بسيارمعذورم ازاينكه دوباره بايستي از مشكلات داستان نويسي درعصرحاضر سخن برانم.چراكه زماني شايدنويسنده اي بااندكي خلاقيت وتفكر مي توانست خواننده را ساعتها وياشايدروزهاوهفته ها دريك رمان طويل باخودهمراه سازد،باارائه تصاويري زيبا درداستانش ازنقاط دوردست كه براي هرخواننده اي قطعا" جالب مي نمود وياباپرداخت داستانهايي تخيلي باصحنه هاي اعجاب انگيز ويادست گذاشتن برروي حسهاي والا همچون عشق ُ فداكاري وازاين قبيل وياحتي با پرداخت به س--س مي توانست انواع خواننده را مدتها باخودهمراه نمايد. ولي درعصر حاضر كه انواع رسانه ها باكيفيتي بهتر و تصاويرواقعي تر تقريبا" اين مهم را برعهده گرفته اند،ديگركمتركسي پيدا ميشود كه خود را غرق درداستانی نمايدبه اميدتصاويرزيبا از نقاط دوردست و يا سايرجذابيتهايي كه بدانها اشاره شد.يكي ازابزارهاي قدرتمندي كه دردست نويسنده امروزی قراردارد،مانوردادن روي يكي از مهمترين عناصرداستان يعني"شخصيت" ميباشد.باتوجه به پيچيدگيهاي مختلف عصر حاضر كه زندگي روزمره وحتي شخصيت افراد را نيز تحت الشعاع خودقرارداده است،ميتوان باارائه شخصيت هاي پيچيده ومرموزوچندلايه درداستان ،اقدام به خلق جذابيتي مناسب با داستان امروزي نمود.براي خواننده امروزي كه خود يكي از افراد پيچيده عصر حاضر است،شناخت ،درك ومكاشفه پيچيدگي وابعادنهان همنوعان عصر خود بسيار جذاب ولذتبخش است ويك نويسنده موفق ميتواند باارائه چنين شخصيتهايي درداستان ازاين پتانسيل ويژه قرن حاضر به نفع داستان استفاده نمايد.
ادامه فرمايشات
