلی قویتر و پیچیده تر ازنوع سنتی و به اصطلاح دیکتاتوریشه ُ میدونی وقتی با چهارتا عرب تو یه اتاق دربسته گیربیفتی چیکار میتونی بکنی؟جوابش خیلی سادست تو هیییچ کاری نمیتونی بکنی پس بهترین کار اینه که خودتو شل بگیری و حالشو ببری.پس اقا جون سرتو بنداز پائین زندگیتو بکن چرا هم اصاب خودتو داغون میکنی هم زندگی بقیه رو میریزی بهم؟چرا با افراد خونوادت هم درگیر میشی ؟یکیتون میشین اینوری یکیتون میشین اونوری شما میشی طرفدار ایشون اون یکی هم میشه طرفدار اوشون؟فک کردی عمر نوح داری یا تن فولاد زره؟بشین حالتو بکن ژیگولُ فوق فوقش تکلیف ما یه رای دادن بودُبه کسیکه میخواد چهار سال از حق ما دفاع کنهُ خب حالا حقشو خوردن ؟اول بره حق خودشو بگیره که منهم مطمئن باشم میتونه از حق منهم دفاع کنه من دیگه چرا باید کاسه داغتر از آش بشم و حق کسی رو بخوام بگیرم که قرار هست از حق من دفاع بکنه؟؟؟؟؟؟؟تازه اونهم اگه بخواد.
پس نتیجه میگیریم که فک و چانه و کلهم دستگاه های صوتی اینجانب دچار هیییییییییییچ اختلالی نگشته و احتمالا فقط در نواحی مخ کمی تا قسمتی آسیب دیدگی وجوددارد که آنهم انشاءالله بزودی مرتفع گردیده و خبر سلامتیمان موجبات مسرت و شعف خاطر نورچشمیان را فراهم خواهد نمود.
خورده فرمایشات ۱):بعلت وخامت بیش از حد اوضاع درونی خودمان از درج هرگونه شکلک پوزش داریم.
خورده فرمایشات۲):یک جو شعور ۳۰*یا*۳۰ به صد خرمن شور۳۰*یا*۳۰می ارزد.
خورده فرمایشات ۳):دعا میکنم تا آرامش و صفا به کشورمون برگرده ُشمام دعا کنین عمولی آرامش وشادی قبلیشو بدست بیاره.
