تبليغاتX
به منزل شخصی amo خوش آمدید

به منزل شخصی amo خوش آمدید

داستانسراي عمولي سایتی برای همه چیز(ادبیات ، داستان ، روانشناسی ،متافیزیک و ....)

بسيارمعذورم ازاينكه دوباره بايستي از مشكلات داستان نويسي درعصرحاضر سخن برانم.چراكه زماني شايدنويسنده اي بااندكي خلاقيت وتفكر مي توانست خواننده را ساعتها وياشايدروزهاوهفته ها دريك رمان طويل باخودهمراه سازد،باارائه تصاويري زيبا درداستانش ازنقاط دوردست كه براي هرخواننده اي قطعا" جالب مي نمود وياباپرداخت داستانهايي تخيلي باصحنه هاي اعجاب انگيز ويادست گذاشتن برروي حسهاي والا همچون عشق ُ   فداكاري وازاين قبيل وياحتي با پرداخت به س--س مي توانست انواع خواننده را مدتها باخودهمراه نمايد. ولي درعصر حاضر كه انواع رسانه ها باكيفيتي بهتر و تصاويرواقعي تر تقريبا" اين مهم را برعهده گرفته اند،ديگركمتركسي پيدا ميشود كه خود را غرق درداستانی نمايدبه اميدتصاويرزيبا از نقاط دوردست و يا سايرجذابيتهايي كه بدانها اشاره شد.يكي ازابزارهاي قدرتمندي كه دردست نويسنده امروزی قراردارد،مانوردادن روي يكي از مهمترين عناصرداستان يعني"شخصيت" ميباشد.باتوجه به پيچيدگيهاي مختلف عصر حاضر كه زندگي روزمره وحتي شخصيت افراد را نيز تحت الشعاع خودقرارداده است،ميتوان باارائه شخصيت هاي پيچيده ومرموزوچندلايه درداستان ،اقدام به خلق جذابيتي مناسب با داستان امروزي نمود.براي خواننده امروزي كه خود يكي از افراد پيچيده عصر حاضر است،شناخت ،درك ومكاشفه پيچيدگي وابعادنهان همنوعان عصر خود بسيار جذاب ولذتبخش است ويك نويسنده موفق ميتواند باارائه چنين شخصيتهايي درداستان ازاين پتانسيل ويژه قرن حاضر به نفع داستان استفاده نمايد.


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 20:10  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

آنچه مبرهن است اين سه سوال عبارتنداز:
1-براي كه بنويسم؟
2-چه بنويسم؟
3-چگونه بنويسم؟
مطمئنا اين سه سوال براي اكثر نويسندگان آشناست ولي ميخواهم كمي عميقتر وجدي تر در اين مورد كه بنظر ميرسد دراغلب نوشته ها قسمتي يا گاها بتمامي بباد فراموشي سپرده شده است بيانديشيم.
امروزه درجهان چه درجوامع پيشرفته وچه در جوامع روبه رشد اهميت مشتري جزو مهمترين وكليدي ترين مباحث هر پروسه توليدي است ،حال در يك پروسه توليد داستان ويا هر متن نوشتاري كه ميبايست طيف مخاطبي را بخود اختصاص دهد چگونه ميتوان ازاين مهم چشم پوشي كرد،اشتباهي كه اغلب نويسندگان تازه كار وحتي پيش كسوتان هم مرتكب آن ميشوند.چگونه ميتوان مخاطب را ازنظر دور ساخت وبه اين شعار بيهوده دل خوش كرد "كه من براي دل خودم مينويسم"ويا"ميخواهم هذيانهايم را بقلم دربياورم"درحالي كه ركن اساسي هر نوشته اي مخاطب است؟در اغلب داستانها ديده ميشود بدون درنظر گرفتن سطح معلومات يا علايق ويا ساير ويژگيهاي مخاطب چنان نثرهاي غامض ويا موضوعات غير ملموسي انتخاب ميشود كه گويا خواننده ميبايد جدول كلمات حل كند ويا به حل چيستان بيانديشد.
پس ميتوان گفت كه گام اول تعيين طيف مخاطب است نويسنده ميتواند انتخاب كند كه براي چه قشري ميخواهد بنويسد،آيا براي قشر روشنفكر يابراي مخاطبان ژورناليستي يا براي طبقه خاص ديگري از اجتماع؟كه صد البت هرچند اين امر كاملا اختياريست اما يك نويسنده هوشمند حتما طيفي را انتخاب خواهد كرد كه ازاكثريت برخوردار باشد،منهاي نويسندگاني كه فقط طيف خاصي ميتواند آنهارا ارضانمايد،پس از گام اول ،آنهم بشرط نكته سنجي وهوشيارانه عمل كردن،ميتوان گفت كه گامهاي دوم وسوم براحتي وخودبخود طي خواهندشد،چراكه نويسنده هوشياري كه ميداند براي چه طيفي ميخواهد بنويسد مطمئنا با توجه به نيازهاي گروه هدف خود به آساني درخواهد يافت كه چه بنويسد وچگونه؟بعبارت روشنتر ميتوان چنين تصوركرد كه گام اول به منزله هدف سفر،گام دوم بمنزله راه وگام سوم بمنزله وسيله سفر ميباشد كه باتعيين هوشمندانه مقصد،راه وبدنبال آن وسيله خودرا نشان خواهندداد.
+ فرموده شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:45  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

امروزه نقد شاید یکی ازدشوارترین مراحل خودرا پشت سرمیگذارد،چنانکه دراغلب محافل ادبی منتقدین به چندکلمه کاملا کلیدی ،کلیشه ای ،ومحتاطانه اکتفامیکنند،چراکه به دنبال انقلابهای بزرگ ادبی واجتماعی اخیر واستیلای نسبیت درتمام سطوح اندیشه ای میتوان گفت نقد تاحدود زیادی دچارزواردرفتگی شده است.شاید زمانی بجرات وصراحت کامل میشد اثری را کاملا مردود یا موفق اعلام کرد اما امروزه جنین امری تقریبا نزدیک به محال است، چرا که ممکن است اثری دریک محفل ویا یک جامعه ای کاملا منزوی ودریک محفل دیگری از اقبال کاملا برعکسی برخوردارشود،پس نقد اثرنیز همانند خلق آن منوط به پارادایم موجود میباشد واین هم مستلزم یک دید وسیع جامعه شناختی وروانشناختی میباشدیعنی خالق هراثری وهمچنین منتقد همان اثر شاید تنها بادرنظرگرفتن گروه مخاطب همان اثر بتوانند به نتیجه مشترکی دست یابند.

چنانکه میدانیم یکی ازابتدائی ترین مباحث زیبائی شناسی جمله معروف چه چیزی زیباست وبرای چه کسی زیباست مثلا لیلی زیباست اما فقط برای مجنون وشاید به همان میزان یک تراکتور برای یک کشاورز زیبا باشد اگر این دیدگاه را بتوانیم در نقد هراثری با خود داشته باشیم شاید هیچگاه راه به بیراهه ویا نقدهای مغرضانه وبنی اسرائیلی نبریم، برفرض اثری که دریک محفل ادبی وهنردوست مورد شماتت وبی مهری قرار میگیرد چه بسا دریک روزنامه از توفیق شایانی برخوردارشود ویا رمانی که دریک محفل مشابه کاملا مورد حمله قرارمیگیرد بارها وبارها شاهدبوده ایم که دربازار فروش بالاترین رقمها را به خوداختصاصص داده .

علیرغم اعتقادی که به نسبیت در نقد دارم ولیکن نمیشود برخی مشترکات،اصول وکلیت هارا هم کاملا منکرشد،چرا که بسیاری از آثار ماندگار وشاهکارها بادرنظر گرفتن چنین مشترکاتی توانسته اند به چنان درجه ای نائل آیند،پس بطور خلاصه شاید بتوان چنین نتیجه گیری کرد آثاری میتوانند گروه مخاطب بیشتری را بخود اختصاص دهند که خالق آنها ازیک دید وسیع جامعه شناختی وروانشناختی برخوردار بوده واثر مخلوقه بتواند تامین کننده نیازهای گروه بیشتری باشد وهمچنین اثری خواهد توانست ماندگارتر شود که درهنگام خلق بتواند حدودزیادی ازمرزهای زمان ومکان را درنوردد و مربوط به درد یا نیاز قشرویازمان خاصی نباشد،اکنون شاید بتوانیم بگوئیم که نقدموفق تلاشی است برای تبیین اثر.

+ فرموده شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:48  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام