تبليغاتX
به منزل شخصی amo خوش آمدید

به منزل شخصی amo خوش آمدید

داستانسراي عمولي سایتی برای همه چیز(ادبیات ، داستان ، روانشناسی ،متافیزیک و ....)

 

کی میدونه جبرهای چهارگانه سارتز چیا هستن؟؟؟؟؟

اونائی که نمیدونن یکی از این سه گزینه رو انتخاب کننُ انتخاب حق شماست خوب:

۱-از اونائی که میدونن بپرسن.

۲-برن کتابای سارتزو زیر و روکنن .

۳-خودم یه توضیح مختصر میدم بخونن بهد دوزاریشون بیفته که خریت های چهارگانه عمولی چه صیغه ایه!!!

ژان پل سارتز رحم الله علیه و علی کلهم مریدان و المریداته در یکی از مقالاتش اشاره میکند به جبرهای چهارگانه انسان:

۱-تولد

۲-مرگ 

۳-زندگی

۴-کارکردن

و میگه انسان مجبوره حداقل بیکی از این جبرها تن بده و اگه بخواد از دست یکی از اینها خلاص بشه مطمئنا گیر اون یکی خواهد افتاد ُو بعدش میگه اونائی که خودکشی میکنن زیاد بخودشون نبالن که تونستن از جبر زندگی خلاص بشن چون گیر اونیکی جبر یعنی مرگ افتادن.یا مثلا اگه یکی بخواد به جبر کارکردن تن نده ممکنه گیر جبر مرگ بیفتهُ یا کسیکه بتونه با تکنولوژی و پیشرفت علم مثلا یه راههائی کشف کنه که بتونه انسان رو تبدیل به یک موجود نامیرا بکنه اصلا بخودش نباله که تونسته بر جبر مرگ غلبه بکنه چون گیر جبر زندگی افتاده ُخلاصه به اعتقاد سارتز این جبرهای چهارگانه مثل چوبهای دو سر نجس میمونن که از دست هرکدوم بخوای خلاص شی حتما گیر یکی دیگشون می افتی.خوب تا اینجا حله؟؟؟؟؟

پس میریم سراغ خریت های چهارگانه عمولی ُاین خریت ها هم مثل همون جبرهای سارتز میمونن که از دست هرکدوم که شاکی باشی و بخوای خودتو خلاص کنی حتما گیر اونیکی می افتی.

۱-ازدواج

۲-تنهائی

۳-گوسفندی

۴-سگیت

اگه کسی نخواد که دچار خریت اول یعنی ازدواج بشه ُخوب گیر خریت دوم یعنی تنهائی می افته.

حالا اگه گیر این خریت اول یعنی ازدواج  افتاد باز دوراه داره یااینکه خریت سومو مرتکب بشه و خودشو بزنه به گوسفندی و رام و مطیع فقط بگه "معععععععععععععععع" یعنی چشب و زیاد به این و اون گیر نده و البته سعی بکنه که هیچی هم حالیش نباشه چون دهنش سرویس میشه اگه حالیش بشه که دور وبرش چه اتفاقائی می افته و چون تصمیم داره که دم نزنه  به خودخوری میفتهُ پس فقط باید حال کنه و بخوره و بچره و از زندگیش لذت ببره و حسابی خر کیف بشه و یااینکه اگه دلش نخواست که گوسفند بشه باید خریت چهارم یعنی سگیت رو انتخاب بکنه که دراین صورت میتونه آزادانه به هرچی دلش خواست گیر بده ُهرچی مطابق میل و سلیقه و عقیدش نبود اعتراض کنه ولی یه چیزی رو باید بدونه که حتی اگه ذیحق هم بوده باشه باز اعصابش خورد میشه و عمرا نمیتونه چیزی رو عوض کنه و آخر سر هم بعد از کلی اعصاب کشی و جنگ و ستیز  و تام وجری بازی باز یا میفته تو دام خریت دوم یعنی تنهائی و یا بالاخره قانع میشه که بیفته تو دام خریت سوم یعنی گوسفندی و یااینکه فک میکنه انتخابش اشتباه بوده و وقتی به خریت دوم دچار شد دوباره  مرتکب خریت اول یعنی ازدواج میشه منتها اینبار از نوع مجددش و بازهم میفته تو همون حلقه بالائی.

نتیجه گیری اخلاقی ُعلمی ُسیاسی و پزشکی :اینهمه صغری کبری چیدم و زر زدم فقط میخوام اینو بهت بگم که خدائیش اگه جنبشو نداری بیخیال زندگی مشترک شو ولی اگه جنبه تنها موندنو نداری خب ازدواج بکن ولی بعدش دیگه باید خودتو بزنی به کری و لالی و کوری ُحف هم نباشه نگو انسان با اراده آهنین خود میتواند در کرات و سیارات هم تغییر ایجاد کند.....ول کن این افسانه ها رو هیچی رو لازم نیست تغییر بدی چون ممکن نیست ُاگر هم ممکن باشه امکانش بقدری کمه که باید ازش صرفنظر کنی ُهمه چی رو همونجوری که هست قبول کن ُ اصاب خودتو  دیگران رو هم الکی خورد نکن و بچسب به زندگیت و حالشو ببر ژیگووووووووول.

+ فرموده شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 17:48  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

این من واقعی که میگن کجای آدما قرار داره؟

هرکسی یه چیزی میگه ُیکی میگه من واقعی چیزی غیر از این جسم مادی نیست!!!!اشتباه میگه خوب چون جسم خودش از متعلقات "من"هستشُ مثلا وقتی میگیم "پای من" ُ یا "قلب من" ُیا "زبان من" این خودش بیانگر اینه که "من "چیزی غیر از دست و پا و چشم و گوش و خلاصه هرچیزی که مربوط به جسم مادی میشه هستش.

بعضیا یه خورده فراتر از جسم مادی میرن و میگن نه "من "واقعی انسان همون "اندیشه" و"عقلانیت"انسان هست و "ای برادر تو همه اندیشه ای ...مابقی خود استخوان و ریشه ای" را هم مدرک خودشون میگیرن ُاما خدائیش همین فکر و اندیشه هم جزو متعلقات "من"هستش!!!!چون همیشه میگیم "عقل من" ُ یا "فکر من"ُ یا "اندیشه من" و... پس معلوم میشه که همین فکرو اندیشه و عقل هم جزو دارائیهای "من"هستش و نمیتونه خود "من"باشه.

یه عده از اونهم فراتر میرن و "من "واقعی رو با روح انسان برابر میگیرن درحالیکه روح خودش جزو متعلقات "من"هست چون بازهم میگیم"روح من" و ...

یه عده میگن نه روح ملکوتی و متعالی انسان هست که "من "واقعی گفته میشه ُدرحالیکه اینهم درس نیس ُچون ما میگیم "روح ملکوتی من"  ُ"روح ملکوتی حسن "و...پس روح ملکوتی هم جزو دارائیهای ثابت "من"واقعی محسوب میشه.

خلاصه هرچیزی که درنظر بگیری جزو داشته های همون "من"هستشُ اسم ُنام خانوادگیُ عقل ُروحُ فطرت وهرچیزی که ازذهنت بگذره که میتونه همون "من "واقعی باشه خودش جزئی از اجزای "من "هستش.حتی کسانیکه معتقدن "من "واقعی به مجموعه اینها گفته میشه بازهم اشتباه میکنن چون ما میگیم "کل وجود من" ُیا "روح و جسم من "و از این قبیل که نشون میده که همه وجود ما خودش از متعلقات "من "واقعی هست...پس این "من"ما کوجاس؟؟؟؟؟؟؟!!!!!والله من که هرچی گشتم پیداش نکردم ُاگه کسی پیداش کرد اولا سلاممو بهش برسونه ُبهدشم بگه که عجییییییییییییییییب دلم براش تنگ شده ُخیلی دوس دارم بشناسمش ُببینمشُ باهاش حف بزنم .اما نیس که نیس!!!

خورده فرمایشات ۱):آقا همش یه روز رفتیم آستارا و برگشتیم چرا بعضیا فک کردن که باید یکی دوهفته ای تو مسافرت باشم؟؟؟؟؟؟؟!!!اما خدائیش یکی از زجرآورترین سفرهائی بود که داشتم ُخییییییییییلی بد گذشتُ بحدیکه فک نکنم دیگه حالا حالا ها هوس سفرکردن بکنم.

خورده فرمایشات ۲):بانوی فانوس بدست دهفتم کرده به یه بازی وبلاگی که باید بگم دلم میخواد کیارو ببینم یا روحشونو احضار کنم؟در حال حاضر فقط دلم میخواد مرحوم پدرمو ببینم و پدر بزرگ و پدر پدربزرگ همسرجان رو.

خورده فرمایشات۳):این وبلاگ نویسای همشهری ما چخده بیبفا شدن ُتوروخدا میبینی؟از اون سر دنیا میان بهم سرمیزنن اینا از سر همین کوچه بقلی تنبلیشون میشه

خورده فرمایشات۴):اونجارم بخونین جای دوری نمیره بوخوداچرا من هرچی آدرس اونجارو میذارم همه میان اینجا نظر میدن؟؟؟؟؟؟

+ فرموده شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 16:57  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

با عرض پوزش فراوان از تمامی همکلاسیها و آموزگاران عزیزی که زمانی کلی ک...شعر و چرندیات ارسطوئی در باب این انشاءتحویلشان داده ام در یک عملیات متگهخرانه(متحورانه+ گه خورانه)تمامی حفهای خودرا پس گرفته و طلب حلیت مینمایم و از این تریبون آزاد اعلام میکنم که البت و صد البت قدرت بهتر است.

+ فرموده شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 17:6  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 

 مرسي عنوان!!!!اصلا ديگه بقيه پستو ولش بچسب به همون عنوان و حالشو ببر ژيگووووووول!!!!چي گفتم

يه رفيق كرد داشتيم كارگردان تئاتر بود هميشه كارهاي شاهنامه اي و اسطوره اي و ايراني كهن ميبرد روصحنه،يادمه توي جلسه نقد و بررسي تئاتر "منطق الطير" نادر ساعي برگشت بهش گفت كه عزيز جون اونسر دنيا دارن درمورد كردها داستان مينويسن و تئاتر كار ميكنن و فيلم ميسازن اونوقت تو كه خودت كردي نشستي  "منطق الطير "كار ميكني؟؟؟؟؟يعني واقعا دغدغه تو "منطق الطير"ه؟؟؟؟!!!

حالا من از خانومهاي وبلاگ نويس و نويسنده و روشنفكر و اونائي كه بهرحال يه تريبوني در اختيار دارن ميپرسم،جدا شما چرا خودتون بفكر خودتون و نسلي كه داره رشد ميكنه و ميرسه به سن جووني نيستين؟از هرچيزي مينويسين غير از مسائلي كه زنان و دختران ايروني امروز باهاش دس به يقن،هرچند گاهگداري در بعضي از وبلاگها يا روزنامه ها و يا محافل ديگه اشاراتي ميشه اما واقعا كمه ،يه فرهنگ سازي عظيم ميخواد تا از مغزهاي كاهگل گرفته شده يه لايه سطحي حداقل برداره.و البته بعضي جاهام اونقدر بصورت افراطي به مسائلي از زنان پرداخته ميشه كه بنظر من تو اين زمان اصلا مهم نيست و درد روز نيست وفقط يه عده بخاطر اينكه بتونن شعار فيمينيستي بدن و خودشونو بچسبونن به يه نهضتي همينجور الكي دارن يه چيزائي ميگن.حالا بعد اينهمه صغري كبري چيدن و مقدمه چيني خدائيش يه ذره دل بده ببين چي ميگم؟بعدش اگه دوس داشتي از همين امروز شروع كن به فرهنگ سازي تا شايد يه روز تونستيم اكثريت جامعه رو قانع كنيم كه ...

آقايون هم خودشونو كنار نكشن ،نگن مارو سنه نه ،خب خودت ذينفع نيستي ،قبول اما فردا دخترت بزرگ ميشه ،خواهرت ،خواهر زادت ،برادر زادت ،اصلا هيچكدوم اينام نباشه ،خدائيش بعضي چيزارو ميشنوي يا بعضي صحنه هارو ميبيني جيگرت كباب نميشه؟؟؟حالا بريم سر اصل مطلب و پديده اي بنام "دختر ايروني"!!!

به عقيده خيليها "دختر ايروني" يعني جيگر ،يعني هلو يعني برو توگلو ...اينو من نميگم ،همين داش گوگل خودمون ميگه ،برو تو گوگل يه سرچ بكن هلو رو !!!!چي مياره؟كلي عكس دختر ايروني!!!!يعني اينكه دختر ايروني =هلو=جيگر=هرچيز باحالي كه فكرشو بكني!!!!اما عمولي ميگه دختر ايروني يعني بدبخت ترين موجود دوعالم!!!!حالا چرا دوعالم ؟؟؟چون خسره الدنيا والآخره است اگر و تنها اگر نتواند كمي زرنگ بجنبد!!! اگه زرنگ نباشه تو اين دنيا كه بدبخت ميشه هيچ ،اونقدر به لجن ميكشنش كه آخرتش هم ميره به باد،حالا لوففا همه خانوما بخودشون نگيرنا ،دردهاي كهنشون يادشون نيفته ،دقت كنين كه اصلا من كلمه "زن ايروني "تا حالا بكار نبردم زن ايروني قضيش خييييييييلي فرق فوكوله ،زن ايروني نونش تو روغنه شما نميري،يه "بااجازه بزرگترا بععععععععععععععله"ميگه هزارو شونصد تا سكه ميشه مهرش ،راس بره راس بياد هرسال با همين تورم يك رقمي هم كه بخواي حساب كني كلي كاسبه،من دارم از بيچاره دختر ايروني حف ميزنم كه تا بخواد برسه به اون موقعيت بايد هشت خوان پشت سر بذاره و تازه شايد بتونه بعله رو بگه.

دختر ايروني وقتي بدنيا مياد ننه و بابا با دو دست ميكوبن رو سرخودشون،حالا ميگي نه دستتو ميگيرم يه دور تو همين بيمارستانها ميزنيم خودت ميبيني هنوز هستن كسائيكه نتونستن برا خودشون هضم كنن كه باباجون دختر و پسر  فرقي ندارن !!!هيچكدومش گلي بسرت نميزنن واللا حالا اگرم يه بچه اي بخواد يه دلي بسوزونه واسه ننه باباش مطمئن باش كه دختره.

وقتيكه اين دختر خانوميكه كل فاميل منتظر قدم رنجه كردنش به اين دنياي خاكي بودن يه كم بزرگ شد و يه رنگ و روئي بهم زد ،حالا خر بيار باقالي بار كن،از يه طرف باباهه بهش گير ميده،از يه طرف داداشه گير ميده:"كجا بودي ؟دير اومدي؟چرا رفتي؟چرااومدي؟چرا سرت روتنته؟چرا زهر مار؟چرادرد ؟چرا...؟؟؟"حالا اگه از دست اين دوتام خلاص بشه اهل محل و نوه زندائي بابابزرگ خاله جون و پسر دختر عمه بيبي و هزار كس و ناكس پيدا ميشن كه دائم سين جيمش كنن.بازم نگو اينروزا از اين خبرا نيست كه باز ميگيرم دستتو ميبرم سير و سياحت ها!!!!۱اصلا حف نباشه ،هرچي عمولي گفت فقط بگو چشب!!!

حالا كلهم اينا فداي سرت،گيريم كه هيچكدوم بدبختي نيستن و همش خيرخواهيه،خب منم كار ندارم اما حالا رسيديم به سني كه "دختر ايروني"وقت ازدباجشه،حالا اگه شانس بياره و تا اونموقع از خونه فرار نكرده باشه و بهش تجاوز نشده باشه و اشتهار به امورات غير اخلاقي و انواع فسادي نداشته باشه كه پسرهاي هم سن و سالش هرروز هزار تا از اين خلافهارو مثل آب خوردن مرتكب ميشن و ككشونم نميگزه و به جائي از دنياهم برنميخوره ،هي بايد ساليان سال چائي بياره ،شربت ببره،راست بشه ،دولا بشه ،يه روز تريپ هاليوودي بزنه يه روز تريپ باليوودي بزنه يه روز عشوه گري ياد بگيره يه روز متانت ياد بگيره تا شااااااااااااااااااااااايد يه بنده خدائي عشقش بكشه و نن جونش پسند بكنه و خاله جون ازش تعريف بكنه و چن تا كارشناس مختلفي كه همراه خواستگاراي محترم اومدن و هركدوم يه تخصصي دارن تائيديه بدن و اين دختر ايروني ما بشه عروس گل اون خونواده!!!

جدا مسخره نيست؟دردناك نيست؟تا كي بايد دخترا هميشه خداخداكنن كه هيچ جنگي اتفاق نيفته و نسل پسرا رو به انقراض نذاره و همه چي روبراه باشه و اوضاع سياسي اجتماعي و مخصوصا تغذيه خونواده ها مناسب باشه كه به ازاي هر دختر يك پسر كاكل زري هم موجودباشه كه بياد بنشوندش برترك اسب سفيد بالدارش و خوش بحالش بشه!!!كه معمولا هم يه همچين توازني هميشه برقرار نيست و يا كلي دختر ميمونن خونه پدريشون و روزبروز افسرده تر و افسرده تر ميشن و تاآخر عمرهم ازدواج نميكنن و با حسرت فقط تماشاگر خوشبختي ديگران ميشن ويا اگرهم ازدواج  بكنن و از اون خوش شانساش نباشن در عرض يكي دوسال چن تا هوو مياد رو سرشونو ... 

هرچند ميدونم همه اونائي كه ازدواج ميكنن خوشبخت نيستن و حتي دختري كه مونده تو خونه باباش شايد هزار مرتيه از اونيكه ازدواج ناموفقي داشته خوشبخت تر باشه ،اما عزيز اينو من و توئي كه خرمون ازپل گذشته ميدونيم ،دختريكه باحسرت شوهر كردن دوستاش و دختر خاله ها و دختر عموها و دختر عمه ها و سايرين رو نگاه ميكنه و قند تو دلش آب ميشه كه اينو نميدونه،تازه شايد  دختريكه ازدواج ناموفقي ميكنه اين شكستش بيشتر به اين خاطر باشه كه قدرت انتخاب بيشتري نداشته و اگه اونهم ميتونست مثل پسرا هرجادلش خواست خواستگار بره و هزارن هزار كيسو سبك سنگين كنه و نهايتا يكي رو انتخاب كنه هيچوقت كارش به بدبختي نميرسيد،اما متاسفانه "دختر ايروني"هميشه ميترسه كه اگه دوسه تا خواستگار اولي رو جواب منفي بده ديگه شانسي بهش رو نكنه و بمونه تو خونه ،اينه كه با قدرت انتخاب كمتري ازدواج ميكنه و...

چن كلوم ته كلوم:ميدونم يكي از بزرگترين نيازهاي يك زن اينه كه انتخاب بشه كه مطلوب باشه نه طالب ،اما عزيز اين حرفا مال زمانيه كه همه چي روبراه باشه نه مال امروز كه تو هرخونه اي يه دختر ميبيني كه انتخاب نشده و همونجور مونده،اين نياز امروز فقط يك خرافاته ،بايد فرهنگ سازي كلان بشه ،بايد جامعه قبول كنه كه يك دختر هم حق انتخاب داره،حق زندگي داره ،حق داره به كسيكه خوشش مياد پيشنهاد ازدواج بده،حق داره خونه هر كسيكه دلش خواست بره خواستگاري و اگه از طرف خوشش نيومد بيفته بجون ميوه و شيريني،چرا بايد همش منتظر باشه كه يكي درشو بزنه؟گيريم كه هيچوقت اين اتفاق نيافتاد تكليفش چيه؟

يكي از بزرگترين آرزوهام اينه كه زماني برسه كه كل جامعه بتونه يه همچين تفكري رو قبول كنه ،هرچند گاها از گوشه و كنار اين مملكت ميشنويم كه دختري به خواستگاري پسري رفت ،اما اين فرهنگ بايد همه گير شود وبايد تعميم يابد بطوريكه ديگر شاهد چهره هاي غمگيني نباشيم كه گناهشان فقط هموطن بودن با من و توست!!! 

+ فرموده شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 18:1  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 

گام اول)تعریف جنس:جنس در اغلب لغتنامه ها به معنی نوعُ  ذات ُ قسم و امثال آن معنی شده است و ازاینجا میتوان معنی واژه جنس +ی را استخراج نمود که میشود یک جنس یعنی یک نوع ُیک ذات ُیک قسم و امثالهم .

گام دوم)تعریف مسائل:مسئله که از ریشه عربی سیل بمعنای سوال بوده و مسائل میشود جمع مسئله و مسائل ج*ن*س*ی درواقع سوالاتی است که مربوط بیک جنس است  ونه بیشترپس بااین حساب ما دراین رساله میخواهیم فقط  مسائل مربوط  بیک جنس را آموزش دهیم نه کمتر ونه بیشتر.

گام سوم)میدانیم که در جهان هستی انواع و اقسام اجناس یافت میشوند ولیکن چون مادراینجا به آموزش مسائل ج*ن*س*ی میپردازیم فلذا فقط به یک جنس اکتفانموده و در باب مسائل مربوط بدان سخن خواهیم راند انشاءالله وحالش را خواهیم برد ُنورچشمیان عزیز خود باتوجه به اندوخته های خویش دراین رساله میتوانند بدلخواه درباب مسائل مربوط به اجناس دیگر به نگارش انواع رسالات پرداخته و چون ما حالش راهمی برند .از آنجائیکه ما علائق شدید قلبی بیکی ازاجناس مورد بیع در فروشگاه های میوه جات بنام هندوانه داریم و مضافا اینکه این جنس خاص همه ساله در یکی از شبهای بسیار مهم سال بنام شب یلدا مورد توجه خاص و عام ُغنی وفقیر واقع میشود فلذا صلاح دیدیم که درحول وحوش مسائل مربوط به این جنس باب سخن گشائیم و همانطور که قبلا اشاره گردید حالش راببریم انشاءالله.

گام چهارم)همانگونه میدانید واگر هم نمیدانید ما می میگوئیم وشمابدانید که هرجنسی از ترکیب بیشمار مولکول بوجود میاید و حال اینکه وقتی میگوئیم جنس فلانی خراب است یا جنس فلانی خوب است رابطه مستقیمی دارد باهمین ترکیبات مولکولی مثلا اگر برفرض محال یک فرد جنس نشناس یاوه گو که معمولا رای به خطا هم میدهد برگشت و گفت که مثلا جنس جناب "میر جمال بلندنظر"یا "شمس الله حاجیلو"خراب است ابدا تصور نفرمائید که خدای ناکرده میخواهد بگوید  طرف مادر قح...ه است بلکه شاید منظورش  اینبوده باشد که احیانا یا ترکیبات مولکولیشان معیوب میباشد و یا ذاتا مولکولهایشان خراب استُ که درهرکدام ازاین حالات میتوان تدابیر خاصی اندیشید که چون خارج ازمبحث رساله ما میباشد از توضیح این تدابیر صرفنظر مینمائیم و بهمان هندوانه خود میپردازیم که هم حالش بیشتر است و هم رستگارمیشویم انشاءالله.حال خیلی گذرا میگوئیم که اگر میخواهی دقیق معنی این جنس خوب و بدرا در دوسوت کوتاه یاد بگیری خود تدبیر کن ببین اگر در آن جای خالی بالا بجای سه نقطه حرف "ب"راگذاشتی بدان که سخت منحرف هستی فرزند و ترکیبات مولکولیت بسی معیوب ولیکن اگرتوانستی که حروفات دیگری را جایگزین نمائی بدان که ترکیبات مشاراالیهت سخت تر و تمیز است اما حالش را نخواهی برد حال خود دانی میخواهی ترکیباتت بی هیچ عیب و نقصی باشد یا حالت؟؟؟!!!حال میکنی دموکراسی رو تروخدا گیر نمیدیما اختیار میدیم که خودت انتخاب کنی ....انتخاب حق شماست!!!

گام پنجم)حال اگر جنس خوب را از بد توانستی خو تمیز دهی میرسیم به همان مبحث اصلی رساله حاضر یعنی هندوانه.میدانم که بسیار میخواهی این هندوانه را هم به این "میرجمال بلند نظر" و"شمس الله حاجیلو" مرتبط کنی ولی میگویم که فرزند نکن این کاری بده عیبه زشته حالا خب یه گو...ی خوردن(منحرف نشو اینم یه تست دیگه برا جنست!!!)و تموم شده رفته پی کارش قرارنیست که تو دنیا همه چی به این دوتا مادر قح...(بازم !!!)ارتباط داشته باشه که....میبینی هی منو از بحث اصلی دور میکنی ها!!!!ای فرزند بدان و آگاه باش که هرگاه بر دم مغازه هندوانه فروشی رسیدی و یا وانتی که هندوانه های بسیار بر پشت وانت جای داده است و قصد ابتیاع نمودی ابتدا کف دست چپت را برزیر یکی از هندوانه ها میگذاری (چپ دستا برعکس عمل کنن) و با کف دست راست آرام بر پهلو ُسر و ماتحت هندوانه همی کوبی یکی از این سه صدارا حتما خواهی شنید

۱)دارامب!!!

۲)تالاپ!!!

۳)شالاپ!!!

اگر صدای دارامب راشنیدی و آن هندوانه را ابتیاع نمودی و در منزل همگان برریشت نخندیدند قطعا بدان که دردلشان چه ها که نثارت نکرده اند چراکه هندوانه حاضر همچون مغز "میرجمال بلندنظر"و "شمس الله حاجیلو)بس نارس و جنسش همچون آنان بس خراب است.و اگر صدای گوش نواز تالاپ را شنیودی و آن هندوانه را ابتیاع نمودی بدان که دربیت شخصی بادی بر غبغب انداخته وچنان شعف و غروری گریبانت را بگیرد که گویا آن هندوانه شیرین قرمز را خود ساخته ای.واما اگر صدای شالاپ را شنیودی و ابتیاع نمودی هندوانه را باکی نیست چراکه هندوانه شیرین و قرمز خواهد بود و فرزندان با صدای شاراپ شوروپ گوشنوازی با ولع قاچهای آن را بردندان ها خواهند کشید و همی حال خواهند نمود ولیکن بهنگام ابتیاع هندوانه ابتیاع چند کیسه زباله را ابدا فراموش نکن که بایستی برروی آن کیسه زباله ها تیغ برگلوی هندوانه گذاری که پس از بریدنش چنان آبی از بطنش خروج نموده وهمه جارا بر گند میکشد که اگر فردایش آمدی و گفتی که کدبانوی خانه مادر خواهرت را یکی ننموده است بدان و آگاه باش که میشنویم اما باورنمیکنیم.


کلمات کلیدی این پست:شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلند نظر شمس الله حاجیلو میر جمال بلند نظر حاجیلو

 

 

 

س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلودآويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام ُجومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیس* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ

+ فرموده شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 20:53  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام


اگه توفرم خوندن نیستی همین الان صفحه رو ببند کفشاتم بپوش وخداحافظ یه شاخه گلم بذار که مثلاخوندی همه رو


 
چندی پیش صفحاتی تاریخ گذشته از نشریه شهروند بدستم رسید که عنواننی"عاشقی توهمی بیش نیست"بشدت نظرم را جلب کرد.مقالات مفصلی از آقایان کارل زیمرُ و نیکلاس وید ترجمه وبرخی نظرات کوتاه هم از بعضی دیگر درج شده بود.هرچند در انتهای هر کدام از این مقالات بنوعی اعتراف شده بود که هدف پائین آوردن مقام عشق نیست وفقط نتایج یکسری آزمایشات علمی برروی شیمی بدن بهنگام عشقولانه های مختلف ثبت شده است ُاما واژه ها وجملات به نحوی ماهرانه کنارهم قرار گرفته بودند که ذهن خواننده را بی اختیار به سوی جمله سوق میدادکه "بابا پس اینهمه مدت سرکار بودیم وعشق آسمانی و سوز هاورازها همه کشک؟؟؟؟؟"

 

 

بفرما آقای داروین!!!!!!دلت خنک شد؟

چی؟بتو چه؟؟؟؟؟ده مرد حسابی همه این آتیشا از گور تو بلنده که!!!!!!اولا یادت باشه بایه مردایرونی طرفی!!!!یعنی چی ؟؟؟؟؟یعنی آقاجون ماخاله زنکیم.اگه امروز بچه همسایه موقع خواب سرو صدا کنه دیگه از بیست سال قبلش هرچی حسابُ کتاب با بابابزرگش داشتیم تسویه میکنیم!!!!!!پس میبینی که اینجا همه چی به همه چی ربط داره!!!!!!(حالا آقایون محترم ازاین خود زنی عمولی زیاد دلگیر نشن وخانومام لطفا آتو نگیرنُ ماکه خاله زنکی رو از اسمون که نیاوردیم از خود شماها یادگرفتیمُ حالا کسی میخوادانکارکنه یه سربیاد بریم یه کارخونه با کارهای سنگین ومردونه خدائیش ببین تو خط تولید که دیگه خشن ترین قسمتهاست مردا چه حرفائی باهم ردوبدل میکنن؟یا تو قسمتهای مهندسی که دیگه تموم آقایون مهندس و فوق ودکترا تشریف دارنُ ببین چطور از زن وبچه همکاراشون کلاس میذارن. ده بازم مردشی انکارکن).دومندش وقتی تو گیر میدی به ننه بابای آدم ُکسی هم کار بکارت نداره ُاینهم پررومیشه وگیر میده به عشق!!!!!همینه دیگه.آخه یکی نبود بهت بگه عزیز تو خیلی حال میکنی ننه بابات میمون باشن ُخوب دمت ....توحال خودتو بکن که اتفاقا خیلی هم بهت میاد بذار مام اینجوری حال کنیم که ننه بابامون فرشته بودن.خیالیه؟؟؟//هان؟اصلا من ننه تورو بااسم کوچیک صدا کنم خوشت میاد؟؟؟؟؟چیکار داری به ننه ما؟؟؟؟مادر.....(جای خالی را هرکس بفراخور ذوق وسلیقه شخصی خودش پرکند)خیلی شانس آوردی که اونوقتها ارتباطات مثل الان نبود وحرفات بگوش مردای ایرونی نرسید.
 

چی بازم میگی چه ربطی داره؟؟؟؟اینقدر ربط مبط و لفظ قلم بارمون نکن لوففا".اصلا تومیدونی مرد ایرونی یعنی چی؟با کسب اجازه ازمحضر همجنسان عزیز وتذکرات لازمه به غیر همجنسان محترمه بابت خودداری ازهرگونه سوءاستفاده شخصی باید عرض کنم که مثلا اگه بخوای مردای چند نقطه مختلف جهان رو قیاس کنی حتما"به این نتایج جالب میرسی:

 

۱)مرد امریکائی:یه زن داره ُیه دوست دختراما دوست دختره رو بیشتر دوست داره.

 

۲)مرد انگلیسی:دودره است دیگه سیاست داره خبُ یه زن ویه دوست دخترُاما زنشو بیشتر میخواد.

 

۳)واماآقایون خوش اشتهای ایرونیُ همونطور که تو یکی دو پست قبل هم اشاره کردمُ۴تا زن دارن سی چهل تا صیغه ایُ هفتاد هشتاد تا دوست دخترُاما کدومو بیشتر دوست دارن؟؟؟اگه گفتی؟؟؟؟/ها ده نمیدونی که اگه میدونستی یه خورده حواستو بیشتر جمع میکردی.خودم میگمُ ننه شونو رو بیشتر از همه دوست دارن.حالا فهمدیدی چیکار کردی ؟؟؟؟/افتاد دوزاریه؟؟؟؟اگه هرروز که خونه برمیگشتی ندیدی که مردای ایرونی پشت اتاق ننت صف کشیدن باید خیلی شاکر باشی که اونوقتا اطلاعات مثل الان منتقل نمیشد وزمانی حرفات بگوش ما رسیده که متاسفانه به والده گرامی مکرمه محترمه حضرتعالی دسترسی نداشتیم.

 

حالا این آقایون عشق شناس چی گفتن که اینقدر آتیشی شدم؟؟؟؟/داشته باش بعضی قسمتها رو(البته با کمی دستکاری ویژه عمولی):

 

.....شیفتگی ظاهرا نخستین مرحله عشق استُ کششی اجتناب ناپذیر به سوی معشوق.این جذبه موجب ترشح انفجاری مواد شیمیائی عصبی بسیار شبیه به آدرنالین میشود.با کمک فنیل اتیل آمین که سر عت جریان تبادل اطلاعات میان سلول هارا افزایش میدهدُدوپامین که مارابرافروخته میسازدوباعث میشود درنتیجه گرمای محبت احساس خوبی داشته باشیمُ و نوراپی نفرین که موجب تولید آدرنالین میشودُکاری میکند که جهان به کام ماباشدُچشمهایمان آکنده ازبرق عشق شودوقلبمان تندتر بتپد.پس از آن تمام هستی ما وابسته به دیدار یار استُ همان که درحضورش تمام این واکنشها در بدنمان به راه می افتدوهرچه اعتیاد ما به این مواد شیمیائی قوی تر میشودُکشش ما بسوی اواو نیز شدیدتر میشود.....دوپامین به نوبه خود تولید آکسی توسین را تحریک میکندکه نیاز در آغوش گرفته شدن را درعشاق به وجود میاوردُبه این ترتیب دونفر به هم عادت میکنند و بهمین علت است که جداشدن این قدر کار دشواری استُ حتی وقتی واقعا دیگر به طرف مقابل هیچ علاقه ای ندارید و میدانید که باید اورا ترک کنیدُاغلب احساس میکنید که نمیتوانید.چرا؟زیرا به او اعتیاد شیمیائی پیدا کرده ایدُچون ترک آکسی توسین حتی از ترک هروئین هم دشوارتر است.

 

خب جناب آقای کارل زیمرو نیکلاس وید سام لیکخوفیییییییییییییییییییییییینخانوم والده هم خوش تشریف دارننترس عزیز من که کاری بکارت ندارم فقط یه احوالپرسی مختصر وساده وبدون منظوربود.ببین عزیز دردونه میدونم تاحالا کسی نتونسته جواب شماهارو بده وشمام حسابی پرروشدین.اما عمولی کسی نیست که این توبمیری از اون تو بمیریا باشه ها ُسه سوت همتونو ردمیکنم.میخواین امتحان کنیم. کاری که در طول تاریخ پر حادثه فلسفه انجام نشده الان عمولی باچهارگام کوتاه انجامش میده ببین چطوری؟؟؟؟؟بشمار:

 

۱)من

 

۲)همه

 

۳)شماهارو

 

۴)ردمیکنم .

 

دیدی چه مث آب خوردن ردتون کردم رفتین پی کارتون.حالا بازم مردشین بیاین بحث کنیم

 

نه بیاین یه کم باهم روراست باشیم ویه خورده هم جدی.منم عمولی بازی رو فعلا میذارم کنار.میدونی چند صفحه شمانوشتین ومن خوندم .انصاف نصف دینه حالا یه چند کلمه هم من بگم شما بشنفین اشکالی که نداره؟؟؟؟؟

 

اول یه حدیث قدسی:

 

 

 
( من طلبني وجدني ومن وجدني أحبني ، ومن أحبني عشقني ومن عشقني عشقته ، ومن عشقته قتلته ومن قتلته كانت علي ديته ، ومن كانت علي ديته فأنا ديته )
 

ترجمه:هرکس مرا طلب کند میابدمُ هرکس بیابدمرا دوستم میدارد ُ هرکس دوستم بدارد عاشقم میشودُ هرکس عاشقم شود ُ عاشقش میشومُ وعاشق هرکسی بشوم میکشمش وهرکس را بکشم برایش دیه ای وجودداردُ ومن دیه اوهستم.

 

 

 

نه خدائیش حال کردی؟گیرم که به هیچ طریق عقلائی نتونم بهت ثابت کنم که جمله بالائی رو خود خدا گفته ُاما خودمونیم شماهم فعلا چیزی رو ثابت نکردین.بهتر نیست اونی که بیشتر بدل میچسبه قبول کنیم؟البته انکار نمیکنم که بعضی ازفرمایشات گهربارتون همچین متینه مثلا منهم اون قسمت عادت رو کاملا قبول دارم اما نه به این معنی که عشق کشک!!!!!!عشق جای خودش ُعادت هم جای خودش واقعا میدونم گاهی حتی افرادی که ازهم متنفرن وسایه همدیگه رو باتیرمیزنن هم نمیتونن ازهم جدابشن چون بشدت بهمدیگه عادت کردن.اما این عشق رو ابدا نفی نمیکنه.حالا اصلا بیا یه قرار تازه باهم بذاریم.خوبه؟ بیا اصلا تو هرجور که راحتی وبدنت میکشه فکر کن بذار مام بحال خودمون باشیم.آقا خوش داری عشقت نتیجه فعل وانفعالات شیمیائی بدنت باشه خوب شما بخیر و مام بسلامت مام دوست داریم لااقل این یه قلمو از نوع آسمونیش داشته باشیم ُخیالیه؟یا بازم میخوای گیر بدی؟؟؟؟اما توصیه میکنم دیگه روحف عمولی حف نزن ُقاط میزنما؟؟؟؟؟میشی مثل عمو داروین ها!!! گفته باشم.آفرین بچه خوب برو به درسات برس بذا مام به عشقمون برسیم.منم قول میدم دیگه با سرکار خانوم والده محترمه مکرمه هیچ نوع احوالپرسی نداشته باشم ُ مگه اینکه خودت تنت بخاره.....فهلا....زت زیاد

+ فرموده شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:40  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

درطول تاريخ تعاريف زيادي از انسان بعمل آمده مانند" انسان حيواندوپا""انسان حيواني ناطق "و...كه درهركدام ازاين تعاريف سعي شده يك يا چند خصوصيت ويژه بعنوان خصوصيات منحصر بفرد انسان نسبت داده شود،مانندهمين تعريف معروف كه "انسان حيواني است ناطق"كه سعي دارد ناطق بودن را منحصر كند به انسان وكسي هم نيست بگويد آيا واقعا تمام حيوانات صامتند الا انسان؟حال ايكاش مقوله بهمين جا ختم ميشد وانديشمنداني صفات بيشتري را در انحصار انسان نميدانستند،مثلا اينكه برخي تعقل وبرخي عشق و عده اي ساير موهبت ها را مختص انسان ميدانند،نميدانم چگونه وبا چه ابزاري به اين نتيجه ميرسند؟ايا تك تك حيوانات را مورد آزمايش قرار داده وتست عقلانيت يا عشق گرفته اند و نتيجه گيري كرده اند كه آنان نميتوانند تعقل نمايند ويا عشق بورزند يا اينكه با تكيه بر ذهن محدود وجزئي نگر خويش به چنين كلي گوئيهاي گزافي دست يازيده اند،اخيرا دركتاب "قدرت خنده" نوشته "مجيدپزشكي "خواندم كه "خنده موهبتي است كه تنها به انسان داده شده ..."نميدانم اين فرد تك تك حيوانات را به خنديدن واداشته وزماني كه آنها ازخنديدن عاجزمانده اند چنين نتيجه اي گرفته ؟تصوير زير راببينيد .Image and video hosting by TinyPic
+ فرموده شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 21:4  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام