تبليغاتX
به منزل شخصی amo خوش آمدید

به منزل شخصی amo خوش آمدید

داستانسراي عمولي سایتی برای همه چیز(ادبیات ، داستان ، روانشناسی ،متافیزیک و ....)

یه بار تو ایام شباب و بحبوحه جوانی و جاهلی پیرمرد سبزی فروشی را دیدیم که سبزی بر الاغ بار میکرد و در کوچه پس کوچه های شهر به امر بسیار مقدس امرار معاش میپرداخت.الاغ زیبائی داشت ُ منهم که ذاتا علاقمند به این موجود چشم قشنگ بیچاره به محض رویت عنان از کف داده و بزبان محلی خودش آوازی بس دل انگیز سردادم.حیوان ندید بدید بعد از لختی تامل عارفانه بشدت سر بجنباند و نمیدانم صدایم را به صدای چه کسی از اقوامش شبیه کرد که عرعری جانانه تر راه انداخت به نحویکه صاحبش بسی قربان صدقه ام میرفت که خداوند هر حاجتی که داری بر آورده کند انشاءالله ُچون سالهای سال بود که الاغم چنین از ته دل عرعر نکرده بود.از قضا در آن هنگام مرد سبزی فروش بساطش را در کنار دیوار یکی از دبیرستانهای بسیار مشهور خیابان ۱۷شهریور تبریز پهن کرده بود و این ماجرای همخوانی من و آن موجود بس زیبای دراز گوش در زیر پنجره های باز همان دبیرستان اتفاق افتاد که دیدیم تمام کادر دفتری و دبیران و مربی پرورشی و کلهم مقامات محترمه دبیرستان از پنجره سرشان را بیرون آورده اند و ذم ما مینمایند که "آقا بچه ها دارن امتحان میدن ببر صدای اون انکرالاصوات رو..." و منهم که کلی داشتم ذوق میکردم و تازه داشتم گرم میشدم هرچی میگفتم باباجان راست راستی که زبون همو نمیفهمیم که همینجور شانسی یه چیزی بزبون خودش گفتیم و از قضا احتمالا یه شعر عاشقونه ای یا جمله فلسفیی چیزی دراومده که اونهم مطلبو گرفته و اینجوری داره همراهیمون میکنه وگرنه هرچی که بگم نمیفهمه که ُ منکه مادرش نیستم!!!.خلاصه تیارتی شد اونروز و یک خاطره بس بیاد ماندنی در دل و جان بروبچز بیادگار ماند.

حالاااااااااااااااااااااااااا....نمیدونم از بد روزگار یا از خوش روزگار یا از دیونه بازی روزگار یا اصلا هیچ ربطی به هیچ چیزی نداشته ُآبجی ما شده معاون همون دبیرستان!!!!!ولی خوشبختانه دیگه کسی از همکاراش مارو نمیشناسه خوب ُنترس آبروش نرفته و حفم یه چیز دیگس.

چن وقت پیش آبجیم میگفت که تو اتاقشون و سالنها دوربین مداربسته کارگذاشتن و بدبخت خانومها هم نمیتونن یه کلوم باهم اختلاط کنن!!!!جدا خیلی شکنجه وحشتناکیه واسه یه خانوم!!!!حالا اینش بماند چون خانومها خودشون به عمق فاجعه پی بردن و دیگه لازم نیس من توضیح واضحات بدم ُاما چیزیکه خیلی بیشتر توجه منو جلب کرده اینه که چن تا ازاین دوربینارو تو همون کوچه پشت دبیرستانه هم کارگذاشتنُ اییییییییییین خیلی حف داره دیگه.طفلکی جوونای امروزُجدا خیلی دلم بحالشون سوختُ هرچند جونی ماهم تو دوران همچین پخی نبوده اما حداقلش تو همون کوچه ای که ما عرعر جانانه راه انداخته بودیم و کلی شعر عاشقونه واسه دلبردرازگوش خونده بودیم و کلی عربده کشیده بودیم الان یه جوون بدبخت جرات نداره جیکش دربیاد و حتی بادوستش یه کلمه خودمونی حف بزنه یا یه شیطنت کوچولوئی که مختص این سن و ساله انجام بده ُچرا که فورا تصویر و صداش ضبط میشه و دیگه بقیش الله اعلم ...حالا اگه همین تصاویر گیر یه آدم خفنی هم بیفته که دیگه واویلااااااااااا!!!!!مثلا میبینی از فردا تیتر  صفحه اول تموم لینک باکسهای اینترتر این نوشته بچشم میخوره" کلیپ آواز خفن عمولی.... بدو بیا حالشو ببرژیگووووووووووول "عکسهای لو رفته زرین تاش خانوم تو کلاس درس..."ُ   ُ"یه کلیپ توپ و ژیگوووووووول از باجا در حالیکه داشته به یه ژیگولتر از خودش نومه میداده و حالشو میبرده....."

وقتیکه همین دوربینارو تو بانکها کار گذاشتن اولش کلی خوش بحالمون شد که دیگه راحت میشیم از دست کسری آوردنها ولی بعد از چند مورد که کسری آوردیم و نشستیم فیلمهارو بررسیکردیم دیدیم ای دل غافل این دوربینا اصلا رو نماهائی تنظیم نشدن که بتونیم ببینیم مشتری سندش چند بوده و پولش چند؟فقط بقول امیر بدرد این میخوره که وقتی امیر با یه مشتری کل کل میکنه یا با یه دختر خانوم احوالپرسی میکنه تصویرشو ضبط کنه تا بعدا حالشو بگیرن.

ولی بازم جای شکر داره چون هیچ بعید نیست  که نسل بعدی تو خونشون هم از این دوربینا کار گذاشته بشه و .....حالا دیدی عمولی بیراه نمیگه که دیگه عشقو نباید در پستوی خانه هم نهان کرد؟!!!!!!چون دیگه کم کم پستوی خانه هم داره میره که امن نباشه.میگی نه ؟؟؟؟؟؟؟اشتب میکنی خوب این هزارمین باره که میگم وختی عمولی چیزی میگه حف نباشهُ فخط بگو چشب.

خورده فرمایشات۱):بسیار سپاسگذارم از تمامی نورچشمیانیکه در دو پست قبلتر نگران حال مستراح رفتن ما بودند بایستی بعرض این عزیزان برسانم که بحمدالله مدتی بعد آب وصل شد و عمل بسیار بسیار روحبخش رفع حاجت بطور تمام و کمال و باعرض گلاب برویتان و روم بدیفال انجام یافت.ولی نمیدونم این ماه چرا من همش در اینمورد بدبیاری داشتم چن روز پیش هم تو بانک رفتم مستراح و  آخر سر که آبو باز کردم دیدم ای دل غافل بازم آب قطعه ُمستراح هم تو طبقه دوم ُشعبه یه شعبه دراندشت و بزرگ حالا هی ما داد میزنیم و تحویلدارو صداش میکنیم کسی نمیشنفه ُآخر سر دیدیم نزدیکتر از همه معاون شعبست و صداش کردیم و با شرمندگی ازش آب خواستیم و دمش گرم رفت از تو ماشین یه کم آب آورد و خلاص شدیم ولی خییییییلی ضایع بود فک کنم در تاریخ بانکداری بیسابقه باشه که یه تحویلدار از معاون شعبه تقاضای یه آفتابه آب بکنه.خیییییییییلی خجالت کشیدم.باید در صفحات ویژه تاریخ تمدن ثبت بشه حتما.

خورده فرمایشات ۲):در پست قبلی هم آقا ما گلت کردیم خواستیم بعد از مدتها یو خورده جدی باشیم همه گیردادن بهمون که نکنه با شوفر شاگرد حفم شده ُنه والله اگه دقت کنی یکی از موضوعات منزل شخصی "عمولی و خانیفاته "هست که گاه گداری میخواستم در مورد امورات مربوط به خانیفاته افاضاتی بکنم که ظاهرا باید قیدشو بزنم چون هرچی بگم موجبات سوءتفاوت میشه و باعث نگرانی نورچشمیان عسیس تر از جانُ ولی بلحاظ رفع هرگونه نگرانی باید عرض کنم که بحمدالله کما فی السابق در کمال تفاهم و زن ذلیلی در معیت شاگرد عسیس تر ازجان بسر میبریم و ملالی نیست جز دوری شما عسیسان و تنها مورد اختلاف هر پنجشنبه صبح سر حقوق و مزایای هفتگی است که این شاگردجان همیشه بنوعی دبه درمیاورد  و بنده را متهم به حق کشی مینماید....آهاییی ایهالناس یکی به این بگه یه پونصد تومنی و یه دویست تومنی جمعا میشه هفتصدتومن و هیچ فرقی نداره با جمع یه پونصدی و دوتا صدتومنی ُهرهفته مکافاتمون شده اینکه وختی یه دویستی میذارم رو پونصدیش میگه تو یه قطعه پول ازم کم کردی و باید دوتا صدی میذاشتی رو پونصدتومن و بعد به تموم فک و فامیل و دوست و آشنام اس اف اس میزنه و آبرومو میبره که اوسدا اینهفته حقمو نداد.

خورده فرمایشات ۳):بازم تو همون پست قبلی چرا خانوما اینقدر اهتماد بنفسشون تیکان نمیخوره و فک کردن که طرف صحبت من فخط آقایون محترم هستن و تموم خریتهای چهارگانه مختص ماست؟؟؟؟؟؟عسیسان دل ما در مورد موجود دوپائی بنام انسان سخن گفتیم و مقاله حاضر هییییییچ ربطی به جنسیت این موجود دوپا نداشته و ندارد حداقل درزمان حیات راقم تفسیر برای و جعل مکتوب ننمائید لوففا".پیشاپیش از همکاریهای حضرات علیه موتوشکریم بیزحمت.

خورده فرمایشات ۴):خیییییییییییییلی شرمندم ازاینکه یوخورده سرم شلوغه و نمیتونم زیاد بهتون سربزنم ُآخه خییلی بدجور ناجوری سرم شلوغه ُحالا چراشو بهدا میگم!!!!!خبر دارم باقلواااااااااااا!!!!صداشم تا چن وخت دیگه حتما درمیاد البته اگه بوتونم تا اونموخع دندون رو جیگر بذارم و قضیه رو لو ندم حتی به شما دوست عزیز.

+ فرموده شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 1:33  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

کاش حف زدنم پولی بود خدائیش میدونی چه اتفاقی می افتاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟میدونم تو جهان سوم هر اتفاق جدیدی که بخواد بیفته مثل چوب دوسر نجس باز این ماهستیم که از یه طرفش به گه خوری می افتیم ،اما بازم امتحانش که ضرری نداره شاید دیدی یه وخ شانس باهامون رفیق شدو اون یکی سر چوبه یه کمک گهش رقیقتر بود...

دیشب خیر سرم میخواستم  طبق معمول هر هفته پنجشنبه شبها بیشینم آپ کنم مثلا ،که شاگردجان گیر سه پیچ داد که یه کم بیا دراز بکش بهدا ،گفتم خوابم میگیریه ها!!!که بالاخره اراده آهنین اون بر اراده زن ذلیل من غالب شد و را افتادیم بریم  لالا کنیم  به این امید که صبح زود پاشیم و آپمونو بکنیم،که چشت بد نبینه صب که شد دیدیم بلاگفا باز نمیشه،گفتیم یه خورده با سایتهای دیگه سرمونو گرم کنیم تا شاید فرجی حاصل بشه که دیدیم نه بابا خیلی از سایتها اصلا باز نمیشن و بدین ترتیب اصاب مصاب خر سگی شدن زنگ زدیم به پشتیبانی شاتل ،گفتن یه ایراد کوچیک تو خطوط دیتامون بوجود اومده تا یکی دو ساعت برطرف میشه،و منهم دلخوش به این حف مفت!!! سرمو گذاشتم که یکی دو ساعت یه چرت کوشولو بزنم و بعد بیفتم بجون اینترتر،تازه خوابم گرفته بود که شاگردجان خبر داد که آبمونهم قطع شده و پاشیم از خونه بزنیم بیرونکلافه،خب آب نداشتیم تو خونه ،گلاب به روتون پی پی هم داشتیم خب باید میرفتیم یه جائی!!!ولی به محض اینکه خواب از کله همایونی پرید و چن تا ازفایلهای مغزم لود شدن یاد یه صحنه ای افتادم که چن سال پیش تو رسانه ملی دیده بودم ،وزیر نیرو تا ساعت چند و خورده ای بعد از تموم شدن ساعت کاری تو اتاقش نشسته بود و داشت به تلفنهای مردمی پاسخ میدادhelp.gif،چنان قیافه مهربونی داشت و لبخند دلنوازی برلب  که اونموقع کم مونده بود یک دل نه ۱۰۰ دل عاشقش بشم که وسطهای برنامه چون برقمون قطع شد دیگه از دل چهل و چهارم ببعد موند برا خودم و همون چهل و چهارتای اولی رو تقدیم آقای وزیر نیرو کردیم ،امروز صب هم با خودم گفتم ای دل غافل خب بردار یه تیلیفون بکن به اداره آب که تکلیفتو مشخص کنن شاید تا نیم ساعت قطعی آب برطرف بشه و دیگه لازم نباشه دربدر جیشگردونی بکنی!!!زنگ زدم به اداره آب و  بعد از یه ربع شماره گیری جانانه بالاخره صدای دلنواز بوق آزاد دلهای کوچک و انباشته از فضولات من و شاگردجان را به یک شادی بلا وصف میهمان نمود...

-عمولی:سلامن علیکم و رحمه الله و برکاته .به من زنگ بزن

-کارمند محترم اداره آب:سام

-عمولی:خسته نباشید قربانبه من زنگ بزن

-کارمند محترم اداره آب:(سکوت محض)!!!whistling

-عمولی:میبخشید آقا شرمنده آب خیابون پاستور کی وصل میشه؟به من زنگ بزن

-کارمند محترم اداره آب:مهلوم نیسُ لوله ترکیده دارن کار میکنن.

-عمولی:حدودا هم بفرمائید مارو در امر بسیار بسیار سخت تصمیم گیری خیلی مساعدت فرمودید ،چون میخوام ببینم اگه دیر وصل میشه پاشیم بریم خونه یکی از اقوام وگرنه منتظر میشیم.

-کارمند محترم اداره آب:چن بار بگم مهلوم نیس

-عمولی:آخه بالاخره شما صاحب تجربه هستین و مثلا نمیتونین بگین نیم ساعت ،یه ساعت یا بیشتر طول میکشه؟آخه ما یه قطره هم آب نداریم توخونه

کارمند محترم اداره آب:چقدر سیریشی؟هی زورکی میخوای تو دهنم حف بذاری ؟گفتم که معلوم نیس یعنی معلوم نیس دیگه چرا حف حالیت نیس؟

-عمولی:بهتر نیس یه کم مودب تر باشیم؟

کارمند محترم اداره آب:(سکوت)whistling

-عمولی:الو ...الو ...الو...

و صدای ترق و توروق صدا از اونور سیم وقطع شدن مکالمه و یکعدد عمولی دلشکسته دل شکستهکه از دست این زیر دستان وزیر محبوبش بشدت زخمی شده،خدائیش این تلفن کردن ما چه فایده ای داشت؟خب اینارو که خودمهم میدونستم که معلوم نیس کی آب وصل میشه و اگه قراره بعد از تلفن کردن هم هیچچی معلوم نباشه پس این پاسخگو رو واسه چی گذاشتی اونجا ای محبوب جانان عسییییس دل عمولی ،وزیر محترم نیروجان؟؟؟؟؟؟؟؟یعنی واقعا نمیشه که اون کسیکه داره جواب میده هر لحظه از کارگرهائی که مشغول ترمیم ترکیدگی لوله هستن گزارش بگیره و به مردم یه جواب درست و حسابی بده؟یا اینکه اون کارگرها بعد از اینهمه سال تجربه نمیتونن تخمین بزنن که کارشون کی تموم میشه؟و یا اینکه وزیر جان عسیس دل از زیر مجموعش خبر نداره و نمیدونه که چه گندی میزنن به اصاب مردم موقع تماس گرفتن و اینطور میاد تو رسانه ملی کلاس میذاره؟؟؟؟؟؟؟نه به نظر من این عسیس دل کاملا خبرداره که تو سازمانش چه خبره ولی حیف که حف زدن پولی نیس ،تازه حتی اگه پولی هم باشه باز براش فرقی نمیکنه چون از جیب باباش که نمیخواد بده از جیب من و تو میزنه و یه مشت حف مفت پولی تحویلمون میده،پس نتیجه میگیریم که حف در همان نرخ مفتی خود بماند بهتر است چون پولی شدنش نه تنها تاثیری در کاهش حف مفت نخواهد داشت بلکه بعلت آمار بسیار سنگین  اینگونه حفها و قطع یارانه تاثیرات منفی زیادی در موجودی جیب من و تو خواهد داشت.پس هرچی دلتون میخواد از این نعمت رایگاه بهره مند گردید و حالش راببرید و دعا بجان ما نمائید که حفمان را پس گرفتیم و پیشنهاد پولی شدن حف مفت را کن لم یکن تلقی نمودیم ،باشد که رستگار گردید انشاءالله.اجرکم عندالله و من الله توفیق.

+ فرموده شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 9:11  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

خب نورچشمیان عسیس دل قسمت اففل تا اونجا رسیدیم که یه تیلیف زدم به سروش عسیس دل و بهش خبردادم که رسیدیم انزلی و آدرس ویلارو بهش دادم و قرار شد فرداش بزنگه و قرار بذاریم.بعدش هم چون خیلی خسته بودیم و شاگردمم از فرط استرس دیگه نا نداشت گرفتیم خوابیدیم ولی شب متوجه شدم که هروقت یکی رو تخت تکون میخوره اونیکی فک میکنه که زلزله اومده چون تخت خیلی شدید تکون میخورد!!!صبح که پاشدیم شاگردجان یه املت دپش شوفری چاق کردو رفتیم لب دریا زدیم تو رگ و رفتیم بیرون که آئینه رو بدیم درستش کنن چون شب قبل تو مه دستم خوردو شیکست قرار شد بعدشم بریم بازار انزلی رو بگردیم.ولی هرجا رفتیم گفتن اصلا تو انزلی لوازم یدکی دوو پیدا نمیشه و باید برین رشت ُ دیدیم دیگه مجبوریم و باید رفت و شاگرد هم از خیر بازار گذشت و قرار شد بعدا بریم بازارگردی ُرفتیم رشت و نمایندگی دوو رو پیداکردیم و اونها مشغول تعویض آئینه بودن که سروش زنگید و گفت که ظهر میاد انزلی ُمنهم گفتم نمیخواد چون ما تو رشتیم ُتا حاضر شدن آئینه دوسوته خودشو رسوند و بعدش گفت که بریم ماسوله ُنمیدونستم ماسوله چجورجائیه هرچند تعریفشو زیاد شنیده بودم ولی ازنزدیک ندیده بودم گفتم شاید شاگردجان دلش بخواد که بریم بازار و بعدش که دیدم نه رائیش طرف ماسوله است راافتادیم طرف ماسوله ُو خدائیش عجب طبیعتی ُعجب طبیعتیُ مخصوصا که سروش هم پیشمون بود و بعد از مدتها دوستی اینترنتی از نزدیک داشتیم باهم گپ میزدیم خیییییییییییییلی میچسبید ُاز هردری گفتیم و قرار گذاشتیم که ناهار هم سر خانوم خوشحال خراب بشیم که دیدیم دیگه خیلی گشنمونه تو یکی از رستورانهای جاده ماسوله تو قلب طبیعت سبز ناهارو زدیم تو رگ و بعدش رفتیم ماسوله ُو اندازه تموم عمرم اونجاپیاده روی کردیم ُچون واقعا زیبا بود و آدم حیفش میومد نبینه سقف هر خونه کف یه خونه دیگه بود و خونه ها روهمدیگه ساخته شده بودن از دامنه کوه شروع میشدن و تا بالا میرفتن و واقعا یکی از نمونه های شاهکار زندگی اجتماعی بود.عصری دیگه برگشتیم رشت و با سروش که قرار بود حرکت کنه مشهد خداحافظی کردیم و برگشتیم انزلی و دیدیم که دیگه بازار داره تعطیل میشه و رفتیم تو ویلا و شب خوابیدیم ُموقع خوابیدن کلی توضیح واضحات دادم به شاگردجان که شب نترسه اگه دید زمین و زمان دارن تکون میخورن چون تختای اینجا خیلی شل و ولن و  وقتی یکی داره تکون میخوره اونیکی فک میکنه داره زلزله میاد ُبعد با خیال راحت سرمونو گذاشتیم بخوابیم که وسطای شب دیدم یکی داره آروم صدام میکنه:"عموووووووووو  عموووووووووووووو نترسیا مثل اینکه زلزله اومده"حالا من چی باید میگفتم بهش دیگه بمغزم نرسید و فقط تونستم بگم باشه بگیر بخوابآخه بجه من دوساعت برات توضیح دادم که نصف شبی اینطور زابرام نکنی!!!!!!!!! و صبح افتادیم بجون بازار و شاگرد جان حسابی دشت کرد.دیگه بعد ازاون اتفاق خاصی نیفتاد تا روز چهاشنبه تصمیم گرفتیم بریم کرج و بعد قم و بعد دامغان .صبح که داشتیم حرکت میکردیم یه بچه وروجک گیر داده بود به شاگردم و میومد دم ماشین می ایستاد بغلش میکردیم میبردیم پیش مامانش همینکه میخواستیم سوار بشیم مثل اون ماهی پلنگ صورتی میدیدم بازم کنار ماشینه.خلاصه از دستش دررفتیم و انداختیم جاده رشت که ازطرف رودبار ُمنجیل بریم قزوین ُخدائیش این جاده خیلی عالی بود و مثل آزاد راه رانندگی توش خیلی آسونتر بود موقع ناهاررسیدیم کرج و ناهارو زدیم تورگ و نشونی یه هتلو گرفتیم که اتاقهاش مجهز به اینترتر باشن چونکه دیگه حسابی اینترتر خونم پائین اومده بود و تموم استخونام دنگ و دنگ میکردن ُ خلاصه نشونی هتل مرمرو بهمون دادن و رفتیم دیدیم فقط یه کامپیوتر اونهم تو لابی هتل دارن دیدم باز ازهیچی بهتره اتاق رو رزرو کردیم زنگیدم به مجید دلبندم نشونی رو دادو رفتیم مغازش ُباز هم خیییییییییییلی حال کردم بخاطر دیدن یه نورچشمی دیگهُ کلی اصرارکرد که بریم خونه و شام باهم باشیم اما چون اصلا خوشم نمیاد ازتلپ شدن قبول نکردیم و چائیمونو تو مغازش خوردیم و برگشتیم هتل ُرفتم سراغ اینترتر و به اسی عسل یه پیغام گذاشتم که تلفنش جواب نمیده و یه زنگی بهم بزنه و آدرس بده ُ بعدش یه کم فروشگاههای کرجو گشتیم که شاگردجانهم از سفر بینصیب نباشه  و بعد یه پیغام گذاشتم واسه مهدی رضائی  و جناب حمیدالدوله ُکه هردوشون یکی دوساعت بعدش زنگ زدن و متاسفانه حمید چون سرش شلوغ بود نتونستیم قرار بذاریم و با مهدی قرار گذاشتیم که فرداش ببینیم همدیگه رو ُباز از اون اصرار که قرارو بذاریم خونه اونها و ازمن انکار تا بالاخره راضی شد تو یکی از کافی شاپهای تهران قرار بذاریم.گرفتیم خوابیدیم و فرداش رفتیم طرف تهران و اول یه تیلیف کردم به حاجی که ببینم کجاس برم ببینمش که جواب نداد و بعدش یه اس اف اس فرستاد که "مهدی جان تو جلسه هستم و نمیتونم باهات بحرفم" که اس اف اسش خیلی دیر رسید بدستم ُبعدچون میخواستم بروبچزوبلاگ  بانک ملی رو تو اداره مرکزی ببینم و خیابون فردوسی هم تو طرح بود ماشینو انداختیم پارکینگ مترو صادقیه و با تاکسی رفتیم اداره مرکزی و بروبچز اونجارم دیدیم و یه کم صحبت کردیم و بعد یه خورده پاساژهای ولی عصرو گشتیم و زنگ زدم به مهدی رضائی ُگفت برین تو پارک دانشجوئی تامنم بیام رفتیم اونجا و تقریبا یه ساعت بعد مهدی خودشو رسوند ُرفتیم یه کافی شاپ و یه ساعتی گپ زدیم و خداحافظی کردیم و دیگه چون نه از اسی عسل خبری شد نه شیخ عیسی تو قم بود ُ از طرف دیگه دلمونم واس خونمون خییییییلی تنگیده بود ُتصمیم گرفتیم برگردیم تبریز. خدائیش اینجا یه تف آبدار بندازین رو صورتم تابقیشو بگم !!!!!انگار همون کسی نبودم که دو سه روز قبل به شاگرجان قول دادم که دیگه شب رانندگی نکنم ُاما دیگه عخش خونه و ولایت همچین زد بکلمون که هم اون هم من بیخیال هرچی قول و قرار شدیم و ساعت چهارو نیم  ظهر بود که از تهران حرکت کردیم اما یه ساعتی تو آزادراه اونجا معطل شدیم ازبس شلوغ بود ولی دیگه تصمیم گرفتیم برگردیم ولایت ُبااینکه عاشق تبریز و خونمون و محله ها و دوستانم هستم اما یه چیزائی هست که هروقت میخوام برگردم خیلی اذیتم میکنه و یه غم بزرگی مثل بختک میفته رو سینم ُوقتی یادم میفته دارم برمیگردم به شهریکه کلی آدم رند و دورو منتظرمن ُوقتی یادم میفته باز باید با یه عده آدم زبون نفهم توریست که آبروی هرچی ترکو بردن مواجه بشم و انواع و اقسام لهجه ها و گویش های ترکی که هیچکدوم متعلق به تبریز عزیزم نیستن گوشامو آزار بدن  ُیا باکسائی که ...شونو حسابی صیقل دادن که بمحض رسیدن ترتیبمو بدن آرزو میکنم هیچوقت برنگردم اما تازه اونموقع یاد خونه و دوستان و خونوادم که میفتم باز دلم میخواد برگردم خلاصه یه حسهای ضد و نقیضی بدجوری اذیتم میکنه. تو همین فکرا بودم که کرجو رد کردیم و افتادیم تو جاده گزوین!!!هرچند رفتنی تو همین حوالی یه اس اف اس زدم به جناب شیخ عیسی و ازش درخواست کردم که درعبور ازاین منطقه دعام کنه ولی باز یه نمور خوف داشتم که دیدم یواش یواش هواهم داره گرگ و میش میشه و ولی باز ازرو نرفتم و بااین چشای خوشگل آستیگماتم ادامه دادم تا رسیدیم زنجان که دیگه هوا حسابی تاریک شده بود ُشاگردجان گفت اوسدا شبو همینجا بمونیم گفتم حیفه دیگه ۳۰۰ کیلومتر بیشتر نمونده تاخونمون بریم شبو تو خونه خودمون باشیم که اونهم از من بیحیاتر قبول کرد و چشتون روز بد نبینه انداختیم تو آزاد راه زنجان تبریز که خیلی قسمتهاش واقعا تاریک بودن و منهم با این چشای آستیگمات اصلا نمیتونستم لاینارو درست تشخیص بدم یه مرتبه میدیدم یه کامیون داره پشت سرم غرغر میکنه و چراغ میده و بعضی وقتها احساس میکردم دارم از جاده خارج میشم چون اصلا دید نداشتم مخصوصا وقتی چشای خوخشلم خسته میشدن ُیا بعضی وقتها یه چیزای عجیب غریبی تو جاده میدیدم که بعدا متوجه میشدم همش توهمه و بالاخره با هرمصیبتی بود خودمونو رسوندیم تبریز و وقتی درخونمونو باز کردیم یک نفس جانانه ای کشیدیم و همه چی یادمون رفت.هنوز یه هفته از مرخصیمون باقی بود و افتادیم بجون کارای عقب افتادمون و یه دوروزهم مهمون داشتیم و بعد یه تیلیف زدم بیکی دیگه از نورچشمیان عزیز  به نام ساسان .م که اومده بود تبریز و باهم قرار گذاشتیم و رفتم دیدمش اما خدائیش هرچی دهفتش کردم نیومد که ناهار باهم باشیمُ یه رو زهم  وقت گذاشتیم که بریم دندانپزشک بخاطر دندونای شاگردجان وقتی هم رفتیم دکتره داره میپرسه کدوم دندونت بیشتر اذیت میکنه اول اونو کار کنم که برگشته میگه آق دکتر یه دندونم طرف راننده خرابه دوتا طرف شاگرد لوففا" اول طرف شاگردو بذارین زمین!!! خوشم اومد از آق دکتر که کم نیاورد و گفت:آبجی مسواکتو تخته گاززدی جفت نروات سوختن خلاصه یه دندون از طرف شاگردو عصب کشی کرد و عصری هم رفتیم خونه مادرزن جان و باباجناقها کلی بگو بخند تا ایشالله از شنبه بریم که چرخهای اقتصادی مملکتو بچرخونیم.امروز صبح هم که داشتم حقوق هفتگی شاگردجانو میدادم برگشته میگه :"اوسدا تو که از کارم تو مسافرت راضی بودی یه چیزی بذار روش ..."و بدین ترتیب یه صد تومن (۱۰۰۰ریال)گذاشتیم رو حقوق هفتگیشو بعبارتی شد هفته ای ۷۰۰ تومن!!!آقا این جریانات اخیر!!! هیچ کاری هم نکرده باشنا روی این شاگرد جماعتو خیلی باز کردن هشت سال تموم من این شاگردو با هفته ای پونصد تومن نگه داشتم از عید امسال هی دبه میاره و اعتراض میکنه و اعتصاب تا اینکه دردو نوبت نه چندان دور از هم دویست تومن گذاشته رو حقوق هفتگیش.دوسه شب پیش هم داشتم وبگردی میکردم که یه هو صدام زده میگه:"عموووووووووووووووو میای یه قولی بهم بدیم؟؟؟؟!!!! منهم باخودم گفتم خدایا چه خطائی ازم سرزده که اینجوری میخواد ازم قول بگیره؟گفتم باشه چه قولی؟؟میگه بیا قول بدیم که دیگه هیچوقت  شب نریم جاده...منهم رفتم تو فکر که خدایا خداوندا یعنی چی شده که بعد از چند روز شاگردجان همچی فکری داره میکنه و غرق در افکار مختلف بودم که دیدم داره برنامه شوک رو تماشا میکنه و دارن یه راننده رو نشون میدن که شب تو جاده ماشینو چپ کرده و شاگردشو به کشتن داده !!!!!و بدین ترتیب به یک پوچی فلسفی رسیدم که من چه فکرهای بکری در مورد  این شاگرد سراپا تخس میکردم و نگو فقط داره از جون خودش میترسه

خورده فرمایشات ۱):این سفر بخاطر دیدار با نورچشمیان عزیز یکی از بهترین سفرهام بود.

خورده فرمایشات ۲):ایشالله که سفرهای بعد بتونم تعداد بیشتری از نورچشمیان رو ببینم اما خدائیش بهمین شکل ها چون واقعا از تلپ شدن متنفرم.البته از خود تلپی متنفرم وگرنه از جائی که دهفت شده باشم هرگز جا نمیمونم.

خورده فرمایشات ۳):خیلی ممنونم از همه نورچشمیان عزیزی که دهفتم کرده بودن و شرمنده که نتونستم برم به دیدنشو ایشالله سفرهای بعدی.

خورده فرمایشات ۴):هرکی اومد تبریز رو تخم چشامون جاداره لوففا".

خورده فرمایشات۵): تصاویر دلخراش خیانت یک زن به شوهرش و پناه بردن شوهره بدام اعتیاد رو گذاشتم تو ادامه مطلب .


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 1:59  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

شلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.خوفیییییییییییییییییین؟خدارو شکر.منکه دلم واستون یه فندق شده بود.شما چطور؟؟؟؟؟؟؟

سفرنامه که چه عرض کنم بهتره بگیم دیدار بانورچشمیان.!!!

از تبریز که حرکت کردیم قرار بود بریم قزوین و بعدش منجیل و رودبار ورشت و انزلی.انداختیم تو آزاد راه اما  یه هو نزدیکای میانه هوس کردیم جاده خلخال بریم،چون هم تو آزاد راه خیلی گیر میدادن هم هوس کردیم جنگلو ببینیم.تو آزاد راه چن بار گیر سرعت دادن بهمون ،یه بارهم که داشتم با سرعت آدمیزاد میرفتم باز دیدم جاب سروان کفگیرشو بلند کرد و کشیدمون کنار و در مقابل چشمان حیرت زده من پرسید با خانوم چه نسبتی داری؟منهم گفتم شاگردمهزبانیارو دیگه نتونس خودشو کنترل کنه و همچین زد زیر خنده که دید داره ضایع میشه زود گفت برو،بعدش ماشالله به این آزاد راه میبینی یه جا تابلو زدن سرعت مجاز ۱۲۰ کیلومتر درست یه کیلومتر اونورتر زدن ۱۰۰ کیلومتر خلاصه دیدیم آزاد راه بکارمون نمیاد از خروجی میانه خواستیم خارج شیم که بلطف این تابلوهای بسیار راهنمای آزاد راه یه دوساعتی فقط دور خودمون چرخیدیم و آخرش هم از هشترود زدیم بیرون و نزدیکای ظهر رسیدیم میانه،بعدش دیگه چون به تابلوها اعتماد نداشتم با پرس و جو جاده خلخالو پیداکردیم و یه بچه خلخال باحال هم نشوندم بغل دست و شاگردهم جاشو داد بهش و رفتیم تا خلخال ،تا اونجا بدنبود غیر از یه مورد جریمه سبقت ممنوعی که چسبوندن بهم و یه خورده حالگیری شد،ولی بعدش چشتون روز بدنبینه ،غروب شد و مام افتادیم تو جاده اسالم که یه جاده کوهستانی و خیلی خطرناکیه،بالا بالاها دیدیم یه مه خیلی رقیقی هست داشتیم عخش میکردیم ،شاگردم دستشو برده بیرون و میگه"عمووووووووو ببین من دارم رو ابرا را میرم...connie_49.gifمنم دارم گیلکی میخونم براش :

درو دیوار خانجه

بینیویشتم تی ایسمه آی بانو آی بانو

بانو بانو نوا بوستن می دوشمن

بانو بانو می کوچی دیلی نشکن...

چون هر استان که میرسیم باید به زبون اصلی همونجا بوخونم براش وگرنه مسافرت بهش حال نمیدهکلافههمینطور که داشتیم دل میدادیم و قلوه میستوندیم و براهم پپسی وا میکردیم یه هوئی مه اونقدر غلیظ شد که دیگه نه جلومو میدیدم نه عقب میتونستم برگردم،نه خط سفید جاده دیده میشد ،دو طرف دره و یه سانتی متر اونورترهم دیده نمیشه،بزور تونستم خط سفید وسط کنار جاده رو تشخیص بدم و داشتم میرفتم که یه هو شاگرد دادزد ،اوستا اینکه خط کناری نیست داری رو خط وسط را میری ،نگو تو اون مه دارم رو لاین برگشت خلاف میرم و خدارحم کرد فقط جلومون ماشین نبود وگرنه یامیزد یا میرفتیم تو دره،دیدم جای نگه داشتن هم نیست ،جاده هم که خلوت هیچ کسی نبود غیر از من و شاگرد بخت برگشته و خدا.از ته دل فقط دعا میکردیم که یه هو دیدیم خدا یه ماشینی رو از روبرو رسوند که جاده رو بلد بود و بهمون گفت که دارین اشتباه میرین ،تو اون موقعیت خطرناک دور زدیم و رفتیم دنبالش که چون خیلی تند میرفت گمش کردیم ولی خواست خدا یه وانت نیسانی جلومون سبز شد و انداختیم دنبال اون از قضا اونهم از اهالی همون منطقه بود و تا اسالم دنبالش رفتیم و شاگردم هم هی میگفت اودا چقدر بهت میگم به این نیسانیهاگیر نده خدارو چی دیدی اصلا باورت میشد یه روز یه وانتی جونمونو نجات بده؟خلاصه حسابی رفته بود رو منبرو داشت ارشادم میکرد و منهم که شاگرد ذلیل کم کم داشتم به راه راست هدایت میشدم که یه هو یادم افتاد بابا این که وانتش سفید بود من با آبیاش مشکل دارم.

خلاصه با هرمشقتی بود خودمونو رسوندیم انزلی و یه ویلا که ظاهرا خیلی قشنگ بود گرفتیم و بعدش دیدیم وایییییییییییییی توش چخده کثیفه،آب لوله کشیش هم بو میداد لامصب.یه موش کوچولو هم تو حیاط دیدیم که دیگه عیشمون تکمیل شدولی خدائیش علیرغم همه اینا خوش میگذشت مخصوصا با املتهای شوفری که شاگردم میپخت و کنار دریا میزدیم تو رگ و بهدشم میشستیم و به صدای دریا گوش میکردیم البته کلا شمال که میریم کارمون همینه فقط کنار دریا میشینیم و به امور شکم و چرت میپردازیمو برگشتنی هم کلی اضافه وزن میشه وبال گردنمون.ولی از اونجائیکه ایندفعه تصمیم داشتم نور چشمیان رو هم ببینم زودی با سروش تماس گرفتم و بهش خبردادم که تو انزلی هستیم و قرار شد فرداش همدیگه رو ببینیم.

خوف دیگه خسته نباشید ،منهم خسته نباشم،یه خورده طولانی شد ایشالله تو قسمتهای بعدی هم مفصلا بقیشو مینویسم.فهلابای بای

ایشالله بزودی به همتون سر میزنم.

+ فرموده شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:7  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

اول از کجا شروع کنم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

ها از بانک ملی شعبه فشن!!! که باعث و بانی غیبت غیر موجهمه

دوهفته پیش که ثبت نام دانشگاه آزاد شروع شد و قرار شد از هرحوزه نیروی کمکی ارسال کنن به شعبه دانشگاه آزاد تو حوزه ماهم قرعه بنام من بخت برگشته افتادو از لحظه ایکه رفتم و تو شعبه دانشگاه آزاد مستقر شدم هیچکدوم از تلاشهای مذبوحانه همسرجان برای برگرداندن من به حوزه خودم موثر واقع نشد از اونجائیکه همسرجان تو اداره کارگزینی بانک ملی شاغله و هرچی میتونست جلو پامون سنگ انداخت که نریم تو اون شعبه اما بخت باهاش یار نبود که نبود و حکم از بالا بالاها صادر شده بود و لازم الاجرا ُ که نهایتا" دید از طرف اداره نمیتونه کاری از پیش ببره دست بکار شد که رو مخیلهخودم کار کنه و یه روز میگفت:"عمووووووووووووو امروز خیلی خسته ای بمون تو خونه استراحت کن من مرخصیتو جور میکنم"...یه روز زنگ میزد میگفت"عمووووووووووووووو اونجا همشون لولو خورخوره هستن چشاتو درمیارن ُموهاتو میکشن ُکتکت میزنن....خودت تقاضای انتقالی بده بقیشو من درس میکنم" ولی من میگفتم"نهههههههههههه اینجا لولو خورخوره هاشم خوخشلن ُاصلا من اینجارو دوس دارم ازجامم جم  نمیخورمُ شعبه های دیگه خوخشلاشم لولو خورخوره هستن"خلاصه خیلی نگران بود که من تو اون شعبه باشم آخه تاحالا ندیده بودمن یه همچین شعبه هائی برم ُتا حالا تموم مشتریام همش ممد ده تن و کریم بزغاله و تیمور نعره و این تیریپا بودن و خیالش خییییییییییلی راحت بود اما حالا که میدید  رفتیم مشتریام همه روزیتا و آنیتا و قربونش نرم مننننننننننننننننننننننننن سونیتا جونه یه نمور نگران بود .خدائیش هم انگار اومده بودن عروسی همه فشن واییییییییییییییییییییییُ هرروز یه رنگ و یه مدل تازه و....خداوندا مرا براه راست هدایت فرما.ولی خب با شیکم گرسنه نمیشد از شرمندگی خودمون دربیایمو اصلا حس چشچرونی نبود.عصرم که برمیگشتم خسته و کوفته و گشنه و تشنه دیگه حس وبگردی هم نبود تا اینکه فطر شد و گفتیم دیگه خداروشکر هم یه آپی میکنیم هم به نورچشمیان عزیزترازجان سرمیزنیم که بلاگفای ناخوشی نیگیفت!!!!هم ادا درآورد و حسابی پوزمونو زد و بدین ترتیب یکعدد عمولی شرمنده خشمگین غمگین تولید شدالبته این ادا و اطوار دانشجویان تازه تاسیس و مامی هاشونهم کمتر ازبلاگفا حرصم نمیداد ها!!!!!!!!!حالا بماند که دانشجوی مملکت یه فیش رو نمیتونه درست و حسابی پر کنه یا مبلغ فیشش رو نمیتونه درست بنویسه و یا هزارو یک سوال بیربط میکرد که واقعا آدم کلافه میشد بیشترین چیزیکه حرصمو درمیاورد مرتیکه گنده هائی بودن که با مامانشون میومدن ثبت نامبعدهم مامی جون فیش گل پسرو پر میکرد و هزار ویک سوال؟؟؟؟؟؟ وقتی هم بهش میگفتم که آخه خانوم ماشالله دیگه پسرت گنده بکی شده برا خودش شما دیگه چرا باهاش میای ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟با پرروئی تموم میگفت من کفشای پسرمم هم خودم پاش میکنم!!!!!!!!!!!!ای خودااااااااااااااااااااااااا یکی بیاد منو بگیرهههههههههههههههحالا فکرم نمیکنه فردا واسه همین پسر گلش زن میگیره و دختر مردمو بدبختش میکنه چون یه همچین بچه ننه ای عمرا نتونه یه زندگی رو اداره کنه.خب تا اینجا علت غیبتمو تا امروز متوجه شدین وآماااااااااااااااااا علت غیبتم تو این دوهفته آینده!!!!!گوش شیطون کر بالاخره استخاره خوب اومد و با دوهفته مرخصی من و همسرجان موافقت شد ُآخه هروقت مرخصی من جور میشد مرخصی اون جورنمیشد و بالعکس ولی بعد از یک سال و خورده ای بسلامتی برای هردوتامون مرخصی صادر شد و قراره که انشاءالله از شنبه یا یکشنبه اگه کارای ماشین تموم بشه و خدا بخواد عازم سفر بشیم و برناممون ایرانگردیه ُاز اینجا تصمیم گرفتیم انشاءالله بریم شمال که سروش رو حتما میبینم اونجاُ بعد قم(شهر شیخ عیسی) و اصفهان و شیراز و دامغان(شهر اسی عسل) که هرکدوم از اینا اگه تونستم یه دیداری با نور چشمیان عزیزتر ازجان خواهم داشت انشاءالله.تهران که محل سکونت بیشترین تعداد نورچشمیان هست بعلت طرح ترافیک نمیتونیم بریم ولی بقیه شهرارو تا جائیکه کارت سوخت و بدن همایونی و صد البت میل باطنی شوفر شاگرد عزیزم اجازه بده حتما میریم .البته معمولا هروقت که تصمیم گرفتیم بریم ایرانگردی همون دوسه روز اول خسته شدیم و برگشتیم .حالا ببینیم ایندفعه چیکار میکنیم.خب تاوقتی که من نیستم بچه های خوبی باشین ُدندوناتونو مرتب مسواک بزنینُ حف بزرگتراتونو گوش کنین ُهرقدر که دلتون میخواد اینجارو بذارین رو سرتون اما توخونه بچه های مودبی باشین ُ از اولیاتون خواهم پرسیدها!!!!!!!!نظر اونا تو نمره انضباطتتون خیلی تاثیر داره.بهدشم بخاطر اینکه حوصلتون سرنره و زیاد غمگین نباشین یه بازی خطرناک میذارم اینجا که حسابی حالشو ببرین ژیگووووووووووووولا.

و آممممما بازی......

اگه نفر قبلیت(همون کسیکه قبل از تو کامنت گذاشته) تغییر جنسیت بده اسمشو چی میذاری؟امیدوارم اسمهای خوخشلی واسه هم انتخاب کنین و بعد اینکه برگشتم یه شناسنامه توپ جدید از نورچشمیان تهیه بکنم.البته چون اولین نفر کسی رو قبل ازخودش نداره باید واسه خودخودناکسم اسم انتخاب بکنه.فقط خواهشم اینه که هرچی خواستین بنویسین تو کامنتها اما آخرش انتخاب اسم واسه قبلی یادتون نره که بازی قطع نشه اگرهم یه بچه تخسی مثل باجا  پیدا شد و بازی رو قطع کرد نفر بعدی ادامش بده.تو این بازی اگه برین وبهای همدیگه رو بخونین اسمهای بهتری میتونین واسه هم انتخاب کنین.

خب پس وعده ما فک کنم تا هیجدهم مهرماه که البته اگه وسط وسطها تونستم کافی نت پرسرعتی گیر بیارم حتما بهتون سرمیزنم ولی خب مثل خونه نمیتونم به همه سر بزنم.ایشالله بعد از برگشتن از خجالتتون درمیام.

برای سلامتی آق شوفر و شوفر شاگرد همگی دعاکنین .

 

+ فرموده شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 2:17  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

نورچشمیای عزیزُبزرگترا ُکوچیکترا نماز روزتون قبول حق باشه ایشالله

تو این پست قصد دارم یه تکنیک خ*ف*ن باحال یادتون بدم که یه عمر باهاش کار کنین و حالشو ببرین ژیگوووووووووووووولاالبته لازم بذکره که این قبیل آموزشها وظیفه مااااااااااااااااااادر خواهر گرامیتونه ها که بخاطر کم کاریاشون عمولی داره جورشونو میکشه.

تا حالا شده کسی از نزدیکانت یه کاری بکنه که خیییییییییییلی حالتو بگیره؟؟؟؟؟کاریکه درحد تیم ملی ازش متنفر باشیُ یه کاری مثل خیانت ُ نارو زدنُ یا یه دروغ خیییییییلی گنده و یا هرچیز دیگه ای از این قبیل که تا حد مرگ آزارت بدهُ ؟؟؟؟؟؟؟؟

معمولا آدمها بر حسب شخصیتشون در اینجور موارد عکس العملهای مختلفی نشون میدن:

-تیریپ مثبتا ُدر حالیکه قیافه خیلی خونسردی بخودشون میگیرن ادعا میکنن که طرفو بخشیدنش و اجرشون پیش خدا محفوظه

-تیریپ رمانتیکا یه شاخه گل پژمرده میگیرن و با یه قیافه شیش در نوزده داغون میرن پیش طرفو میگن ازت متنفرم.

-تیریپ زرنگا اصلا بروی خودشون نمیارن و بی سرو صدا میرن دنبال عشق و حال خودشون

-تیریپ مذهبیا ُطرفو میسپارنش به ابوالفضلو دعا میکنن که یارو خیر از زندگیش نبینه.

-تیریپ مظلوما یه گوشه کز میکنن و فخط اشک میریزن و جیگر همه رو کباب میکنن.

-تیریپ چاله میدونیام چن تا فوش مادر خواهر نثار طرف میکنن و جیگرشون خنک میشه

-و اما تیریپ قیسریا ضامنی رو ورمیدارن و سیراب شیردونی طرفو میریزن بیرون

و تیریپهای دیگه هم به نوعی بسته به شخصیت خودشون بالاخره یه عکس العملی نشون میدن ُ اما حالاداشته باش آموزش عمولی رو!!!!!!!!:

اولین کاریکه میکنی با طرف یه گوشه دنج و رمانتیک خلوت میکنی و در حالیکه از فرط شرمندگی نمیتونی سرتو بالا بگیری و اگه بتونی که یه خورده هم لپاتو سرخشون کنی که دیگه یعنی آخر شرمندگی هستی و به اضافه اینکه یکی دو قطره اشک تمساح هم چاشنی بکنی که دیگه خییییییلی عالی میشه ُبا لکنت و من و من و کلی افه شرمندگی و پشیمونی بهش میگی که "عزیزم منو ببخش ُمن امروز برای اولین بار کاری رو که نباید میکردم ُکردم"!!!!!.

همین !!!!!مطمئن باش دهن یارو یک عمر آسفالت میشه هیچ یه ایزوگامم روش.چرا؟؟؟؟؟چون یه علامت سوال به ایییییییین گندگیبعلاوه یه عالمه علامت سوال در سایزهای مختلف

رو مخ بیچارش حک کردی که شب و روز ذهنشو مشغول میکنه که "تو چیکار کردی که نباید میکردی؟؟؟؟؟؟؟؟" والبته گاهگداری یه گیرهائی بهت میده و باانواع و اقسام روشها و اهرمهای فشار سعی میکنه که زیر زبونتو خالی کنه و ازت حف بکشه که تو باید در نهایت خونسردی و شرمندگی فقط این جمله رو بگی"هروخ خواستم ازم متنفر بشی بهت میگم" و تو دلت یه قهقهه اساسی  میزنی به ریششو حالشو میبری

داری فکرو چخده تر و تمیزه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حف نداره بوخودا.تازه حتی اگه یه روزی دلت بحالش بسوزه و  بخوای اعتراف کنی و بهش بگی که همش سرکار بوده و خبری نیس ُعمرا باور نمیکنه که چون این اسلحه مخرب بدگمانی تا مغز استخونشو تخریب میکنه.

خورده فرمایشات ۱):این تکنیک در مورد بستگان درجه یک بیشترین اثر بخشی رو داره.

خورده فرمایشات ۲):اگه میخوای که دنیا و آخرتتو بباد بدی هرچه زودتر این تکنیک رو امتحانش کن

خورده فرمایشات ۳):هرگونه ابتکار عمل  و افه های تکمیلی در هنگام خلوت رمانتیک و بیان جمله آموزشی ُبه منظور زیاد تر کردن پیاز داغ قضیه و اثربخشی بیشتر بلامانع است .

خورده فرمایشات۴):از ابتکارات خود در این زمینه مارو هم بینصیب نذارید لوففا"ُ از بهترین پیشنهادها شدیدا استقبال خواهد شد

خورده فرمایشات ۵):اینهم هدیه ویژه عمولی

خورده فرمایشات ۶):اینروزا شدیدا دچار کمبود نیکوتین هستم و حال هیچی ندارم پس هی زرت و فرت گله نکنین که چرا نیستم و این حفا!!!باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟آفففریییییییین.

خورده فرمایشات ۷):خدائیش این تکنیکه رو بیخیال شین ها ُ فخط خواستم یه چی گفته باشم زیاد جدیش نگیرین و ملعونمون نکنین لوففا"

+ فرموده شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 21:38  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

این من واقعی که میگن کجای آدما قرار داره؟

هرکسی یه چیزی میگه ُیکی میگه من واقعی چیزی غیر از این جسم مادی نیست!!!!اشتباه میگه خوب چون جسم خودش از متعلقات "من"هستشُ مثلا وقتی میگیم "پای من" ُ یا "قلب من" ُیا "زبان من" این خودش بیانگر اینه که "من "چیزی غیر از دست و پا و چشم و گوش و خلاصه هرچیزی که مربوط به جسم مادی میشه هستش.

بعضیا یه خورده فراتر از جسم مادی میرن و میگن نه "من "واقعی انسان همون "اندیشه" و"عقلانیت"انسان هست و "ای برادر تو همه اندیشه ای ...مابقی خود استخوان و ریشه ای" را هم مدرک خودشون میگیرن ُاما خدائیش همین فکر و اندیشه هم جزو متعلقات "من"هستش!!!!چون همیشه میگیم "عقل من" ُ یا "فکر من"ُ یا "اندیشه من" و... پس معلوم میشه که همین فکرو اندیشه و عقل هم جزو دارائیهای "من"هستش و نمیتونه خود "من"باشه.

یه عده از اونهم فراتر میرن و "من "واقعی رو با روح انسان برابر میگیرن درحالیکه روح خودش جزو متعلقات "من"هست چون بازهم میگیم"روح من" و ...

یه عده میگن نه روح ملکوتی و متعالی انسان هست که "من "واقعی گفته میشه ُدرحالیکه اینهم درس نیس ُچون ما میگیم "روح ملکوتی من"  ُ"روح ملکوتی حسن "و...پس روح ملکوتی هم جزو دارائیهای ثابت "من"واقعی محسوب میشه.

خلاصه هرچیزی که درنظر بگیری جزو داشته های همون "من"هستشُ اسم ُنام خانوادگیُ عقل ُروحُ فطرت وهرچیزی که ازذهنت بگذره که میتونه همون "من "واقعی باشه خودش جزئی از اجزای "من "هستش.حتی کسانیکه معتقدن "من "واقعی به مجموعه اینها گفته میشه بازهم اشتباه میکنن چون ما میگیم "کل وجود من" ُیا "روح و جسم من "و از این قبیل که نشون میده که همه وجود ما خودش از متعلقات "من "واقعی هست...پس این "من"ما کوجاس؟؟؟؟؟؟؟!!!!!والله من که هرچی گشتم پیداش نکردم ُاگه کسی پیداش کرد اولا سلاممو بهش برسونه ُبهدشم بگه که عجییییییییییییییییب دلم براش تنگ شده ُخیلی دوس دارم بشناسمش ُببینمشُ باهاش حف بزنم .اما نیس که نیس!!!

خورده فرمایشات ۱):آقا همش یه روز رفتیم آستارا و برگشتیم چرا بعضیا فک کردن که باید یکی دوهفته ای تو مسافرت باشم؟؟؟؟؟؟؟!!!اما خدائیش یکی از زجرآورترین سفرهائی بود که داشتم ُخییییییییییلی بد گذشتُ بحدیکه فک نکنم دیگه حالا حالا ها هوس سفرکردن بکنم.

خورده فرمایشات ۲):بانوی فانوس بدست دهفتم کرده به یه بازی وبلاگی که باید بگم دلم میخواد کیارو ببینم یا روحشونو احضار کنم؟در حال حاضر فقط دلم میخواد مرحوم پدرمو ببینم و پدر بزرگ و پدر پدربزرگ همسرجان رو.

خورده فرمایشات۳):این وبلاگ نویسای همشهری ما چخده بیبفا شدن ُتوروخدا میبینی؟از اون سر دنیا میان بهم سرمیزنن اینا از سر همین کوچه بقلی تنبلیشون میشه

خورده فرمایشات۴):اونجارم بخونین جای دوری نمیره بوخوداچرا من هرچی آدرس اونجارو میذارم همه میان اینجا نظر میدن؟؟؟؟؟؟

+ فرموده شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 16:57  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

سالها پیش تویه همچین شب عزیزی عهد کردم که رو هیچ بنده خدائی دست بلند نکنم.اما خدائیش دیگه نمیتونم با زبون خوش حقمو بگیرم.خیلی زجر کشیدم که عهدمو نشکنم اما دیگه به اینجام رسیده...

عصری اومدم خونه دیدم یه ماشین دم در پارک کردهُ نمیتونم ماشینمو بندازم توپارکینگ یه لگد ناقابل  زدم به لاستیکش که دزدگیرش صدا کنه صاحابش بیاد بکشدش اونور ُیارو اومده عوض عذرخواهی شاخ و شونه هم میکشهُ عجیییب کم آوردم ُچن بار نزدیک بود عهدمو بشکنمُ راستش خیلی وقته به این نتیجه رسیدم که یه همچین عهدی تو یه همچین زمونه ای باید شکسته بشهُ فک نکنم خدام راضی باشه که اینجور ظلمو تحمل کنی.زنگ زدم ۱۱۰ُمامور فرستادنُ آقا میگه تا درگیری رخ نداده و ضرب و جرحی اتفاق نیافتاده ما دخالت نمیکنیم.بابا جون من میخوام ضرب و جرح اتفاق نیفته که شمارو صداکردمُ اگه ضرب و جرحی بود که دیگه شما لازم نبودین باید آمبولانس خبر میکردیم.

خورده فرمایشات ۱):میلاد پر سعادت امام زمان (عج)رو بر تمامی عزیزان و خانیفاته های گرامیشون تبریک میگم.برای تعجیل در ظهور آقا التماس دعا دارم.خدائیش بدجوری وقتشه که بیاد

خورده فرمایشات۲):حف با آقا رو تو ادامه مطلب از دست ندین.

خورده فرمایشات ۳):خرشدم تو این هوا زده به کلم دارم میرم آستاراُ دعا کنین هوا شرجی نباشه که طفلک این شوفر شاگردم خییلی گنا داره ُچون هروخ هوا گرم و شرجی باشه عجیب هاپو کومار میشم.شوفر شاگردم کیه؟؟؟؟؟خب ژیگول شاگرد اوتول سواری کی میتونه باشه غیر از همسرجان عزیزترازجان که میشینه بغل دست و فقط آلوچه میخوره؟؟؟؟؟؟؟اونوخ کی باید بنزین بزنه؟؟اوسدا!!!کی پنچر بگیره؟؟؟اوسدا!!!کی شیشه هارو تمیزکنه؟؟اوسدا!!!والله سگ خونه باشی خیلی شرف داره به اینکه اوسدای یه همچین شاگردی باشی !!!!اوخ دماغم چرا این شکلی شد؟؟؟؟؟؟


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 14:34  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

با عرض پوزش فراوان از تمامی همکلاسیها و آموزگاران عزیزی که زمانی کلی ک...شعر و چرندیات ارسطوئی در باب این انشاءتحویلشان داده ام در یک عملیات متگهخرانه(متحورانه+ گه خورانه)تمامی حفهای خودرا پس گرفته و طلب حلیت مینمایم و از این تریبون آزاد اعلام میکنم که البت و صد البت قدرت بهتر است.

+ فرموده شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 17:6  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 

 مرسي عنوان!!!!اصلا ديگه بقيه پستو ولش بچسب به همون عنوان و حالشو ببر ژيگووووووول!!!!چي گفتم

يه رفيق كرد داشتيم كارگردان تئاتر بود هميشه كارهاي شاهنامه اي و اسطوره اي و ايراني كهن ميبرد روصحنه،يادمه توي جلسه نقد و بررسي تئاتر "منطق الطير" نادر ساعي برگشت بهش گفت كه عزيز جون اونسر دنيا دارن درمورد كردها داستان مينويسن و تئاتر كار ميكنن و فيلم ميسازن اونوقت تو كه خودت كردي نشستي  "منطق الطير "كار ميكني؟؟؟؟؟يعني واقعا دغدغه تو "منطق الطير"ه؟؟؟؟!!!

حالا من از خانومهاي وبلاگ نويس و نويسنده و روشنفكر و اونائي كه بهرحال يه تريبوني در اختيار دارن ميپرسم،جدا شما چرا خودتون بفكر خودتون و نسلي كه داره رشد ميكنه و ميرسه به سن جووني نيستين؟از هرچيزي مينويسين غير از مسائلي كه زنان و دختران ايروني امروز باهاش دس به يقن،هرچند گاهگداري در بعضي از وبلاگها يا روزنامه ها و يا محافل ديگه اشاراتي ميشه اما واقعا كمه ،يه فرهنگ سازي عظيم ميخواد تا از مغزهاي كاهگل گرفته شده يه لايه سطحي حداقل برداره.و البته بعضي جاهام اونقدر بصورت افراطي به مسائلي از زنان پرداخته ميشه كه بنظر من تو اين زمان اصلا مهم نيست و درد روز نيست وفقط يه عده بخاطر اينكه بتونن شعار فيمينيستي بدن و خودشونو بچسبونن به يه نهضتي همينجور الكي دارن يه چيزائي ميگن.حالا بعد اينهمه صغري كبري چيدن و مقدمه چيني خدائيش يه ذره دل بده ببين چي ميگم؟بعدش اگه دوس داشتي از همين امروز شروع كن به فرهنگ سازي تا شايد يه روز تونستيم اكثريت جامعه رو قانع كنيم كه ...

آقايون هم خودشونو كنار نكشن ،نگن مارو سنه نه ،خب خودت ذينفع نيستي ،قبول اما فردا دخترت بزرگ ميشه ،خواهرت ،خواهر زادت ،برادر زادت ،اصلا هيچكدوم اينام نباشه ،خدائيش بعضي چيزارو ميشنوي يا بعضي صحنه هارو ميبيني جيگرت كباب نميشه؟؟؟حالا بريم سر اصل مطلب و پديده اي بنام "دختر ايروني"!!!

به عقيده خيليها "دختر ايروني" يعني جيگر ،يعني هلو يعني برو توگلو ...اينو من نميگم ،همين داش گوگل خودمون ميگه ،برو تو گوگل يه سرچ بكن هلو رو !!!!چي مياره؟كلي عكس دختر ايروني!!!!يعني اينكه دختر ايروني =هلو=جيگر=هرچيز باحالي كه فكرشو بكني!!!!اما عمولي ميگه دختر ايروني يعني بدبخت ترين موجود دوعالم!!!!حالا چرا دوعالم ؟؟؟چون خسره الدنيا والآخره است اگر و تنها اگر نتواند كمي زرنگ بجنبد!!! اگه زرنگ نباشه تو اين دنيا كه بدبخت ميشه هيچ ،اونقدر به لجن ميكشنش كه آخرتش هم ميره به باد،حالا لوففا همه خانوما بخودشون نگيرنا ،دردهاي كهنشون يادشون نيفته ،دقت كنين كه اصلا من كلمه "زن ايروني "تا حالا بكار نبردم زن ايروني قضيش خييييييييلي فرق فوكوله ،زن ايروني نونش تو روغنه شما نميري،يه "بااجازه بزرگترا بععععععععععععععله"ميگه هزارو شونصد تا سكه ميشه مهرش ،راس بره راس بياد هرسال با همين تورم يك رقمي هم كه بخواي حساب كني كلي كاسبه،من دارم از بيچاره دختر ايروني حف ميزنم كه تا بخواد برسه به اون موقعيت بايد هشت خوان پشت سر بذاره و تازه شايد بتونه بعله رو بگه.

دختر ايروني وقتي بدنيا مياد ننه و بابا با دو دست ميكوبن رو سرخودشون،حالا ميگي نه دستتو ميگيرم يه دور تو همين بيمارستانها ميزنيم خودت ميبيني هنوز هستن كسائيكه نتونستن برا خودشون هضم كنن كه باباجون دختر و پسر  فرقي ندارن !!!هيچكدومش گلي بسرت نميزنن واللا حالا اگرم يه بچه اي بخواد يه دلي بسوزونه واسه ننه باباش مطمئن باش كه دختره.

وقتيكه اين دختر خانوميكه كل فاميل منتظر قدم رنجه كردنش به اين دنياي خاكي بودن يه كم بزرگ شد و يه رنگ و روئي بهم زد ،حالا خر بيار باقالي بار كن،از يه طرف باباهه بهش گير ميده،از يه طرف داداشه گير ميده:"كجا بودي ؟دير اومدي؟چرا رفتي؟چرااومدي؟چرا سرت روتنته؟چرا زهر مار؟چرادرد ؟چرا...؟؟؟"حالا اگه از دست اين دوتام خلاص بشه اهل محل و نوه زندائي بابابزرگ خاله جون و پسر دختر عمه بيبي و هزار كس و ناكس پيدا ميشن كه دائم سين جيمش كنن.بازم نگو اينروزا از اين خبرا نيست كه باز ميگيرم دستتو ميبرم سير و سياحت ها!!!!۱اصلا حف نباشه ،هرچي عمولي گفت فقط بگو چشب!!!

حالا كلهم اينا فداي سرت،گيريم كه هيچكدوم بدبختي نيستن و همش خيرخواهيه،خب منم كار ندارم اما حالا رسيديم به سني كه "دختر ايروني"وقت ازدباجشه،حالا اگه شانس بياره و تا اونموقع از خونه فرار نكرده باشه و بهش تجاوز نشده باشه و اشتهار به امورات غير اخلاقي و انواع فسادي نداشته باشه كه پسرهاي هم سن و سالش هرروز هزار تا از اين خلافهارو مثل آب خوردن مرتكب ميشن و ككشونم نميگزه و به جائي از دنياهم برنميخوره ،هي بايد ساليان سال چائي بياره ،شربت ببره،راست بشه ،دولا بشه ،يه روز تريپ هاليوودي بزنه يه روز تريپ باليوودي بزنه يه روز عشوه گري ياد بگيره يه روز متانت ياد بگيره تا شااااااااااااااااااااااايد يه بنده خدائي عشقش بكشه و نن جونش پسند بكنه و خاله جون ازش تعريف بكنه و چن تا كارشناس مختلفي كه همراه خواستگاراي محترم اومدن و هركدوم يه تخصصي دارن تائيديه بدن و اين دختر ايروني ما بشه عروس گل اون خونواده!!!

جدا مسخره نيست؟دردناك نيست؟تا كي بايد دخترا هميشه خداخداكنن كه هيچ جنگي اتفاق نيفته و نسل پسرا رو به انقراض نذاره و همه چي روبراه باشه و اوضاع سياسي اجتماعي و مخصوصا تغذيه خونواده ها مناسب باشه كه به ازاي هر دختر يك پسر كاكل زري هم موجودباشه كه بياد بنشوندش برترك اسب سفيد بالدارش و خوش بحالش بشه!!!كه معمولا هم يه همچين توازني هميشه برقرار نيست و يا كلي دختر ميمونن خونه پدريشون و روزبروز افسرده تر و افسرده تر ميشن و تاآخر عمرهم ازدواج نميكنن و با حسرت فقط تماشاگر خوشبختي ديگران ميشن ويا اگرهم ازدواج  بكنن و از اون خوش شانساش نباشن در عرض يكي دوسال چن تا هوو مياد رو سرشونو ... 

هرچند ميدونم همه اونائي كه ازدواج ميكنن خوشبخت نيستن و حتي دختري كه مونده تو خونه باباش شايد هزار مرتيه از اونيكه ازدواج ناموفقي داشته خوشبخت تر باشه ،اما عزيز اينو من و توئي كه خرمون ازپل گذشته ميدونيم ،دختريكه باحسرت شوهر كردن دوستاش و دختر خاله ها و دختر عموها و دختر عمه ها و سايرين رو نگاه ميكنه و قند تو دلش آب ميشه كه اينو نميدونه،تازه شايد  دختريكه ازدواج ناموفقي ميكنه اين شكستش بيشتر به اين خاطر باشه كه قدرت انتخاب بيشتري نداشته و اگه اونهم ميتونست مثل پسرا هرجادلش خواست خواستگار بره و هزارن هزار كيسو سبك سنگين كنه و نهايتا يكي رو انتخاب كنه هيچوقت كارش به بدبختي نميرسيد،اما متاسفانه "دختر ايروني"هميشه ميترسه كه اگه دوسه تا خواستگار اولي رو جواب منفي بده ديگه شانسي بهش رو نكنه و بمونه تو خونه ،اينه كه با قدرت انتخاب كمتري ازدواج ميكنه و...

چن كلوم ته كلوم:ميدونم يكي از بزرگترين نيازهاي يك زن اينه كه انتخاب بشه كه مطلوب باشه نه طالب ،اما عزيز اين حرفا مال زمانيه كه همه چي روبراه باشه نه مال امروز كه تو هرخونه اي يه دختر ميبيني كه انتخاب نشده و همونجور مونده،اين نياز امروز فقط يك خرافاته ،بايد فرهنگ سازي كلان بشه ،بايد جامعه قبول كنه كه يك دختر هم حق انتخاب داره،حق زندگي داره ،حق داره به كسيكه خوشش مياد پيشنهاد ازدواج بده،حق داره خونه هر كسيكه دلش خواست بره خواستگاري و اگه از طرف خوشش نيومد بيفته بجون ميوه و شيريني،چرا بايد همش منتظر باشه كه يكي درشو بزنه؟گيريم كه هيچوقت اين اتفاق نيافتاد تكليفش چيه؟

يكي از بزرگترين آرزوهام اينه كه زماني برسه كه كل جامعه بتونه يه همچين تفكري رو قبول كنه ،هرچند گاها از گوشه و كنار اين مملكت ميشنويم كه دختري به خواستگاري پسري رفت ،اما اين فرهنگ بايد همه گير شود وبايد تعميم يابد بطوريكه ديگر شاهد چهره هاي غمگيني نباشيم كه گناهشان فقط هموطن بودن با من و توست!!! 

+ فرموده شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 18:1  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

  

به روز و شب من شیدا علی گویم علی جویم       بباغ و گلشـن و صحـــرا علی گویم علی جویم

علی روح و روان مـــــن علی آرام جـــــان مـــن      علی ذکـــر زبان مــــــن علی گویم علی جویم

علی سلطان ملـک جان علی شاهنشه خوبان      علی آئــیــنـهٔ یـــــــزدان علی گویم علی جویم

علی حلال هر مشکل علی سلطان و شاه دل       علی باشــد بحق واصل علی گویم علی جویم

علی حیــدر علی صفدر علی مونس علی دلبر       علی بُـــد یــــار پیغمبــر علی گویم علی جویم

علی اول علـی آخــــر علی بــاطـن علی ظاهر       علی با هـــر علی ظاهر علی گویم علی جویم

بود مِهـــــر علی دیـنــــم طــــریق و فکر و آئینم       فـُـــروغ قـلب غمـگیـنـــم علی گویم علی جویم

ز عشـق او شــدم صـابـر به روی او شـدم ناظر       زبان از وصف او قــاصــــر علی گویم علی جویم

خوب اولندش که سام علیک

دیمندش روز نه چندان جهانی مردو پدر بر کلهم آققایون لاتا و سیبیل کلفت و بی سیبیل و چاق و لاغر و زن ذلیل و تحصیل کرده و بیسوات و پیروجون و ژیگول و ژولی پولی و سیاستمدار و بی سیاست و ارباب و رعیت و خانزاده و گداگشنه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟مبارکا باشه.

سیمندش ژیگولا روکنین بینم چی دشت کردین؟؟؟؟البته یوم النساء مزرعه لیوم الرجال!!!!!یعنی چی؟؟؟یعنی هرآنچه در روززن بکاری در روزمرد حالش را خواهی بردانشاءالله !!!!بهمین خیال باش.البت و صدالبت که هدایای روززن با هدایای روزمرد چه ازنظر کیفی و چه ازنظر کمی تفاوتهائی بس قابل ملاحظه داشته و دارندولیکن گاه انسانهای مبتکر و خلاقی نیز همی پیدا شوندی و برخلاف عموم در این روز خجسته هدایائی خلاقتر و غیر از آنچه مرسوم است یعنی اقلامی بغیر ازانواع جوراب و زیر پوش و جاکلیدی و این چیزها ابتیاع مینمایندُهمچون این همسرجان ما معروف به عمولی خفن که در هر آن بایستی انتظار ابتکاری بس خفن از وجود مبارکشان داشته باشم.

چن وقتی گیر داده بود که میخوام یه کادوی توپ برات بگیرمُ آقا کشته بود مارو از فضولی ُاسم کادوهه رو هم نمیگفتُ تا اینکه بالاخره انتظار بسر رسید و از کادوی مشاراالیه پرده برداری شدُمیخوای ببینیش؟؟؟نه دیگه اینجوری که نمیشه خب ُدوروزه این مخ بخت برگشتم داره صدا میده حالا تو بدون تلفات و خونریزی میخوای ببینی و حالشو ببری ؟؟؟نه عزیز جان بیا یکی دو ساعتم شما گوش بده به صدای نازنین این کادوی ما بعدا !!!!حالا چه عجله ایه؟خب چشاتو ببند!!!!تا سه بشمار !!!!حالا چشاتو بازکن...آفرین

حالا توضیحات داره خب!!!!قشنگ بشین و گوش کن.این شعر دکتر شریعتی رو که حتما خیلیا شنیدن:

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد ،

گلویم سوتکی باشد ،

به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان  خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من

سکوت مرگبارم را!!!

از اونجائیکه همسر جان میدونه من دکترو خییییییییییییلی دوس دارم دیروز پس از هفته ها انتظار داره میگه که گلوی دکترو برام گرفته!!!!!بهدشم سوته رو درآورده و تا شب یه ریز فقط زده!!!!!هرچی میگم باباجون بسه مگه کادو مال من نیس؟بده دست خودم باشه خب!!!!میگه نه دکتر شریعتی گفته که باید گلوش دست یه بچه بازیگوش مثل من باشه که اینطور بین المللی آبرومو میبری نه دست شما که ماششاله هزار ماششالله یه پارچه آققائی!!!! 

حالا خودم میدونم از کجا دارم میخورم؟؟؟؟؟؟؟؟یاد وقتائی میفتم که روز پدر واسه ننه ش*و*ر*ت قرمز میگرفتیم و اون میشد کادوی بابا ُخب چرا نداره ژیگول حالشو باباهه میبرد دیگه ُبعدشم باباهه با یه لبخند عاقل اندر سفیه یه کوپیولی (پدر سگ)نثارمون میکرد و صب که ننه باچشای پف کرده و خواب آلود!!!!بلند میشد میگفت الهی خدا یکی مثل خودتو بذاره جلو چشت!!!!هرچند اونروزا فک میکردم داره افه میاد و ته دلش خیییییییییلی هم از ما راضیه و از ته دل نمیگه و بازم با خودم میگفتم خب اگه از ته دلم بگه فوقش یه پسر تخس مثل خودم گیرم میاد اما عمرا فک نمیکردم نفرینش اینجوری تعبیر بشه و متعلقه محترمه مکرمه یه همچینموجو نازنین تخسی ازآب دربیادو تنها دلخوشی زندگیش سرکار گذاشتن و خندیدن بر ریش سفید ما باشه.قربون نن جون برم که هم دعاش میگیره هم نفرینش اما فقط یادش میره یه توضیحاتی هم ضمیمشون بکنه مثل همین دعائی که درحقمون کرد و گفت الهی از شمردن پول خلاص نشی اما یادش رفت بگه پولهای خودت و این بود که شدیم تحویلدار بانک و هرروز از شمردن پولای مردم خلاصی نداریم!!!!

حالا دارم براتون!!!!دیشب پس از رو شدن گلوی جناب دکتر ُهمسرجان عزم جزم فرمودند که بریم یه کادوی درست حسابی بگیرم براتُ حالا از ما انکار و از ایشون اصرار و از ما نه مرسی دستت دردنکنه و ازاون دیگه زیاد لوس نشو بزن بریم و این حرفا خلاصه زدیم بیرون و رفتیم که یه پیهرهن خوخشل واسه ما ابتیاع نمائیم ُ موقع رفتن هم ازم پرسید که از حسابت پول برداشتی ؟؟؟؟؟از اونجائیکه معمولا اون ساعت خیابونا خیلی شلوغن رفتیم یه بوتیک تو یه خیابون خلوت و پیرهنه رو گرفتیم ُ و حسابشم خودم دادم و !!!!دقت کردی چی شد؟حسابشو خودم دادمswoon2.gif و بعدش گفت که مگه نمیریم پاساژ ضرغامی؟؟؟گفتم نه دیگه ضرغامیم کجا بود پیرهنو گرفتیم دیگه!!!!برگشته میگه آخه خیلی وقته نرفتیم ضرغامی ببینم پیرهن زنونه جدید چی آوردنblum3.gif؟؟؟؟؟؟؟؟؟خلاصه با توضیحات کامل درباب شلوغی خیابونا رفتیم طرف ولی عصر و پیرهن زنونه هم خریدیم و باز حسابشو پرداخت کردمکلافه.اما.... بعدش کلی حال داد !!!!!به کی؟؟؟خب معلومه بخودش دیگه جیگر!!!!یه سر هوس شاهگلی کرد و رفتیم شاهگلی بعدشم هوس پیتزا !!! من که دیگه وسطا شک کردم به اینکه داریم روز زنو جشن میگیریم یا روز مردو و بالاخره پس از مدتها تفکر به این نتیجه رسیدم که خب حتما روززنه و ماخبرنداریم ُ فقط اسمشو گذاشتن روز مرد که دلمون نشکنه...

خورده فرمایشات۱):خدائیش توی هر مراسمی ول کنین این کادو گرفتنهای کلیشه ای و بی روح رو ُیه کم فک کنین ببینین واقعا چی میتونه طرفو در حد تیم ملی خوشحال کنه؟؟؟؟شاید یه تصمیم ُیا یه تغییر روش در زندگی یا حتی یه کلمه بتونه کار خودشو بکنه و یه آدمو حتی بتونه از افسردگی شدید نجات بدهُ اینروزا کادو گرفتن تبدیل شده به یه مسئله از سر واکنی و تکلیفی.

خورده فرمایشات ۲):بسلامتی اینهفته آبجی گوگولی همسرجان و باجناق خوشتیپه رو راهی ماه عسل که چه عرض کنم هفته عسل کردیمشون ُولی از روزیکه رفتن تا حالا مثل مارکوپولو یه کیلومتر شمار بستن بخودشون و دارن شهر بشهر هنمینجور میرنُو تا این لحظه هیچ خبری از نوع اخباری که من و تو منتظرشیم نرسیده و تا حالا تو هیچکدوم از شهرائی که رفتن یه توقف ۲۴ ساعته هم نداشتن و فقط چن ساعت داشتن بازارهای اون شهرو میگشتنُ  آخه آبجی گوگولی جان عاشق خریدن کیفه و هرجابره حتما خرید یه چن تا کیف تو اول لیستشهُ  کیفو گله ای میخره ها!!!! از اینجا راهی اردبیل کردیمشون عصری خبر رسید که رفتن آستارا بعدش صداشون از انزلی میومد الان هم که سرعین تشریف دارن شبام که فقط اس ام اس سرکاری میفرستن واسه این و اون ُمنکه نمیدونم واللا پس این امر بسیار بسیار مستحب لاو ترکونی رو کی انجام خواهند داد انشاءالله ؟؟؟؟حالا اینجا سه حالت محتمله:

الف)یا اینکه حضرات  قبل از ماه عسل لاوه رو ترکوندن و حالشو بردن و الانم دارن واس خودشون میگردن و به ریش من و بقیه ریش سفیدای قوم میخندن.

ب)یا اینکه خییییلی مثبت بچه تر ازاین حرفا هستن و اصلا توجیه نشدن و فک میکنن که تو ماه عسل همینجوری باید گشت.

ج)هیچکدام!!!!!!!!!!!.

 

خورده فرمایشات ۳):با سپاس ویژه از راهنمائیهای مدبرانه نورچشمیان عزیز در پست قبلی توانستیم نقاطی چند از پشت گوشمان را رویت نمائیم ُاما خودمونیم هنوز که هنوزه اوضاع مث قبله و آب از آب تکون نخورده انگاری دیدن پشت گوشم یه وعده وعید سرکاری بود مثل بقیه وعده ها و هیچ خبری نشد.بجز دوری شما بزرگواران.

 خورده فرمایشات ۴):چه دل پری داشتم ننه برم یه پپسی برا خودم واکنم یه خورده دلم واشه.

+ فرموده شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 10:9  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

میدونم بس که این حرفارو ازم شنیدی دیگه حسابی کلافه ای ُاما چه کنم که اینروزا  عجیب بیقرار دیدنتم.هرجا میرم همش چشام دنبال تو میگردن انگار که قراره از آسمون نازل بشی و یا از زیر زمین سبز شی که دائم تو پیاده رو ُخیابون حتی تو بیابون منتظرم که ببینمتُ مگه چی میشهُ؟ قبول دارم ما بد ما جفا کار ُما هرچی که تو بگیُ اما مگه بدها دل ندارن؟نمیخوای یه گوشه چشمی نشون ما بدیُ نمیگی چشای این عاشق دلخسته دیگه ازدلش هم خسته تر شدن؟مگه نمیگن هر کس بطلبد میابد؟یعنی دروغ میگن یا اینکه طالب اونقدر باید صبر کنه که ....نمیدونم دیگه طاقتم طاق شده و عجیب هوس دیدنتو کردم ُحتی اگه یه بارم که شده ُفقط یه بار توقع زیادیه؟یه نظر که دیگه حلالهُ تازه هرروز هزارن هزار نامحرم میتونن ببیننت ُاما ما چی؟میخوای التماس کنم؟؟؟؟؟؟؟؟باشه باکی نیست التماسم میکنیم !!!!اما بعدش چی؟بازم انتظار؟نمیخوای یه بنده نوازی کنی؟یه آقائی کنُ یه نظر فقط یه نظر بذار ببینمتُ اینروزا همه دیدن تورو برام شرط میکنن:

رئیسمون همین امروز بهم گفت:اگه پشت گوشتو دیدی مرخصی هم میبینی....

علی میوه فروش میگفت:اگه پشت گوشتو دیدی آلوچه هزار تومنی روهم میبینی...

عسگر سنگکی میگفت:گذشت دیگه دور و زمون سنگک ۲۵۰تومنی باید پشت گوشتو ببینی...

هاشم قصاب میگفت:پشت گوشتو دیدی گوشت ۹۰۰۰تومنی روهم میبینی حتما...

میبینی توروخدا این نصرت مطربه هم واسه ما افه میاد دیگه انگار همونی نیست که یه پونصدی کف دستش میذاشتی و تا دلت میخواست برات آهنگای نیناش ناناش میزد و میخوند دیروز برگشته بهم میگه :"داداش اگه پشت گوشتو دیدی..."

+ فرموده شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:28  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

نمیدونم اینروزا مخم عیب پیدا کرده یا فکم؟که دچار نوعی بیحرفی یا شایدم کم حرفی شدم؟نمیدونم چیزی به مخم نمیرسه یا میرسه و اینقدر گیج شدم و اونقدر موضوعات مختلفن که نمیتونم راست و ریستشون کنم و متمرکزشون کنم؟هرچند اتفاق تازه ای نیافتاده حکایت همون حکایت دیرینه و دنیا روی همون مدار همیشگیش داره میچرخه.

روز تولد خانوم فاطمه(س)بود که میخواستم به مناسبت روز زن و روز مادر آپ کنم و اونروزو مثلا جشن بگیرم که اینترتر اونقدر ادا و اطوار درآورد که از خیرش گذشتیمُ بعدش بازم روز ازنو و روزی ازنوُاختلالات اینترتر بقدری زیاد بود که اصلا نه میشد آپ کرد نه اعصاب میموند واسه وبگردی.بعدشم که یه کم حال اینترتره خوف شد ُدیگه اصاب مصاب حسابی خورد بود.بعدش اومدیم که مثلا پست جدید بذاریم موندیم که چی بگیم!!!!!!!داستان بذاریم؟که خیلی دیگه بیعاری بود مردم خون خونشونو میخوره ما بیایم داستان بذاریمُ در باب خانیفاته افاضات کنیم که نه حسش بود و نه کسی تو حس خوندن چنین چیزائی بودُجوک بگیم ؟کو دل خوشی که بخواد بخنده؟از روزمرگیهامون بگیم دیدیم به فلان جای مش حسن بقال سرکوچمون که روزامون چه جوری میگذره؟پس میموند چی؟موضوع بسیار بسیار داغ انتخابات و حوادث بعد از اون!!!!!!!! اما این منزل شخصی عمولی اونقدر برام قداست داره که هیچوقت دلم نمیخواد قاطی یه همچین بازیهائی بشه!!!!!!!الان هم دارن توی تلفیزیون با افراد دستگیر شده مصاحبه میکنن !!!!!!!خب معلومه همه اظهار پشیمانی خواهند کردو کی پیدا میشه که بگه آقا خیلی هم خوب کردم!!!!!من موندم آخه ببم جان تو که دوتا بخوابونن دم گوشت رنگ زیر پوش نن جونتم افشا میکنی چیکار داری به اینکارا بشین بغل کرسی و تخمتو بشکون خب.شهرو ریختی بهم که چی؟بیای بگی گوح خوردم؟؟؟؟؟؟؟یه چرخ درست و حسابی نمیتونیم تو شهر بزنیمُ یه کار واجب داریم نمیتونیم بریم بیرون هر لحظه از هرجای شهر خبر میرسه که شلوغه و نیاین بیرون؟اونوقت اومدی و میگی منو اغفال کردن؟؟؟؟اینو دیگه نگو تروخدا که حالم بهم میخوره.

عجیب هوس یه پیراشکی کردم با طعم میشل فوکو!!!!!!!!فوکو رو که میشناسی؟؟؟همین بچه محلو میگم دیگهُ خدائیش حرفاش این روزا تو گوشم خیلی زنگ میزنه.میخوای یه چرخی تو این مخ هنگیدم بزنی حالشو ببری ژیگوووووول؟خب پس کمربندارو محکم ببند و باهام بیا.

توی جوامع اولیه خیلی شیر توشیر بودُیکی میرفت شکار میکرد اون یکی که زورش بیشتر بود شکارشو از دستش میگرفت و میزد تو رگ و حالشو میبردُیکی زن میگرفت اون یکی که زورش بیشتر بود حالشو میبرد ُیکی خونه میساخت اون یکی که زورش بیشتر بود میومد حالشو میبرد خلاصه بعضیا خیییییییییلی حالشو میبردن و بعضیام خییییییییییلی حالشون میگرفت تااینکه مردم اومدن و یه قانونهائی بین خودشون گذاشتن و ملزم شدن که این قوانین رو اجرا کننُ اما بازم یه بچه تخسائی پیدا میشد که گاهی قانون رو زیر پاش میذاشت و حالشو میبرد تا اینکه به این نتیجه رسیدن که باید یکی باشه که زورش از همه بیشتر باشه و بتونه قانون رو اجراش کنه و یه افرادی رو از بین خودشون حاکم انتخاب کردن اما خب حاکمه هم که زورش از همه بیشتر بودو یکی لازم بود که واسه این جناب حاکم قانون رو اجرا کنهُ اما نمیشد که نمیشد تااینکه بعضیا قبول کردن که دیگه باید از خیر این یکی بگذرن و قبول کنن که یه عده بنام حاکم میتونن قانون رو زیر پا بذارن و یا اینکه به نفع خودشون تغییر بدن و حالشو بکنن ُاما خب یه عده هم زیر بار نمیرفتن و میخواستن آب تو هاون بکوبن.حاکمها هم به هرنحوی بود میخواستن اینارو سرجاشون بنشونن و اتفاقا موفق هم میشدن .آقا جون تاریخ بشر اینه کاریشم نمیشه کرد.فوکو میگه ُاعمال قدرت از زمانهای قدیم بوده و هنوز هم ادامه داره و خواهد داشت فقط شکلش عوض میشه ُیه زمانی بود که حاکم واسه اینکه کسی جرات حف زدن نداشته باشه یه معترضو میاورد وسط میدون شهر و به جلاد دستور میداددل و رودشو زنده زنده بریزه بیرون تا درس عبرتی باشه واسه دیگرون و کسی نتونه اعتراضی داشته باشهُ امروزهم وقتی توی یه جامعه دموکراسی به معنای خیییییییییلی پیشرفتش یه معترض میخواد بره پیش یه مسئول یارو مسئوله بپاش بلند میشه یه فنجون نسکافه براش میاره کلی تحویلش میگیره و اونقدر نمک گیرش میکنه که طرف روش نمیشه اعتراضشو بکنه.پس هیچ فرقی نکرده در هردو زمان معترض خفه شده نتونسته حرفشو بزنه.هرچی جوامع وسیعتر و پیچیده تر شدن و اشکال جدیدی از ثروت ظاهر شده این نوع اعمال قدرتها هم شکل پیچیده تری بخودشون گرفتن بحدی که دیگه نمیشه به این راحتی ازش سردر آورد و فهمید دنیا دست کیه؟بازم فوکو یه جمله خیییییلی معروف داره که ُمیگه"جلادان جوامع دموکرات همیشه لبخند برلب دارند"بچم راست میگه بخداُ آدم خیییییییلی باید خوش خیال باشه که فک کنه واقعا دموکراسی به اون معنا که توی ذهنشه میتونه واقعیت داشته باشه.صحبت ایران خودمون نیست هاُدارم کلی افاضات میکنم از آمریکا و فرانسه و انگلیسش بگیر تا حساب همین جهان سوم خودمون دستت بیادُدموکراسی فقط یک شعار هست و بسُ یه جور خرکنیه مدرنهُ وقتی کسینجر بنده خدا داره از "دست پنهان قدرت"حف میزنه و میگه در دنیای مدرن امروز قدرت بشکل نامحسوس و نامرئی و پنهانش اعمال میشه راس میگه خب.تو هرکاری بکنی بهرحال یه قدرتی بهت اعمال خواهد شد ُاتفاقا قدرتی که بصورت دموکراسی اعمال میشه خییییییلی قویتر و پیچیده تر ازنوع سنتی و به اصطلاح دیکتاتوریشه ُ میدونی وقتی با چهارتا عرب تو یه اتاق دربسته گیربیفتی چیکار میتونی بکنی؟جوابش خیلی سادست تو هیییچ کاری نمیتونی بکنی پس بهترین کار اینه که خودتو شل بگیری و حالشو ببری.پس اقا جون سرتو بنداز پائین زندگیتو بکن چرا هم اصاب خودتو داغون میکنی هم زندگی بقیه رو میریزی بهم؟چرا با افراد خونوادت هم درگیر میشی ؟یکیتون میشین اینوری یکیتون میشین اونوری شما میشی طرفدار ایشون اون یکی هم میشه طرفدار اوشون؟فک کردی عمر نوح داری یا تن فولاد زره؟بشین حالتو بکن ژیگولُ فوق فوقش تکلیف ما یه رای دادن بودُبه کسیکه میخواد چهار سال از حق ما دفاع کنهُ خب حالا حقشو خوردن ؟اول بره حق خودشو بگیره که منهم مطمئن باشم میتونه از حق منهم دفاع کنه من دیگه چرا باید کاسه داغتر از آش بشم و حق کسی رو بخوام بگیرم که قرار هست از حق من دفاع بکنه؟؟؟؟؟؟؟تازه اونهم اگه بخواد. 

پس نتیجه میگیریم که فک و چانه و کلهم دستگاه های صوتی اینجانب دچار هیییییییییییچ اختلالی نگشته و احتمالا فقط در نواحی مخ کمی تا قسمتی آسیب دیدگی وجوددارد که آنهم انشاءالله بزودی مرتفع گردیده و خبر سلامتیمان موجبات مسرت و شعف خاطر نورچشمیان را فراهم خواهد نمود. 

خورده فرمایشات ۱):بعلت وخامت بیش از حد اوضاع درونی خودمان از درج هرگونه شکلک پوزش داریم.

خورده فرمایشات۲):یک جو شعور ۳۰*یا*۳۰ به صد خرمن شور۳۰*یا*۳۰می ارزد.

خورده فرمایشات ۳):دعا میکنم تا آرامش و صفا به کشورمون برگرده ُشمام دعا کنین عمولی آرامش وشادی قبلیشو بدست بیاره. 

+ فرموده شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 21:46  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

35letg6.jpg

باعرض پوزش از جمعیت نورچشمیان عزیزی که تو این هفته صمیمانه پیگیر بقیه ماجرا بودن و شلوار برامون نذاشتن بمونه روتنمون و با جملات و آیکون های شدیداللحن امر به آپ نمودن و درج ادامه ماجرا میفرمودن بالاخره تونستیم گوش شیطون کر یه فرصتی از فلک بدزدیم و آپ کنیم(حالا خجالت نکشین بگین دزدم که هستی!!!!!)و در پاسخ به آندسته از نورچشمیان مثبت اندیش هم که از انواع و اقسام اتهامات لحظه ای دریغ نفرمودن باید عرض کنم که آقا من بیگناهم و درضمن قضیه هیییییییییییییچ ربطی به قیافه راقم نداشته وندارد ُباباجون طرف که نمیخواد زنم بشه بیاد و از روی قیافه انتخاب کنه ُیارو دنبال یه شکار میگرده چندر غاز کسب حلال بکنه باز شاهی میشینه رو شونه ما ُمنو سنه نه؟؟؟؟؟!!!!!و اما ادامه ماجرا:دیری ری ری ریم.....

داشتم تو خیابونای شلوغ دور میزدم که موبایلم زنگ زد و دیدم بععععله همسرجان هستش ُفوری جواب دادم و گفت که :"عمولی سر کوچمونم و منتظر...."منهم دیگه فرصتو تلف نکردم و تخته گاز خودمو رسوندم(چن میدین همین جا قطعش نکنم؟؟؟؟؟؟)اما یه کم استرس داشتم و باخودم میگفتم اگه همسایه ها بیرون باشن چی میگن ؟؟؟؟یا اینکه اومدیم و طرف از اون حرفه ای ها بود و ازرو نرفت و همسرجان رو هم ازروبرد یا بروش چاقو کشید و اینا هرچند از طرف همسرجان خیالم تخته تخته چون خودش یه پا چاقو کش حرفه ایه و بیدی نیست که بااین بادها بلرزه ولی خف استرس داشتم دیهُغرق همین افکار بودم که پیچیدم توی کویمون و یواش یواش همسرجانو رویت فرمودم و همین که بهش نزدیک شدم و سرعتمو کم کردم ُدختره برگشت گفت "اینجاس؟"

گفتم "بعععععله"

گفت "یه کم برو جلوتر اون خانومه آشنامه!!!!"

مارو میگی چشامون ده تا شدن ولی دیگه ماشینو نگه داشته بودم و هزارو یک سوال که همسرجان بااین خانومه چه آشنائی داره؟؟؟؟؟؟؟میدونستیم خفنه اما نه دیگه تااین حد و منتظر بودم که همسرجان درو بازکنه و خر طرفو بگیره و بندازدش پائین که درنهایت تعجب دیدیم به محض اینکه درو بازکرد مات و مبهوت ایستاد و طرفو نگاه کرد ُدختره هم که حسابی گیج شده بود و نمیدونست دقیقا چه خبره هاج وواج داشت یه نگا بمن و یه نگا به همسرجان مینداخت که ناگهان با خارج شدن صوتی از گلوی همایونی همسرجان که گفت "مینا توئی؟؟؟؟" فضا یه کم به حالت عادی خودش برگشت.کسی نمیدونس چیکار باید بکنه هر سه مون حسابی منگ شده بودیم و غافلگیر که همسرجان فوری نشست تو ماشینو و بهم گفت "تا همسایه ها ندیدنمون حرکت کن " و ماهم مطیع الامر دنده عوض کردیم و پای برگاز مردانه بفشردیم و ازمحل مسکونی حسابی فاصله گرفتیم و گوش جان سپردیم به دیالوگهای رد و بدل شده بین مینا خانوم جون و همسرجان!!!!!و ازاین دیالوگها فهمیدیم که مینا دختر یکی از معروفترین آرایشگرهای شهره که یه زمانی همسرجان میرفت پیشش و اون موقع مینا فقط یه دختر بچه کوچیک و ساده ومعصوم بوده که همیشه با مشتریان مامانش بازی میکرده و همه هم دوسش داشتن و کلی براش گاگالی لی میبردن و ازقرار مامان و بابای مینا اختلافات خیییلی اساسی باهم داشتنُ البته اینا میگن اساسی ولی بنظر من اینا اصلا اساسی نیستن مثلا اینکه باباش هی به مامانه میگفته بخودت برس و کمتر خودتو سرگرم کارت بکن اما این اصلا بگوشش نمیرفته و صبح تاشب توی آرایشگاه و مشغول کارش بوده و شب هم خسته و کوفته و ژولیده به خونش میرفته تااینکه یه روز یکی از شاگردان مامانه میاد و بدون اینکه وقت قبلی گرفته باشه میگه امروز عروسیمه و باید شما آرایشم کنی ُمامانه هم که معمولا واسه یکی دوماه بعد وقت میداد باکمال میل قبول میکنه و خیلی هم سنگ تموم میذاره و ووقتی که دوماد میاد دنبال عروس خانوم در نهایت شگفتی میبینه که شادوماد همون شوهر خودشه که شاگردشو تور کرده!!!!!!بعد از اون ماجرا یه چن مدت بازم به کار آرایشگری ادامه میده اما بعدش تعطیل میکنه و خونه نشین میشهُ تازه بعد از خرابی بصره یادش میفته که خونه ای هم دارهُ و البته مردانی هم به خونش رفت و آمد میکنن و مینا میگفت "بعد ازاون روز دیگه مامان دوسم نداشت ُهمش میگفت بوی بابای کثافتتو میدی ُهروقت نگات میکنم یاد اون آشغال می افتم ُمیدیدم که مردها میان خونمون و ساعتها بامامان میرن توی اتاقش ُشبها مامان بااونا میخوابید و من میمردم ازترس و دلم هم میگرفت ُهرشب تنها بودم روزها هم که باهاشون میرفت بیرون و من باز تو خونه تنهائی میموندمُ هر وقت میخواستم برم تو بغلش منو ازخودش میروند و میگفت از بابات چه خیر دیدم که تولش چه گلی بسرم بزنه ُکم کم بزرگتر شدم و فهمیدم چی به چیه ُیه روز مامان خونه نبود و آرش اومده بود دنبالش ُآرش تازه بامامان دوس شده بود ُهم جوون بود هم پولدار ُمامان خیلی براش میمردُاونروز که مامان خونه نبود کشوندمش تو خونه و بردمش تو اتاق خودم  وقتی مامان اومد خونه و مارو اونطوری دید هردوتامونو انداخت بیرون و فحشم دادُفحشای بد بد میداد ُبه بابام فحش میداد و هرچی ازدهنش درمیومد میگفتُ منهم هم گریه میکردم هم خوشحال بودم که تونستم حسابی حالشو بگیرم اما دلمم براش میسوخت آخه مامانم خیلی زجر کشیده بود ُاما خب منهم خیلی زجر کشیده بودم و حقم نبود منو قاطی گناه بابام بکنه...."

دیگه واسه اینکه زیاد طولانی نشه خلاصش میکنم ُباهمسرجان رفتیم سراغ مادره ُبدبخت خیلی شکسته شده بود و ظاهرا کارهای خلاف هم نمیکرد خیلی منزوی شده بود و خیلی خوشحال شد ازاینکه ازدخترش خبربرده بودیم براش ُباآغوش باز ازش استقبال کرد و دختره رو سپردیم دستش و لحظاتی شاهد این صحنه عشقولانه بودیم ُاز طرفی هم فهمیدیم که باباهه هم زن دومشو طلاق داده و مدتهاست دوتائی دنبال دخترشون میگردن ُالبته باهم زندگی نمیکردن ولی رفت و آمد داشتن و مثل سابق تشنه خون هم نبودن و تنها دغدشون فقط پیدا کردن دخترشون بودهُ با همسرجان ازشون خداحافظی کردیم و ماهم رفتیم ائل گلی یه چائی بزنیم تو رگ بلکه حالمون جا بیاد اما خیلی منگ تر ازاین حرفها بودیم و حرفهای مینا یه لحظه ولمون نمیکرد ُطفلک چه زجری کشیده بوده فقط بخاطر لج بازی پدرومادری که بدنیا آورده بودنش بی آنکه از خودش پرسیده باشن آیا دلش میخواد پابه این دنیای لعنتی بذاره یا نه و بعدش هم هرطور که دلشون خواسته بود بجای اون تصمیم گرفته بودن و...

 

 

 

دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیس* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلودآويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسردختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیس* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلودآويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام ُجومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیس* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلودآويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسردختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیس* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلودآويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام ُجومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ

 

 

+ فرموده شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 20:17  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

آقا اصلا ماشین شستن بما نیومدهُ انگار رو این پیشونیمون نوشتن که همیشه باید ماشینمون گلی و کثیف باشه ُحتی اییییییییی همسرجان که اوایل تا یه لکه رو ماشین میدید گیر میداد که ببرمش کارواش الان دیگه سال بسال هم هوس ماشین شستن و تنها ول کردن ما تو خیابونا رو نمیکنه!!!!!!چن سال پیش که یه روز بشدت بارون میومد و مردم مونده بودن کنار خیابونا مثلا خواستیم ثواب کنیم و تا یه مسیری برسونیمشون که گیر یه دختر معلوم الحال افتادیم و چنان تیغمون زد که بعد اون با همسرجان قرار گذاشتیم اگه بازم گیر یه همچین آدمهائی افتادم یه ندا بخودش بدم و بسپرم دست خودش و قرار شد هروقت یه همچین موردی پیش اومد شماره همسرجان رو بگیرم و ازش بپرسم "خونه خالی داری؟"و به این طریق موقعیت خودمو بهش خبر بدم که باز یکی دوسال پیش بود که گیر یکی از اون ختماش افتادم و یه تیلیف به همسرجان و همسر جان آماده باش و روندیم طرف خونه که ازقضا مادر همسرجان هم خونه ما بودش و دوتائی با چوب رختشوئی یه حالی به طرف دادن که فک کنم تا خود قیامت توبه کرده باشه!!!

یکشنبه پیش بعد از مدتها نشستن ماشین که دیگه رنگش بکلی عوض شده بود و کلی پیامک های کوتاه و بلند رو بدنه و شیشه هاش نوشته بودن ماشینو بردم کارواش و داشتم میرفتم خونه پدری همسرجان که باهم بریم خونمونُ آخه چون ازلحاظ زمانی بشدت تو مضیقه هستیم بعضی روزها هرکدوم تنهائی میریم خون نن جون خودمون که بتونیم هم به هر دو طرف برسیم هم به بقیه کارا وزندگیمونُ بعضی روزا هم که باهم میریمُ حالا بماند زیاد نرو تو نخ زندگی خصوصی!!!!!تازه از کارواش اومده بودم بیرون و آهنگ داریوش رو داشتم عوض میکردم که بجاش سی دی جدید "محسن چاووشی "رو بذارم (خودمونیم این محسن چاووشی هم ازوقتی مجوز گرفته خییییییییییلی بد میخونه انگار نه انگار که همون خواننده است)که سر چراغ قرمز توقف کردم ُیه سیگار روشن کردم و داشتم آهنگه رو گوش میدادم وحالشو میبردم(بربری هم نمیخوردم!!!!!!قابل توجه جناب حمیدالدوله)که یه هو دیدم در ماشین باز شد و بعععععععله بازم یه دختر خانوم زرتی نشست بغل دست!!!!!!!!! اما ننم باشه عجب دختر خانومی بود(دور از چشم عیال محترمه)!!!یه نگاه که به سرووضع و مخصوصا ضامندار تو دستش انداختم درجاگرفتم که موضوع ازچه قراره و یه سوتی کوچولو بدم کلاهه پس معرکه است.

گفتم :"کجا برسونمتون؟؟؟"و زهی حیال باطل که باخودم فک کردم شاید عوضی گرفتم و بنده خدا فقط میخواد به مسیرش برسه!!!

گفت :"فرق نمیکنهُ هر جا خودت میخوای بری"

گفتم:"ولی من جائی نمیخوام برم"

گفت:"میل خودته بهر حال تو یه خانوم محترمو سوار کردی و چه بخوای چه نخوای باید مزدشو بدی"

خواستم یه کم خودمو بزنم کوچه علی چپ و شاید بتونم کمی راحتتر ازشرش خلاص بشم و نیاز به آرتیست بازی همسرجان نباشهُ گفتم "مزد چی رو باید پرداخت کنم؟؟"

برگشت و با یه حرکت جیمز باندی چاقو رو گرفت طرفمو گفت"ببین جوجه فوکلی با من کل نکنُ خونه خالی داری را بیفت بریم نری پولمونو ردکن بیاد بریم دنبال زندگیمون"

از حرف زدنش درجا گرفتم که با سوسول بازی و ننه منقریبم بازی نمیشه باهاش کنار اومد بهمین خاطر مام زدیم تو کانال چاله میدون و ایول و دمت گرم و چمنتیم و بنداز تو همت و این حرفاُدس برد سیگارمو ازم بگیره بش گفتم "باش تا بیاد..."یه چن تا لائی هم که تو خیابون شلوغ کشیدیم یه کم خودشو جمع و جور کرد و حساب کار یه کم دستش اومد که بایکی دیونه تر از خودش سروکاردارهُ زنگ زدم به همسرجان (همون عمولی خفنه شوفر شاگرد عزیزم)بش گفتم :"پسر عمو خونه خالی داری؟؟؟؟؟؟"

گفت :"بازم بلندت کردن؟؟؟؟؟"

بروم نیاوردم که از پشت گوشی چی شنیدم و با همون اعتماد بنفسی که تیکون نمیخورد بش گفتم "دوتتا سوت بلبلی بزني رسیدم"

گفت :"اینجا نیارش مامانم اینا مهمون دارن برو خونه خودمون شیطونیم نکن جلدی اومدم"

گفتم :"آبکی داري يا بيارم؟؟؟؟؟؟؟"

دختره برگشت و گفت "مگه چن نفرین؟"

گفتم :"گفتم غمت نباشه دوتا كبريت بي خطريم...ازشرمندگیتم درمیایم" ُبعدش دور زدم و انداختم تو خیابونای شلوغ که همسرجان زودتر از مابرسه خونه و مجبور نشم تارسیدن اون خدای ناکرده خدای ناکرده مرتکب خطائی ناخواسته گردم...

این ماجرا ادامه دارد...

 

دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیس* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلودآويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسردختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیس* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلودآويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام ُجومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیس* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلودآويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسردختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیس* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال داريوش اقبال آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ آهنگ رپ مدلباس و آرايش مدلباس و آرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش مدلباس وآرايش دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلود دانلودآويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون آويزون س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* س* دوس يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي دوست يابي همسر يابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسريابي همسر ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام عکس حمام ُجومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ جومونگ

 

 

+ فرموده شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:37  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 

آسید رضا خیلی وقته که ندیدمتُ نه تو نه هیچ سیدرضای دیگه رو!!!!!!!!!بعضی وقتها دلم عجیب هواتو میکنه و دلتنگت میشم ُ هروقت که میبینم حقی داره ناحق میشه ُیا ناحقی داره جای حق میشینه یاد تو می افتم ُ دلم میخواد بازم پبشمون بودی و هوامونو داشتی و دلمون بهت گرم بود و حقمونو از دهن شیر و گرگ میستوندی!!!!!!!اما حیف که خیلی وقته نیستی!!!!!!!!!

آسید رضا همین چن وقت پیش یه راپورت خونه خراب کن برام رد کردن ُبازم جات خیلی خالی بود ُ آسید رضا حیف که نبودی که دادبزنم و بگم سید بیا که عمولیتو کشتن  که اگه بازم پشتم بهت گرم بود میزدم تو دهنشونو و حقمو میگرفتم ُراستی نکنه خودت هم دربدر حقت شدی که پیدات نیست ؟؟؟آسید رضا نبینم  تنها مونده باشی تو گود و ....

آسید رضا چن وقت پیش "شمس الله حاجیلو"یه راپورتی رد میکنه که این "سید مهدی"مشتریای بانک رو میپرونه و "میرجمال بلندنظر"هم زیرشو امضاء میکنه و کارمون میکشه به ازمابهترون و تو یه چشم بهم زدن یه حکم برامون میزنن و تبعیدمون میکنن.....دنبال کارمونو میگیریم و پرونده رو به جریان میندازیم ُمیرن تحقیق ُهیچ مشتری پیدا نمیشه که این راپورتو تائید کنه ُاتفاقا همشون عکسشو تائید میکنن الا یه بنده خدائی که درست یه هفته قبل از اون راپورت یه وام از "شمس الله حاجیلو" گرفته بوده....مانمیگیم تبانی بوده ُاصلا هیچ اسمی هم نمیذاریم رو قضیه  ُآقا اصلا ما بدیم ُ ما خائن ُما مشتری پرون ُما هرچی که دل قشنگت بخواد همون....اما دوتا آدم بالغ بگن وقتی از بین اونهمه آدم فقط یکی پیدا بشه که این گزارشه رو تائید بکنه درحالیکه قبلش از رئیس شعبه وام ستونده ُچی میگن به این قضیه؟؟؟؟؟هان ؟؟؟؟؟؟؟

بگذریم سید ُ مام خدائی داریم...

خیلی وقت پیش بودُجشنواره تئاتری سوره داشت افتتاح میشد ُاین آسید رضای مام نمیدونم مسئول چی بود اما خوب یادمه که همه چی افتاده بود گردنش و تموم هماهنگی هارو باید انجام میداد ُاز خوابگاه گرفته تا رفاه و خوردو خوراک مهمونا و....ساعت چهار بعدازظهر قرار بود گروه های شهرستانی برسن و هنوز هیچی تو خوابگاه سرجاش نبودُآسید رضا مارو فرستاد دنبال لحاف تشک ُمعرفیمون کرده بود به حاج آقا بخشایشی مسئول محترم نیروی انسانی تربیت معلمُ صب ساعت نه رفتیم پیش حاج آقا ُنبودن ُگفتن دوساعت دیگه بیا ُرفتیم دنبال بقیه کارا و ساعت یازده برگشتیم فرمودن حاج آقا جلسه دارن ُبازم رفتیم اما دل تو دلمون نبود ُچن ساعت بیشتر واسه رسیدن مهمونا فرصت نداشتیم ُیکی دو ساعت بعدش بازم رفتیم دفتر حاج آقا گفتن نماز جماعت تشریف دارن ُیه کم دلمون آروم شد فهمیدیم دیگه میشه گیرشون آورد ُرفتیم دم در نمازخونه و بین دو نماز پیغام دادیم به حاجی که ما واسه چه کاری اومدیم و چقدر هم عجله داریم ُازسنگ و چوب و درو دیوار جواب اومد از حاج آقا نیومد که نیومد.بازم منتظر  شدیم تا نمازشون تموم شه و وقتی حاج آقا اومدن بیرون بدو بدو رفتیم جلوشون که عرض حال کنیم اصلا تحویلمون نگرفتن که نگرفتن....بازم ازرو نرفتم اصلا فک نمیکردم یه آدم نمازخون یه همچین شخصیتی داشته باشه ُبابا مردم دارن تو این سوزوسرما میان شهر ما ُاونوقت یه لحاف که سهله یه پتو هم ندارن برن زیرش یه کم گرم بشن ُقبلا هم باشما هماهنگی شده و قراره شما تامینش کنی انگار نه انگار؟؟؟؟؟حاج آقا دستی بر محاسنشون کشیدن و دور از چشم شیطون مارو مورد خطاب قرار دادن ُفرمودن" این چه وضعشه" ؟یه نیگا به سرتاپای خودمون انداختیم ببینیم خدای نکرده مورد اخلاقیی ُشرعیی ُخلاف عرفی ُمنکراتیی چیزی نداریم که این دیدگان غفلت زدمون چیزی ندیدن که ندیدن ُگفتیم حاج آقا مگه وضعمون چشه ؟فرمودن تو چجور نیروی سازمان تبلیغات هستی که اومدی تا نمازخونه و نمیای دو رکعت نماز بخونی؟؟؟؟اینجا بود که اون سیمهای معروف سیدیمون اتصال کرد و مجردم که بودیم و زن وبچه نداشتیم مثل حالا که زبونمون پیش هر کس و ناکسی کوتاه باشه  و  دیگه نفهمیدیم اونجا کجاست و حاج آقا کیه و ما کی هستیم!!!!گفتیم حاج آقا ماشنیدیم "عبادت بجز خدمت خلق نیست ...به تسبیح و سجاده ودلق نیست" تازه نماز یه مسئله شخصیه ُشما به چه حقی دارین تو ساعت اداری که باید درخدمت مردم باشین به کار شخصیتون میرسین؟حاج آقاهم تو اون جمعی که همگی داشتن مثل فیلمهای کابوئی این نمایش مارو تماشا میکردن و ازقرار معلوم هرگز سابقه نداشته که احدالناسی پیش حاج آقا چنین غلطهائی بکنه  بازم یه  نگاه عاقل اندر احمق بی همه چیز خدانشناس بی ایمون چی و چی بمون انداختن و صلاح ندیدن با ما دهن بدهن بشن ُاما بعدش یه راپورت خیلی خفن تری تنظیم فرمودن که این راپورت اخیر "شمس الله حاجیلو" پیش اون راپورته کشکم نمیتونه باشه....قضیه یه کم بیخ پیدا کرده بود که رسید بگوش همین آسید رضا....بقیشو نمیخوام حدس بزنین و خودم میگم....یه حالگیری اساسی از حاج آقا و گفته بود که مرتیکه بتو چه نمازمیخونه یا نمیخونه اصلا اون واسه یه کاردیگه اومده پیشت تو یه چیز دیگه داری میگی؟شاید غسل واجب داره که ادا نکرده تورو سنه نه؟؟؟؟؟؟؟؟و با پس گردنی لحاف تشک و بالشهارو گرفته بود و ....

بعد اون جشنواره آسید رضارو گاهگاهی میدیدم اما چن وقت بعدترش دیگه غیب شد که غیب شد ُیاشایدم ماغیب شدیم و خبرنداریم تااینکه همین دیروز داشتم وبگردی میکردم که تو وبلاگ تئاتر قطره -وبلاگ یکی از دوستان تئاتری خیلی خوبم  آقای شهرام خدائی-اسم یکی از لینکهاش نظرمو جلب کردُ"ماغازا "که در ترکی بمعنی "مغازه" هست بنظرم جالب اومد رفتم ببینم که چه خبره اونجا دیدم نویسنده وبلاگ اسمش "سیدرضاعلوی"هستش . بااینکه مطمئن نبودم این سیدرضا همون "آسیدرضای "خودمون باشه اما یه کامنتی براش پروندم  و ازش خواستم  که اگه همون آسید رضاست بهم یه ندائی بده و امروز که داشتم کامنتامو چک میکردم دیدم بععععععععععععله آسید رضا رو پیدا کردم و اونهم چه پیدا کردنی ُ همون آسید رضائی که همیشه حامی برو بچه هابود و تااون بود کسی جرات نداشت به بچه ها تو بگه برام  کامنت گذاشته بود که :

 

شنبه 29 فروردین1388 ساعت: 12:43

توسط:سید رضا علوی

سلام
بله عزیز دل من همان سید رضا هستم . کمی پیر تر و خیلی رنجورتر از وقتی سوره دادیم رفتُ دلتنکی ها شروع شد راستی تو رفته بودی از بخشایشی بالش بگیری نه
خیلی خوشحال شدم لینکت میکنم بعد هم ضربه فنی این هم عکسم البته وقتی چشمش را میبنده شبیه من میشه

-------------------------------------------------------------------------

وقتی کامنتشو خوندم نمیدونستم باید گریه کنم یا بخندم حال عجیبی داشتم سیدرضائی رو که حتی فکر نمیکردم تو خوابم ببینمش پیدا کرده بودم ُازبس ذوخ مرگ شدم تصمیم گرفتم بکوری چشم "حاجیلو "و "بلندنظر"یه آپ قبل از موعدی بکنم و شمام بااین پدیده اعجاب انگیز قرن ُیه جانباز صدو خورده ای درصد که باهمه میجوشه و براش مهم نیست کی چه عقیده ای داره و چیکارست و با همهُ از منه بقول حاج آقاُ مرتد گرفته تا یه بسیجی فقط دوستی میکنه و دوستی و بازم دوستی و تو قاموسش هیچ لغت دیگه ای غیر ازمحبت و حمایت نیستُ آشنا بشین.باشد که رستگار گردین و اعمال واجبتونو بموقع ادا کنین .آسید رضا از طرف خودم وتموم نورچشمیائی که تو این وبلاگ رفت و اومد دارن بهت خوش آمدمیگیم و قدومت رو رو تخم چشامون میذاریم....خدائیش دیگه ولمون نکن به امون خدا و اقلا تو این دنیای مجازی بهمون سربزن.خییییییلی دوست داریم...

خورده فرمایشات ۱)فکرنکنین این "میرجمال بلندنظر" و اون "شمس الله حاجیلو "واقعا اونقدر عددی شدن که تو هرپست یه چیزی دربارشون مینویسم ُنه فقط میخوام تا صدسال دیگه هرکدوم از نوه نتیجه هاشون اسمشونو  تو موتورهای جستجو سرچ  کردن برسن به این صفحاتی که تا قیام قیامت سرجاشه و اگه یه وقتی چیزائی از شهامت ها و رشادت ها و دلاوریهای بابا و بابابزرگشون شنیدن ُخام نشن و از اینور سکه شونم باخبر بشن...خب هر بچه امروزی دلش میخواد اسم بابا و بابابزرگشو تو موتورهای جستجو سرچ کنه و از افتخاراتشون باخبر بشه

خورده فرمایشات ۲)جاتون خالی امروز یه جای خفنی ناهار خوردم که فک نکنم تا سالهای سال هوس اون غذا رو بکنم ُیه مرده همون لحظه از طویله یا گاوداری دراومده بود و بدون اینکه لباساشو عوض کنه امده بود نشسته بود تو غذاخوری و بو یگندش داشت به گریه مینداختتم.

خورده فرمایشات ۳)از این ببعد تو بعضی از پستها  که توکامنتدونی پست قبلش  بعضی از نورچشمیان کامنتهای خییییییییلی جالب و بانمکی بذارن عین کامنتهاشونو (البته با اصلاح غلطهای تایپی احتمالی )براتون میذارم تا ازفیض عقب نمونین....کامنتهای انتخابی پست قبل:

۱-دوشنبه 24 فروردین1388 ساعت: 11:31

توسط:حفره

 

 

 

 

واقعاَ حالشو بردم ژیگووووووووووووووووووووووووووووووووول ....
پیشنهاد می کنم این آموزش رساله جنس+ی رو برای سایر جنس خراب ها مخصوصاً برای خودت هم بنویسی ...
های تا بای ... ببخشید بای تا های

 

 

 

 

 

۲-دوشنبه 24 فروردین1388 ساعت: 17:45

توسط:شمسی محمد خانی

 

 

 

 

سلام
الحق که جنس ت کمی و شاید بیش از کمی خرده شیشه داره از شوخی گذشته خوب می پرونی خوشمان اومد

 

 

 

 

 

۳-شنبه 29 فروردین1388 ساعت: 14:55

توسط:big arbab

 

 

 

 

باشیوین ایین ورمه گوراخ.اه.

 

 

 

 

 

۴-واما یه کامنت خصوصی که برام نوشته بود :همین کارارو میکنی که نسلت داره عین دایناسورها منقرض میشه!!!!!!!!

کلمات کلیدی این پست:شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلند نظر شمس الله حاجیلو میر جمال بلند نظر حاجیلو

 

         

 

+ فرموده شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 21:16  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

زود باشین روکنین بینم این چن روزه کجاها بودین؟هرچی خوردین و نوشیدین نوش جونتون ُاما چیزائی رو که دیدین زود باشین عکساشو بذارین مام بی بهره نمونیم خب.البته منم دارم براتون ژیگووووووووووولا!!!!!چشمک

جونم براتون بگه که دوازدهم به اتفاق همسرجان و خونواده پدری من رفتیم کندوانُ یه دهکده مثلا توریستی که حدودا ۵۰کیلومتری تبریز واقع شده و میگن سومین دهکده صخره ای جهان هستش ُتموم خونه هاش رو صخره ها ساخته شدن

ازتاریخ این دهکده و جزئیاتش و اینکه چرا اینطوری ساخته شده میگذرم و میرسم به اینکه دربدو ورود یه ورودیه ای هم ازمون گرفتن که نفهمیدم دیگه این چه صیغه ایه؟؟؟؟؟؟؟تعجبآخه واسه دهات هم ورودیه میگیرن؟؟؟؟؟بازم بگذریم ُچون اونقدر مشتاق دیدنش بودیم که بی هیچ چک و چونه ای مبالغ مربوطه را پرداخت نمودیم و بالاخره وارد دهکده شدیم.خیلی خوشحال بودم چون اولا بعد چن مدت مادر جان رو آورده بودیم گردش و الحمدلله حالش خیلی بهتر شده ُهرچند آثار خیلی خفیف بیماری هنوز باقی هستش اما امیدوارم که هرچه زودتر این علائم هم برطرف بشن و زندگی عادی و سالم خودشو دوباره ازسر بگیرهُ آدم خیلی دلش کباب میشه وقتی از کلی چیزهای خوشمزه پرهیز داره و دائما باترس و ضعف داره راه میره و ...اما مورد دوم که باعث شده بود خیلی برای دیدن اونجا مشتاق باشم خاطراتی بود که باهمسرجان در دوران نامزدی داشتیم و میخواستیم که یه تجدید خاطراتی بکنیم ُاززمانیکه ما دوتائی اومده بودیم خیلی عوض شده بود ُاونموقع دریغ از یه مسافرخونه کوچیک که بتونیم یه روزی باهمسرجان خلوت کنیم ُالان یه هتل خیلی خوخشل ساخته بودن و چن تا مهمونسرای کوچیک و حتی سوئیت هم اجاره میدادن ُالبته همسرجان میگفت اونموقع هم این مهمونسراهای کوچیک بودن ولی چون تو محو جمال دلبر شده بودی و نئشه اولین دستپختش بودی ندیدی این چیزارو ولی من بشدت تکذیب میکنم و معتقدم که درتمامی شئونات زندگی هوشیاری کامل خودم رو حفظ کردم و این وصله ها به حاجیت چی؟نمیچسبه

خلاصه اینکه روز دوازدهم شکر خدا خوب بود و یه کمک دلمون واشد و آخرای روز بود که برگشتیم تا آماده بشیم برای روز سیزدهم که قرار بود با خونواده همسرجان بریم "هروی".آخه بدلایل عدیده ای نمیشد دوتا خونواده باهم بیان چون خونواده همسرجان بیشتر منطقه "هروی"روکه یه منطقه ییلاقی هستش و کلی باید دره نوردی کرد دوست دارن و خونواده پدری منهم نمیتونن اینجورجاهای صعب العبور بیان ُاین شد که یه برنامه دوروزه گذاشتیم و روز سیزدهم هم به اتفاق پدرومادر همسرجان و خود همسرجان و دوتا باجناقها با متعلقه های محترمشون و ممکی(برادر همسرجان) راه افتادیم و وقتی رسیدیم پس از یک دره نوردی جانانه یه جائی پیداکردیم که بساطمونو پهن کنیم اما این آبجی گوگولیه همسرجان پیشنهادات فرمودند که اونجا اصلا بدل نمیچسبه و باید بریم اونور چشمه که درهمون لحظات اولیه گذر از چشمه بیچاره باجناق خوشتیپه ُکه همون شوشوجان آبجی گوگولیه است افتاد توی آب و همین مسئله باعث شد که من ازاین امر خطیر بشدت اجتناب کنم و آخرسرهم مثل همیشه حرف آخر یعنی "چشم "مال خودخود خودم باشه و به هرمشقتی که هست بااین نقل مکان موافقت کنم و خودمو برسونم اونور آب.اونور آب بساطمونو پهن کردیم و همسرجان به اتفاق دوتا آبجیهای دیگش که سه تائی وقتی یه جاجمع میشن معروفند به "مثلث برمودا"(چون هر کی وسط این سه تا باشه حتما یا منفجر میشه و یا پودر میشه میره روهوا)مشغول دوربین مخفی بازی شدن و شکار سوژه هائی که  داشتن با مشقت از آب رد میشدن ...و گاهگاهی هم با خنده های بسیارخفن افتادن اونا رو توی آب همراهی میکردنgirl_haha.gif.

البته من هروقت پیش این سه موجود خفن هستم یه آرامش عجیبی بهم دست میده چون میبینم بزرگترین بلائی که میتونه سر بشریت نازل بشه پیشمه و  هیچ طوریمم نمیشه بنابراین تمامی خطرات و بلاهای شناخته شده و ناشناخته درنظرم حقیر میشن و دیگه ازهیچی نمیترسم و بدین ترتیب آرامش عمیقی بهم دست میده

بعدش با ابوزوجه گرامی بساط آتیشو چاق کردیم...

آخ که چقدر عاشق این آتیش بازیم.

بعدش با باجناقها و همسرجان ناهارو آماده کردیم و زدیم تورگ...

ازراست به چپ:

۱)باجناق بزرگه

۲)باجناق خوشتیپه

۳)خودم کجام؟خب مهلومه خودمم این پشت دارم عکس میگیرم دیگه

بعد ناهار همسرجان وبقیهبرو بچزتوپه رو برداشتن و رفتن توپ بازیُمن و ابوزوجه جان هم بازم به کار آتیش موندیم و البته همه نگران این بودن که  بااینهمه آتیش بازی شب جامونو خیس نکنیم.

خلاصه که جاتون خالی روز خیلی خوبی بود و کلی خوش گذشت و امیدوارم که همتون خوش گذرونده باشین و روزهای خوشتری رو هم پیش رو داشته باشین.آرزو دارم هیچیک از خلایق غمگین نباشن و هرکسی یه جورائی از زندگیش لذت ببره ُاز خدا میخوام که محبت و صمیمیت تو هیچ خونواده ای ازبین نره و همه در صلح وصفا قدر همو بدونن و ارزش لحظه های خوب وشیرین و فانی باهم بودن رو فراموش نکنن.

این بود انشای ما ُانشای ما تمام شد.باقی بقایت ....جانم فدایت.

خورده فرمایشات ۱):دوستانی که آدرس اسمایلی هامو سوال میکردن میتونن اینجا کلیک رنجه کنن و حالشو ببرن.

خورده فرمایشات ۲):صبرم دیگه داره تموم میشه عجییییییییییییب !!!!!!!!چیزی نمونده که یکی از همین روزها ببندم این چشای نازنینمو و باز کنم دهان مبارکمو و گیر بدم اساسی به این "میر جمال بلند نظر" پست فطرت(که اسم کچل رو گذاشتن زلفعلی) و اون "شمس اله حاجیلو"ی نمک نشناس احمق بیعرضه بی همه چیز مزخرف ....و کل دست اندر کاران پشت صحنه وقایع مربوطه و فاش کنم تموم اسرار مگوئی رو که مدتهاست تو دلم نگه داشتم ....مخاطبش کاملا خاص بود و شاید هم ترفندی واسه اینکه هروقت این اسامی منحوس از موتورهای جستجو سرچ میشن این صفات بارز این کثافتها یافت بشه و هرگز نتونن پیش نوه ُنتیجه هاشون کلاس بذارن و ادعائی غیر ازاین واقعیتها داشته باشن.

کلمات کلیدی این خورده فرمایشات:شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلندنظر شمس الله حاجیلو میرجمال بلند نظر شمس الله حاجیلو میر جمال بلند نظر حاجیلو

خورده فرمایشات ۳):نتیجه اخلاقی انشاء:موجود نیست.

خورده فرمایشات ۴):نتیجه ۳۰*یا*۳۰ انشاء:بازهم موجود نیست.

خورده فرمایشات ۵):نتیجه اجتماعی انشاء:باز هم موردی یافت نشد.

خورده فرمایشات ۶):پس  رساله  حاضر فقط بدر عمه جان عزیزتر ازجانمان میخورد و بس.

خورده فرمایشات ۷):لازم دیدم یه توضیح خلاصه ای درمورد سیزده بدر بدمُ اینکه عدد سیزده به نحس بودن معروف شده یه کم دور ازواقعیته ُواقعیت اینه که این عدد اصلا نحس نیست بلکه یه عدد سرنوشت سازیه که در دوران "زوروان"یکی از الهه های ایران باستان شناخته شده و موضوع ازاین قرار بوده که زوروان که دارای دو فرزند بنامهای "هورمزد" و "اهریمن "بوده یه ضرب الاجلی برای این دوتا تعیین میکنه و میگه چهار زمان فرصت دارین تا باهم بجنگین وتکلیف خودتونو روشن کنین ُباید یکیتون پیروز بشه و اداره جهان دست اون باشه ُحد وسطم نداریم ُاین چهارزمان ازاول فروردین شروع میشه به این صورت که اول و دوم و سوم فروردین بنام "گاه اول"ُچهارم ُپنجم و ششم بنام "گاه دوم "ُهفتم و هشتم ونهم بنام "گاه سوم" و بالاخره دهم و یازدهم و دوازدهم بنام "گاه چهارم "نامگذاری میشن که درهرکدوم از این "گاه"ها اتفاقات خاصی هم می افته والبته دستگاههای "سه گاه" و "چهارگاه"هم از همین مورد نامگذاری شده اندو نهایتا اینکه مردم چون نمیدونستن بعداز "گاه چهارم"چه اتفاقی می افته و باور داشتن که دنیا دگرگون خواهد شد و کل آبادیها نابود خواهند شد ُبنابراین از همون روز اول شروع این "گاه"ها توی ظرفهای کوچیک گندم کاشتند و اونارو سبز کردن تا روز سیزده بدر که احتمال نابودی آبادیها وجودداشت اینها خارج ازشهر باشن و بتونن با گندمهائی که سبز کردن ُطبیعت و زندگی رو دوباره احیا بکنن.

+ فرموده شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 0:45  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

دیشب بعد ازمدتها ممکی (برادر همسرجان) ُهمراه پدرومادر همسرجان خونه ما بودنُ خدائیش مصداق بارز "فرزند کمترُزندگی بدتر"رو دیشب کاملا احساس کردمُ چون همیشه وقتی میان دوتا باجناقها با همسراشون هم میان و سروصدامون تا طبقه چهارم همسایه پنجم میره ُامادیشب خونه خیلی سوت وکوربود و جاشون واقعا خالی بود چون اونها جای دیگه ای مهمون بودن ونتونسته بودن بیانُ ماهم بخاطر اینکه حوصله مهمونها زیاد سرنره خواستیم مثلا یه فیلم سرگرم کننده تماشاکنیم که همین فیلم "هدف اصلی"به تورمون خورد وچندبار وسطهای فیلم خواستم که فیلمو درآرم که دیدم متاسفانه فیلم دیگه ای نداریم که ندیده باشن ومجبور شدیم بنابه سنت حسنه آبروداری تاآخر تحملش کنیم.کلافه

آقای قدرت الله صلح میرزائی کارگردان این فیلم مثلا خواسته بود یه فیلمی تو ژانر فیلمهای رزمی -اجتماعی بسازه که متاسفانه بعلت داستان کلیشه ای ومنسوخش چیزی ازآب درنیومده بود.داستان ازاین قراربود که دقیقا مثل فیلمهای رزمی و منسوخ هنگ کنگ یه جوان رعنائی درابتدای فیلم یه کتک محکمی ازیک رقیب عشقی میخوره و بعدا تصمیم میگیره بره پیش یه استاد وتحت تعلیمات سخت قراربگیره و آخرسر حریفو شکست بده.نویسنده محترم مثلا خواسته بود یه خلاقیتی بخرج بده و فیلمو کمی از فضای همون فیلمهای هنگ کنگی دورکنه و یه کم چاشنی عشق ایرانی هم قاطیش کرده بود که متاسفانه این طرفندهم نتونسته بودداستان فیلم رو نجات بده وفقط ایرانیزه اش کرده بود.باانتهای فیلم هم کاری ندارم که دریک فضای بسیار معنوی هردو رقیب به یک مبارزه کاملا مردانه و عیارانه تن میدن و در مقابل دیده های نگران استاد ُتوصیه های انساندوستانه و پهلوانی استاد یادشون می افتهودرنهایت مروت وجوانمردی همدیگررو درآغوش میکشن و موجبات مسرت و فوران احساسات خونواده هاشونو فراهم میارن وازطرفی منجر میشن که اصوات گوناگونی ازطرف ممکی ُهمسرجان و خودخود ناکس من صادر بشه ازجمله "آه خدای من ...praying"..."واااااااااااای چقدر تحت تاثیر قرار گرفتم ..."..."واااااای مادر...."...

گذشته ازداستان مسخره فیلم بازیهای تصنعی وناشیانه بازیگران هم مضاف برعلت شده و تحمل فیلم رو سخت تر میکرد.بنده خدااین خانوم "آناهیتا نعمتی"نخواسته بود حداقل دو ُسه تا ازاین فیلمهای آشغال هنگ کنگی روببینه و اقلا بتونه ادای رزمی کارهارو درست دربیارهُ تو یکی ازصحنه های فیلم که داشت به "امیر"(یکی از طرفین مبارزه)تعلیم میداد یه گاردی گرفته بود که نه تنها یه رزمیکار چنین گارد مسخره وسوسول واری نمیگیره بلکه یه آدم معمولی هم موقع دعوای خیابونی  بهترازاین خودشو جمع وجورمیکنه.این میمیک چهره های بازیگرا هم که دیگه کشته منو

بیچاره کارگردان فک کنم خودش تاحدودی متوجه این ضعفهای مهلک فیلمش شده بوده و خواسته بوده کمی بادلقک بازیهای اکبر عبدی فضارو پرکنه.واقعا برای آقای عبدی متاسفم.بازیگری که همیشه بهش احترام خاصی قائل بودم این روزها تبدیل شده به یک فضا پرکن مسخره که حتما باید یه لهجه محلی اعم از ترکی و گیلکی و غیره بخودش بگیره تا بقول معروف بازیش بدن.وواقعادر عجبم که این آدم چرانمیفهمه که این حرکات از طرف یه عده مزدور تفرقه گرا سازماندهی میشه و نباید خودشو قاطی این بازیهای کثیف سی*ا*سی بکنه.امروزه که حتی بحث دهکده جهانی هم کم کم داره ازمدمیفته ومباحث جدیدتری همچون وحدت جهانی وازاین قبیل مفاهیم جایگزینش میشن خیلی احمقانه است که آدم قاطی یه حرکت ناس*یونا*لیستی و یا تحریک کننده وضدنا*سیونا*لیستی بشهُ اما هرروز چه در صدا وسیما وچه در سینما شاهد اینگونه حرکات احمقانه و مبتذل هستیم که ازطرف برنامه سازان آماتور ومبتدی که هیچ هنری غیر ازمسخرگی ندارن ارائه میشه.هروقت شاهد بازیهای اینچنینی "عبدی"هستم آرزو میکنم که ایکاش نقش "دورنا"در فیلم "آدم برفی "مخملباف آخرین کارش بود ُچون هم ازبقیه نقش هاش بیشتر بهش میومد هم خودشو بیشترازاین ضایع ومنفور نمیکرد.قدرت الله جان میدونم که خیییییییلی حال میکنی که یه همچین فیلم بحث برانگیزی ساختیهمون بهتر که بشینی و حالتو بکنی ژیگووووووووووول وبذاری که بقیه هم به کار فیلمسازیشون باشن 

خورده فرمایشات۱):بدین وسیله دوعدد بچه تخس که آخرین عدد ۱۱۰ مربوط به کامنتهای پستم رو بهم زده بودن معرفی میشوند:

۱-حفره که دریک عملیات انتحاری و خبیث بصورت کاملا عمدی مرتکب این معصیت گردیده بود و لی چون باراولش بود با چنددرجه تخفیف به اقل مجازات محکوم گشته و اعلام میشود که بعدازاین بایستی با ولی خود تشریف فرماشود ُباشد که موجب عبرت دیگران گردد.

۲-ساز خدا که نمیشناسمش و از همون کامنتهای تبلیغی معروف گذاشته بود ومطمئنم که اصلا پستو نخونده بود و همینطور زرتی اومده بود پائین و یه کامنت دونی پیداکرده بود و نظر گذاشته بودُباتوجه به اینکه حفره قبلا عدد ۱۱۰ روبهم زده بود وباتوجه به اینکه این موجودتازه وارد غریبه بوده و ضمنا بطور غیر عمدی مرتکب جرم شده تبرئه گشته و مجازات وی نیز بر مجازات متهم ردیف اول افزوده میگردد باشد که رستگارشود.

خورده فرمایشات ۲):ممکنه پست بعدی بعلت یک مناسبت کاملا خاص زودتر از موعد بروز شود.

خورده فرمایشات ۳):ازطریق همین تریبون آزاد همگانی به جناب حمیدالدوله کبیر اعلام میکنيم که داداش این سنگهارو بنداز دور ُما ابدا تصدیق نمیفرمائیم که شما این دربارراترک نمائید ُبااستعفای شما بنحو ای کان مخالفت گردیده و به هیچ طریقی شیرمان فهم نمیشود هیچ ُشیر مادرتان رانیز حرام اعلام مینمائیم و شمارا به حبس ابد دراین دربار و ادامه خدمت به رعایا محکوم مینمائیم باشد که شمانیز رستگارگردید انشاءالله.

خورده فرمایشات۴):نمیدونم این هفته بلاگفا قاط زده بود یا توسط یه هکر دلرحم هک شده بودم که کل قالبم بهم ریخته بود حتی قسمت تنظیماتش ُواسه شما هم یه همچین اتفاقی افتاده آیا؟

خورده فرمایشات۵):باز اینجا راهم بخوانید باشد که همگی رستگارگردید انشاءالله.

 

 

 

دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیس

+ فرموده شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 12:32  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

پیشاپیش شهادت سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله امام حسین (ع)را بر عموم شیعیان تسلیت عرض مینمایم.

واقعه عاشورا بزبانهای مختلف به ترسیم کشیده شده است و بقولی "هرکسی از ظن خود شد یار من"...عده ای با مداحیها و نقل سوزناک آن واقعه سعی در ترسیم مصائب حضرت و یارانش در آن روز را دارند ُعده ای دیگر چون شریعتی وامثالهم با دیدی روشنفکرانه سعی در واگویه ابعاد دیگری از آن واقعه رادارندُعده ای از عرفا نیز سعی در بیان مراتب عشق حضرت مینمایند.ولی من بشخصه با نتایج دیگری از این واقعه درگیرم و درپی درسهایی اخلاقی واجتماعی هستم.نکته ای که امروزه بسیار بباد فراموشی سپرده شده است و هرکسی که دستش بجائی بند است میکند آنچه را که نباید....

در علوم نقلی بسیار سخنانی اززعفر جنی آمده است.زعفر درلغت بمعنای پادشاه است که عوام آن را جعفر جنی نیز میگویندُزعفر پادشاه شیعیان جنی بود که درزمان پیامبر اکرم (ص)مسلمان شد وطایفه اونیز به تبعیت ازوی به این دین گرویدند و چندی پیش درزمان حیات آیت الله بروجردی توسط آن بزرگوار اعلام شد که زعفرجنی دارفانی را بدرود گفته وحتی مجالس ختم متعددی نیز به همان مناسبت در اکثر نقاط برگزار گردید.

آورده اند که درروز عاشورا زعفر بیخبر ازهمه جا بر تخت دامادی نشسته بود که خبر آن واقعه عظیم را برایش میاورند و فی الفور تخت دامادی و عروس رارهاکرده وبالشکری درحدود نودهزار نفر بیاری حضرت اباعبدالله ویارانش میشتابدو پس ازرسیدن به نینوا لشکریان عظیمی از فرشتگان را نیز در آنجا آماده یاری میبیند ولی هرگز رخصت آن را از طرف امام نمیابد که در جنگ دخالتی نماید ُدر بیان علت اینکه چرا آقا چنین اجازه ای را به آنان وحتی لشکریان فرشتگان نمیدهند باز حرف وحدیث زیادست و اثبات صحت وسقم هرکدامشان نیز ازتوان من خارج ولی روایتی که بیش از همه مرا تحت تاثیر قرار میدهد و حتی بیتوجه به سقم وصحت آن همیشه مرا بفکر وامیدارد این روایت است که میگویند امام درپاسخ به زعفر میفرمایند"...ای زعفر آنان شمارانمیبینند ولی شما آنهارا میبینید وتارومارشان خواهید کرد واین ازانصاف بدور است...."

داری مطلبو؟؟؟؟؟؟خدائیش یه لحظه برو تو بحرش ویه قیاسی با خودمون بکن ببین کدوممون همچین کاری رو میکنیم؟در دست یه عده ظالم که بخونمون تشنه باشند وبخوان که خودمونو با خونوادمون ازدم تیغ بگذرونن اونوقت ما بفکر انصاف باشیم واز توانائیهائی که ممکنه داشته باشیم ودشمن نداشته باشه صرفنظر کنیم و به یک جنگ برابر فکرکنیم؟کدوممون میتونه ادعا کنه که میتونه یه موقعیتی داشته باشه تو این دور وزمونه و از اون موقعیت برای خرد کردن دشمناش سوءاستفاده نکنه؟کافیه فقط رئیس یه قسمت کوچیکی باشیم مگه کسی جرات داره بهمون بگه بالای چشمت ابروست؟همچین دهنشو آسفالت میکنیم که هیچوقت یادش نره باکی طرفه؟یا اگه مثلا یه پسر خاله ای ُنوه خاله ای ُیانمیدونم عموزاده ای چیزی در شهرداری یااستانداری یا نمیدونم فامیل وزیری چیزی داشته باشیم مگه همسایه جرات داره بهمون بگه صدای ضبطو یه ذره کم کن !!!!!همچین میکوبیمش که تا هفت نسل بعدی نتونه ازجاش بلند شه.حالا اینا که چیزی نیست یه وقت میبینی یکی با یه مقاماتی یه سلام وعلیک مختصری داره ازاین  اهرم حتی درموردشاخ وشونه کشیدن به  نزدیکترین آدمها هم کم نمیذاره !!!!!بیچاره برادرش اگه بخواد ارث پدری که حق مسلمش هست رو ازاین آدم طلب کنه چه جاهای مخوفی که نباید راهش بیفته ؟ما آدمها امروز به زن وبچه و شوهر خودمونهم رحم نمیکنیم!!!!!!

-مهریتو میخوای ؟؟؟؟؟؟به همین خیال باش ُکاری میکنم به .....خوردن بیفتیُ فکر کردی باکی طرفی؟؟

-تو بمن میگی سر کارنرم ؟؟؟؟؟؟؟؟صبر کن به پسرخالم بگم روزگارتو سیاه میکنه!!!!!

-هی بچه چن بار بهت گفتم بااون پسره نگرد؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا پسره چی بگه خوبه ؟؟؟؟؟"بابائی انگار هوس آب خنک کردی ها"!!!!!!!!!

یا مثلا یه استاد مثلا بخواد نمره واقعی یه دانشجو رو که اتفاقا نوه دختر خاله عموی فلان کس هم هست اعلام کنه و ارفاق نکنه میدونی چی سرش میاد؟؟؟؟؟؟؟؟خب نمیگم ایشالله وقتی استاد شدی میبینی!!!!!

یا مثلا تو این بانک ملی شعبه دادگستری خودمون بخوای به چک یه قاضی که پول توحسابش نیست برگشت بزنی !!!!!!!!!!!!!!!باید ازهمین حالا جلو چشمت بگیری که ازفرداش با یه حکم تشویقی منتقل میشی به شعبه ای که عرب نی انداخت!!!!!!!!!

یااینکه مثل من یه کارمند دون پایه باشی و بخوای درمقابل رئیس از حقت دفاع کنی !!!!!!!!به حقت که میرسی هیچ یه تشویقی  هم میچپونن توحلقت که دیگه هیچ کم و کاستی نداشته باشی!!!!!!!

خورده فرمایشات۱):این روزها بساط احسان و خوردنی همه جا پهنه اما هروقت میرم این محله "بارون آواک"که محل زندگی همشهریهای عزیز مسیحیمون هست و بساط احسان اونهارومیبینم یه حال دیگه ای بهم دست میده.

خورده فرمایشات۲):اگه خواستی یه احسان خیلی خوبی تو این روزها بدی یه سری به این مهربانو بزن و پست مربوط به موسسه محکش روبخون.

خورده فرمایشات ۳):آرزو دارم که شهید این ماه یه گوشه چشمی هم بما شیعیان شرمندش بکنه بلکه آدم شدیم.

خورده فرمایشات ۴):وحشیت از هرنوعی که باشه و هردلیلی که داشته باشه منفور هست ُتصاویر غزه بقدری وحشتناک هست که ابدا تحمل دیدنشونو ندارم ُازخداوند متعال خواستارم که هرچه زودتر جلوی این وحشی بازیهارو بگیره.کاری به اینش ندارم که کی مقصره وحق باکیه فقط میدونم "وای اگر ازپس امروز بودفردائی..."

خورده فرمایشات۵):این عمو اسی خودمونهم یه مثنوی خیلی زیبا ومتفاوت درمورد عاشورا گفته ُمثنوی بلندیه اما خیییییییییییلی به خوندنش می ارزه.

+ فرموده شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 12:50  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

مژده دهید باغ را .....چونکه عمولی میرسد!!!!!!!!!!

گلاب گلاب کاشونه ماشاالله

تفلد عمو جونه ایشالله

الان حدودا یه چند ساعتی میشه که پا به این کره خاکی گذاشتم و بدو بدو اومدم که اول عمری یه آپ بکنم و زودی برم دنبال بقیه اموراتم .یه کم آپ هول هولکیه دیگه.شرمنده

درهیجدهمین روز از نهمین ماه سال یکهزارو سیصدو پنجاه ودو هجری خورشیدی مقارن ساعت ۴۵/۰درمیان جمعی از مشتاقان دیده به جهان گشودیم.جمعی که اکثرا امروز درکنار مانیستند وبه دیدار احدیت شتافته اند.اووووووووووووووووو!!!!!!!!بابا چه خبره ناسلامتی تفلده ها!!داری ازاین حرفها میزنی.(این ندای وجدان همیشه بیدار عمولی بود)ظهرش مادرجان آبگوشت میل فرموده بودن و ابوی خدابیامرزهم اونشب کشیک بودنُ عصری مادر جان به ابوی گوشزد میکنن که انگار یه دردهائی رو درنواحی شکمشون احساس میکنن و احتمال داره که مسافرشون (یعنی خود خود من)امشب ازراه برسه ُآقام میگه نه آبگوشت خوردی تاثیر نخوده امشب رو بیخیال چون کار دارم نگه دار واسه بعد!!!!!!!!ومادر جان اینطوری میشن!!!!!!!!والبته کلی سفارش که آقام به کسی نگه وازاین حرفها که یه ساعت نشده میبینه کل فامیل توخونمون جمعند و یکی هم رفته دنبال "ماما صفیه"و بالاخره در ساعت مذکوره چشم جهانیان منور میشود.خدا رحمت کنه بعضی از عزیزانی رو که اونشب پیشم بودن و امروز نیستند:صادق خان (ناپدری آقام)ُخانوم(مادر بزرگ پدریم)عمو منوچهرُ دائی جواد (که خودم لنگشم)ُدائی رحیم ُآبا(مادربزرگ مادری)حاجی (پدربزرگ مادری)وکلیه عزیزانی که مارا در این امر صمیمانه یاری کردند :نور ُافکت ُجلوه های ویژه و....کلیه عوامل پشت صحنه

خوب یادمه اونشب اصلا هوا ابری نبود اما بارون میومد عجیییییییییییب !!!!!آخه فرشته ها داشتن گریه میکردن چون یکی از اونها کم شده بود و اومده بود روی زمینچه حالی میدم به خودم داری اعتماد به نفسو

حالا همگی به این جشن بزرگ خییییلی خیییییلی خوش اومدین!!!!!!!!یاللا خادوهاتونو روکنین بینم

هرکی هرهنری داره بسم الله ُشعرُدیکلمه ُراه رفتن رو اعصاب دیگرانُ شیرین کاریُ حاج شلم یه صدای بلبل درآر بینیم باکی میتونه رودستهاش رابره؟؟؟؟؟؟؟؟خب انگار یکی پیدا شد شعر بگه !!!!!!

مداح وارد شود:

رابیندرانات تاگور شاعر و فیلسوف شهیر هندوستانی.احمدرضا دیلی

درجهان نیست چنان صورت زیبای شما

آفرین باد برآن مادر رعنای شما

یوسف ار شهره آفاق شده زان سبب است

که ندیدست زلیخا رخ بیتای شما

ماهمه غوص کنانیم به هرشام وسحر

درپی در نهان دردل دریای شما

آرزویم همه اینست که من خورده شوم

بین دووعده غذا چون موز چیکتای شما

عمولی:احسنت هزاران هزار احسنت براین مداح گرانقدر دربارمان بسی مفیوض شدیم.وزیر!!!!!!!!!ازجانب ما یک سکه اشرفی به اوبدهید

وزیر :قبله عالم در خزانه حتی یک سکه نقره هم نداریمُ وسط برج است نمیدانستید؟؟؟

عمولی:پس یک عدد چک نفیس در وجهشان صادر نمائید به سررسید ظهور آقا که دائما ملتمس دعا باشند ازبرای فرج.

خب دیگه حال وحول بسه یه کمی هم جیگر کباب کنیم حالشو ببریم!!!!!!!!!

بس که بدمیگذرد زندگی اهل جهان

مردم ازعمر چوسالی گذرد عید کنند

چرازادی مرامادر؟

مگرمن دشمنت بودم ؟

که باغمهای دنیاآشناکردی مرا؟

سفلیسُ سوزاکُ وباُ ایدزُسرطانُ انواع بیماریهای عفونیُ قلبی وعروقی ُریوی ُدوتا جنگ جهانی که به سلامتی پشت سرگذاشتیمُ یه جنگ جهانی که به سلامتی پشت در ایستاده ُ۸سال دفاع مقدسُ جنگهای داخلی وخارجیُشکنجه هاُکشت وکشتارهاُحوادث طبیعی وغیرطبیعی ُبیکاری ُبی پولی ُبحرانهای اقتصادی ُبحران های انرژی و.......فکر کنم کافی بودن که اون شبی که آقام بیخوابی زده بود به سرش یه چند ساعت دندون روجیگرمیذاشتی و دلبری نمیکردیُ مارم تواینهمه مصیبت گرفتار نمیکردی.درسته شتریه که پشت در همه میخوابه .منهم نمیخوام الکی شعار بدم تا امروز در مقابل هروسوسه ای که مربوط به کودک باشه مقاومت کردم چون شدیدا مخالفم اما اگه یه روز دیدین بوی پوشاک بچه ازخونه عمولی هم بلنده تقصیر من نیست چون من فقط ۵۰٪تو این قضیه تصمیم گیرنده هستم.اما اینو میدونم که اگه مرتکب چنین اشتباهی شدم حق ندارم فکرکنم که اون طفل معصوم به میل خودش اومده وباید همه حق به اون داده بشه.

-گله دارم ازدست پدرومادرهائی که بدون هیچ فکر آینده ای فقط بلدن بچه درست کنن.

-گله دارم از پدرومادرهائی که فقط بفکر ارتزاق بچه هاشون هستن.

-گله دارم ازپدر ومادرهائی که جوونیشون یادشون میره و فکر نمیکنن بچه هاهم دل دارن.

-خیییییییییلی شاکیم از پدرومادرهائی که با مشاجرات همیشگیشون حسرت یه جرعه آب خوش رو تو دل بچه هاشون میذارن.

-خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی شاکیم ازدست پدر ومادرهائی که باداشتن بچه ازهم جداشدند و حسرت یه خواب خوش وسط پدر ومادررو تو دل بچه هاشون گذاشتن.

-خییییییییییییییییییییییییییییییییلی شاکیم از پدرومادرهائی که به فکر سلامتی خودشون نیستن وباعث میشن که بچه هاشون همیشه استرس داشته باشن.

-خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی شاکیم ازدست پدر ومادرهائی که با ندانم کاریهاشون تو زندگی جوونترها اختلاف میندازن.

-بینهایت سپاسگذارم از پدر بزرگوارُمادر عزیزُپدرزن گرامی و مادر زن نازنینم که خیلی برگردن من وهمسرجان حق دارن.

خب از هرچه که بگذریم سخن شیکم خوشتر است.

-دسته ای ازعزیزان که با انواع و اقسام خادو شرمنده کردن  دهنشونو هم شیرین کردن 

-دسته ای ازعزیزان که اسامی مختلف ادکلن برام گذاشته بودن با تصویر کیک تفلد دهنشونو شیرین کنن لوففاقهقهه

- عزیزانی هم که فقط برای سلامتیمان دعا فرمودند مانیز از درگاه احدیت برایشان سلامتی خواستاریمشیطان

واما خادوها:همه باهم منتها یواش ها زائو داریم توخونه :

چرازحمت کشیدین ؟ماکه راضی نبودیم.تشویق

همسرجان :ادکلن(اسمشم نمیگم بمونی توخماری)+شلفار+کیک

مادرجان:وجوهات نقد رایج مملکت

پدر زن جان :کفش

مادر زن جان :پیرهن+شیرینی

آبجی جان :یه علوسک خوشخل خرسی

خواهرزن جان گوگولی وباجناق خوش تیپه: یه مجسمه خفن+شیرینی

که ازبین تمامی موارد بالا فقط تصویر مجسمه سیو شده ببین و حالشو ببر ژیگووووووووووووووووول.

 

 

 

دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی

+ فرموده شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 8:20  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

خیلی از نورچشمیها تو پست قبلی بطور خصوصی و گاها هم علنی ازم خواسته بودن که عکس اون علوسکه لو که هفته پیش همسر جان بلام خلیده بود بذارم .مام گردنمون ازمو باریکتر ُگفتیم چشب

حالا ببین حاشو ببر ژیگوووووووووووووووووووووووووول

خورده فرمایشات۱):خب!!آقایون دادن لباساشونو روفو کنن؟؟؟؟؟؟خانوم ها هم لباس نو گرفتن؟؟؟؟

پس دیگه حاضرین؟؟؟؟؟؟؟یه کم دیگه باید صبرکنین!!!!!!!!!فقط سه روز دیگر باقیست!!!!!توروخدا اینقدر فحشم ندینُ میگم دیگههرچیزی به وقتش

خورده فرمایشات ۲):عکس بقیه علوسکهای خودم و همسرجان رو هم گذاشتم تو ادامه فرمایشات که دیگه هی غر نزنین صفحه دیربالا میاددوست داشتی بکلیک


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 0:41  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

موقعی که این آپارتمانو تازه خریده بودیم ُیه روز همسر جان وقتی داشته از راه پله بالا میومده یه پیرزن خیلی بانمک و گوگولی رو میبینه ُاولش فکر میکنه همسایه طبقه اوله وقتی باهاش احوالپرسی میکنه و باب آشنائی باز میکنه ُپیرزنه میگه نه من مال اینجا نیستم فقط اومده بودم به مامان سربزنم!!!!!!و همسر جان اینجوری میشه و باخودش میگه :"گوگولیییییی خودت این شکلی هستی ُمامانت دیگه چه شکلیه؟؟؟؟؟"وبعدها میفهمیم که مامانش بلقیس خانوم زن اول همسایه پائینیه .که متاسفانه همین دیروز عمرشو داد به شما.بعد از فوت مرد خانه دو هوو باهم زندگی میکردند و طیبه خانوم که همون زن دوم باشه از بلقیس خانوم یا همون خانوم بزرگ مثل یه مادر پرستاری میکرد.خیلی به هم انس گرفته بودن و تنها همدم برای همدیگه بودن.هرچند همسایه های قدیمی میگفتن که سالهای سال نظاره گر دعوا های بسیار خفن این دو هووی جوون بوده اند اما از خیلی وقت پیش دیگه آتش بس اعلام کرده بودن و زندگی خیلی شیرینی درکنار هم داشتن. طوری بهم خو گرفته بودن که همین چند روز پیش که همسرجان رفته بود عیادت خانوم بزرگ میگه دیدم خانوم بزرگ دنبال یه چیزی میگرده پرسیدم چیزی میخواین گفت تشنمه بعد که خواستم بهش آب بدمُ گفت :نه میخوام از دست طیبه بگیرم.بعدش هم همش دست طیبه رو میگرفت تو دستش و یه صحنه های رمانتیکی درست میکردن که نگووووووووووووووو!!!!!!!

 

حالا هم بعد از فوت ایشون بیشتر ازهمه طیبه خانوم ناراحته و تقریبا افسردگی شدید گرفته آخه تنها همدمش بود.نکته قابل توجه اینکه اگر مرحوم شوهرشون یه کم آینده نگری بیشتری داشتند و عوض دو تا مثلا ۴تا همسر اختیار کرده بودن الان وضع خیلی فرق میکرد و طیبه خانوم اینقدر افسرده نمیشد.ولی همسرجان میگه :

-پس چرا ۴تا؟؟؟؟

-پس چند تا؟؟؟

-یکی؟؟؟؟؟

اما حساب اینو نمیکنه که اگه فقط یکی بود الان این چند وقته کی بلقیس خانومو تر وخشکش میکرد!!!!!!

خورده فرمایشات ۱):به عقیده تحلیل گران اوناث این مجموعه مرد مرحوم زن اولشو بیشتر دوست داشته که اول اونو برده پیش خودش و همیشه اولین ها بهترین هستند!!!!!بنازم به این اعتماد بنفس الکی خوش!!!!!

خورده فرمایشات ۲):اما به عقیده تحلیل گران ذکور این مجموعه ربطی به دوست داشتن و اینا نداشته خب اونی که سنش بیشتر بود طبیعتا باید زود تر میرفت.

خورده فرمایشات ۳):تحلیل گران دسته اول در پاسخ به دسته دوم چنین اظهار داشتندکه :این حرفها به شما نیومده ُعوض این بحثهائی که بشما ها اصلا مربوط نیست پاشین کارهائی رو که بهتون مربوطه (ظرف شستن و کهنه بچه شستن و جارو کردن و...)انجام بدین ُخیلی هم باحالیم حف نداریم!!!!

خورده فرمایشات ۴):هر وقت یادش می افتیم یه رحمتی براش میخونیم خیلی زن خوبی بودُخوش بحال کسی که بعد از مردنش حتی همسایه ها هم ازش به نیکی یاد کننُ اصلا یه حدیث خیلی معتبر داریم که اگه میخوای بدونی کسی که فوت کرده دقیقا جاش کجاست برو از چند نفر آشناهاش بپرس ببین چطور آدمی بوده اگه ازش تعریف کردن مطمئن باش که دربست وبدون تو راهی رفته بهشت ُاما وای بحالش اگه ازش بد بگن دوست داشتی توهم یه فاتحه ای ُصلواتی ُدعای خیری براش بفرست امشب شب اول قبرشه!!!!!التماس دعا.

خورده فرمایشات ۵):عصری که رفته بودیم شام غریبانش ُخیلی حالم گرفت ُبنده خدا مداح داشت خودشو جر میداد اما دریغ از حتی یه قطره اشکی که از عزاداران بیرون بیادُخیلی بده آدم اونقدر پیربشه که کسی براش گریه نکنه.

خورده فرمایشات ۶):به گزارش ناظران عینی حاضر در مجلس زنانه طفلک طیبه خانوم بیشتر ازهمه اشک میریخته ُمن گفتم طفلی!!!!!!!!!!!!ناسییییییییییییییی!!!!!چقدررمانتیک!!!!!!!!!!اما همسر جان معتقده که از شدت عذاب وجدان دچار این حالت شده و این مناظرات سیاسی کماکان تا خشک شدن کفن آن مرحومه مغفوره ادامه خواهدداشت.

خورده فرمایشات۷):امشب شام یکی از بهترین شب ها بود ُجاتون خالی ُبا باجناق خوش تیپه و خواهر زن گوگولیه و ممکی (برادر زن جان )کلی خل بازی داشتیم ُهمسر جان بلام یدونه علوسک خلید انخده خوخشله ُآقاهه که داشت علوسکو از ویترین درمیاورد علوسکهای جلوئی رو داده بود بغلم نگه دارم وقتی کارش تموم شد و خواست ازم بگیله بهش ندادم و گفتم مگه اینها اشانتیون نیستن؟؟؟؟؟؟؟؟بنده خدا هنگ کرده بود نمیدونست موهای جوگندمیمو باورکنه یا دم خلوسو!!!!!!!!

خورده فرمایشات ۸):چند وقت پیش یه خانومی اومده بود شعبه مون برای گرفتن مستمری از کمیته امداد حساب بازکنه ُوقتی اسم فامیلیشو دیدم باورم نشد ُپرسیدم شما بافلانی نسبتی دارین؟گفت من نوه ايشون  هستم.انگار دنیا روسرم خراب شد الان هم هروقت میاد شعبه برای گرفتن مستمریش خیلی حالم میگیره وازخودم شرمنده میشم وبه غیرت خودمون یه احسنت میگمُ کمتر کسی در ایران هست که نام پرآوازه پدربزرگ این زن فلک زده رونشنیده باشه حتی کمتر کسی ممکنه دوره ابتدائی رو تموم کنه و نامش رو نشنیده باشه ُاین ُبزرگ مرد تاریخ ایران ُمبارزی که حداقل در تبریز خودمون کمتر خیابونی هست که نشانی ازاین شخصیت بزرگ به چشم نخوره ُاسم مدرسه ای ُمیدانی ُشعبه بانکی و یا حتی مجسمه ای.....یادمه یه بار یه جائی داشتیم تئاتر تمرین میکردیم موقع استراحت یه پامو گذاشته بودم رودیوار و لم داده بودم وسیگارمیکشیدم که سرایدار اونجا بهم گفت میدونی اینجا کجاست ؟گفتم نه به اون دقیقی ُفقط چیزهائی شنیدم ُگفت همین جائی که تو اینطور لم دادی فلانی (همون پدربزرگ اون خانوم)فلان معاهده رو امضاءکرده بود.نمیدونین چه حالی شدم تموم تنم لرزید...بعلت تقاضای این خانوم بسیار محترم از افشای اسامی معذورم.البته ناگفته نماند که تموم فک وفامیلشون تحصیلکرده و وضعشون توپ توپه اما چرا " احسان ذی القربی" رو ازیاد بردن ؟اله اعلم.

خورده فرمایشات۹):فقط ۱۰ روز دیگر باقیست !!!!!!!!!!!!!!!قلبها از جاکنده میشوند ُنفسها درسینه حبس شده اندُچه اتفاقی قرار است که بیافتد؟؟؟؟؟!!!!!!کسی نمیداند ُفقط باید صبر پیشه نمودُهمینقدر گفته باشم که آقایون محترم بفکر رفو کردن لباسهاشون باشن و خانومهای محترمه هم بفکر لباس نو باشن ُدر مورد کادو هم زیاد بمغزتون فشار نیارین ُیه ادکلن بسه ُخب چیکارکنم ادکلن دوست دارم دیگه ُنون شب اگه نباشه خیالی نیست اما بساط ادکلن باید ردیف باشه.دیدی چقدر کارتو راحت کردم دیگه تو خیابونها آواره نمیشی ُفهمیدی که چی باید بگیری.چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیشنفم؟؟؟؟؟؟؟؟بلندتر بگو!!!!!!!!!نخری چی میشه ؟؟؟؟؟؟هیچی حداقل اسم بهترین ادکلنی رو که تاحالا استفاده کردی برام بنویس.....(هم زنونش ُهم مردونش)چون چند وقته هرچی میگیرم بیشتر از یکی دوساعت دوام نمیاره .البته این شامل حال عزیزان مقیم خارج نمیشه ها!!!!!!!!!!!!اینجوری ازگمرک ترخیص نمیشین.فهلا یه ۱۰ روزهم خماری تا بهد.........


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 1:40  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

۱)عید سعید فطر بر عاشقان اهل بیت مبارک باد. نماز روزه همتون قبول حق باشه انشاءالله.

درمورد ماه مبارک رمضان خیلی حرفها گفته شده ونقل وحدیث زیاده ُاما دوکلمه هم بشنوید از عمولی:

۱-۱)همیشه منتظر یم که این ماه ازراه برسه اما ازوقتی شروع میشه همه حساب روزهای رفته ومونده شو میکنن وفکرکنم تنها ماه قمریه که همه میدونن هرروز چندم ماهه؟!

۱-۲)اونائی که تریپ مانکنی حال میکنن و زندگی رژیمی دارن معمولا تو این ماه چاقتر میشن میگین نهُ یه نگاه به دوروبریاتون بکنین.

۱-۳)هرچی گرون بشه زود تقصیرشو میندازن گردن ماه رمضان.

۱-۴)هرکی بداخلاقی وتنبلی کنه باز میندازه گردن ماه رمضان.

۱-۵)خیلی ها هم اونقدر بچه مثبت و افه مظلومی میشن که یادشون میره کی بودن!!!!!!!!

۱-۶)هرکسی یه جور برداشت ازشبهای قدر دارهُ من میگم بهتره این شبارو یه نقطه عطف درنظربگیریم ُیه ملاک برای سنجیدن سالی که گذشت وهرسال توی یکی ازاین شبها کلاه خودمونو قاضی کنیم وببینیم از سال گذشته تاحالا چیکاره بودیم ُفکرکنم این کار یه خورده حساب و کتاب آخرمونو سبک تر کنه ووحشت از مرگ رو کمتر.(محاسبه کنید قبل از آن که محاسبه شوید)Libra

۲) وثوق تی وی چند روزیه که داغدار فراق مادرعزیزشهُ برای شادی روحشون و صبوری بازماندگان داغدارشون صلواتی ختم کنین.praying

وثوق با اون هیکل درشت واحساسات پاک وظریفی که گاه پاکتر از یه کودک میمونه ُکسیه که منو برای اولین بار با عالم تئاتر بصورت جدیش آشناکرد الان هم یکی از تهیه کنندگان خوب شبکه استانی تبریزهُ امیدوارم خدا وند بزرگ بهش صبر عطاکنه وروح مادر عزیزش رو در پناه خودش بگیره.انشاءالله.

۳)پیشیه هم قاطی مرغها شد. Dancing Cat with Sock این یکی ازداغترین خبرهائی بود که امسال بدستم رسیدُامسال اولین رمضانی بود که پیشیه سفره افطاری رو نزد عیال مکرمه تجربه میکرد. علی دخت ذوالفقاری بانام هنری سعیدذوالفقاری ومعروف به پیشیه یا همون پیشی یکی از بهترین وقویترین بازیگران تبریزیه که حدود سال ۷۳ افتخار آشنائی رو باهاش پیداکردم.در کار گربه حریص نوشته حسین فرخی که اولین تجربه کارگردانیم بود نقش گربه رو بازی میکردُقبل وبعد از اون نقشهای خیلی زیاد ومتفاوتی رو ایفا کرده بود ُچندین بارهم درجشنواره های مختلف مقام خوبی کسب کرده بودُاما بلحاظ بازی بسیار خوب وحرکات بسیار ظریفی که در این نمایش داشت به پیشیه معروف شدو این شهرت تا به امروز با وی همراه بوده وهست.خوب یادمه که ساعتها مینشست و حرکات گربه ها رو در موقعیت های مختلف ُزیر بارون ُزیر آفتاب وبقیه حالتها تماشا میکرد Image and video hosting by TinyPic

و چنان اداهائی از خودش در میاورد که انگار از مادر گربه متولد شده. awwwwبیخیال ترین بازیگر تبریزی امسال بالاخره سر سفره عقد نشست و طلسمو شکست. Image and video hosting by TinyPicبرای خودش وهمسر گرامیش آرزوی خوشبختی میکنم و امیدوارم سالهای سال درکنار هم زندگی خوشی داشته باشندُالبته هنوز همسرشو نمیشناسم ووقتی ازش پرسیدم که آشناست یانه؟گفت نه آدمه شماها نمیشناسینش.

حالا دو کلمه هم بشنوید از مادر عروس:پیشی میشی دومادم میشی

دوکلمه از مادر دوماد:آدام مادام ایسی گلیر ُشاققلی بادام ایسی گلیر

۴)شیخ الشیوخ عیسی ابو زید کبیر هم بالاخره از سفر عارفانه خودشون به سلامتی برگشتند و چشم تمامی پا منبریان را به نور کیبرد خودشون منور فرمودند.بنوازییییییییییییید!!!

۵)خطای دید

۶)خواندن ذهن شما:این یکی واقعا جالبه یه کلیک کنین خودتون میبینینُ اگرهم تونستین راز این ذهن خونی رو کشف کنین حتما برامون بنویسین.خیال باطلتعجبپیش خودمون باشه عمولی بعد از دوروز ترکوندن مخش بالاخره این معما رو حل کرد ُاگه بچه خوبی باشین ُشاید پست بعدی بهتون گفتم

۷)خود شناسی مقدمه ای برخداشناسی :اینهم یه تست شخصیت خیلی توپ که حتما از دیدن نتایجش مثل من انگشت بدهن میمونین چون بدجوری میزنه توخالُ من خودم از روزیکه این لینکو از خانوم مارپل کش رفتم تا الان هنوز انگشتمو از دهنم نتونستم بیرون بکشم.یه کاربرد جالب این تست اینه که یه بار خودتون به سوالها جواب بدین ونتیجه رو سیو کنینُ یه بارهم از نزدیکانتون بخواین که جواب بدن بعد با مقایسه نتایج میتونین بفهمین که اطرافیانتون چقدر میشناسنتون و چه قضاوتی درمورد شمادارن.متفکر

۸)اینهم ازفرمایشات قصار عمولی که چند وقتی تعطیل بود:

هروقت قول وقرارهائی که باهم داشتیم یادت میره بهت حق میدم چون میدونم مشغله ات خیلی زیاده وسرت خیلی شلوغه ُاما همیشه تحسینت میکنم که بااینهمه مشغله ای که داری قول وقرارهائی که به نفعته اصلا یادت نمیرهُ واقعا بنازم به این حافظه!!!!!!!قهقهه

+ فرموده شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 16:55  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

وقتی داشتم از کلینیک خارج می شدم از آقای اسکوئی پرسیدم هیچ راهی غیر از قطع کردن نیست؟گفت : چرا یک راه واونهم معجزه. با خودم گفتم اگه قرارباشه یکبار در زندگی شاهد معجزه باشم ُُُُ اونهم همین یکدفعه خواهد بود. اونشب خودمو باهرزحمتي بود رسوندم خونه و بچه هاروهم مرخص كردم و گفتم ميخوام خلوت كنم ،و امشب يكي از دو شفارو ميگيرم،وقتي رسيدم خونه باز ديدن چشمان نگران مادر ،پدر و خواهرام انرژي جديدي بهم دادو با خودم تصميم گرفتم هرجوري هست شفامو بگيرم.حسابي با خداي خودم خلوت كردم ،تانزديكاي صبح فقط اشك ريختم والتماس كردم ،قسمش دادم به مولا ،به خون حسين ،به آقا ابوالفضل ،به جده ام زهرا وازش خواستم كه اگه تو اين دنيا پزشكي هست كه بتونه كاري برام بكنه نشونم بده وگرنه راحتم كنه و ديگه از اين دكتر به اون دكتر رفتن خلاص بشم و آخراي شب بود كه خوابم گرفت.

***

صبح بازم تلفنهاي تكراري و احوالپرسيا و نگرانيهاي بچه هاي محل وبقيه روزمرگيها از نوع شروع شد،اما اين وسط يكي از دوستاي خواهرم تلفني آدرس يه پزشك گياهي رو داد وگفت كه كارش واقعا درسته و اكثر بيماريهاي صعب العلاج رو تونسته درمان كنه ،نمونه اش هم بچه هاي خودش بودن كه به نوعي بيماري خيلي مرموز خوني مبتلا بودن،اولش كه اين حرفو شنيدم اهميتي ندادم ،با خودم گفتم اينهمه پزشك ومتخصص وپرفسور ايراني وخارجي نتونستن كاري بكنن اونوقت با گاوزبون و پونه چيكار ميخوام بكنم؟اما دراوج نااميدي يكمرتبه ياد عهدي افتادم كه با خدابسته بودم وگفتم شايد اينجوري خواسته دري رو بروم بازكنه،با خوشحالي وداد وبيداد نادرجون رو صداش كردم كه داشت ناودون خونشونو درست ميكرد ،اومد پائين وگفت چيه چه خبره؟گفتم يه دكتر پيداكردم فكر كنم انشائالله كار خودشه زود حاضر شين بريم پيشش،از ديدن قيافه نااميدش متوجه شدم كه همچين بدلش ننشسته،گفت داش متي اينقدر دست دست نكن كارداره بيخ پيدا ميكنه اگه همين اول بدي انگشتتو قطع كنن شايد انشالله جلوي پيشرفتش گرفته بشه ،وگرنه كارمون مشكل ميشه ها.گفتم خوب حرفي نيست ،اما الان كه نه دكتري هست نه بيمارستاني ُ بريم حداقل حرفاشو بشنويم اگه بدلمون ننشست دوروز ديگه كه تعطيلات تموم ميشن ،ميديم قطعش ميكنن،ديدم كمي قانع شد اما گفت كه ماشين دست احدجونيه و بايد تا افطار صبر كنم كه برگرده.

***

بعد افطار ُاحدجونی خسته وعصبانی اومد پیشم وهمون حرفهای نادر رو تکرار کرد منم باز همون جوابها رو بهش دادم ودرحالی که می دیدم همچین قانع نشده حاضر شدم وبه هرزحمتی بود راه افتادیم.توراه همش غر می زد و می گفت سیدجون این بابا اگه واقعا" کارش درست بود که الان اینجا نبود خیلی وقت پیش کشورهای بزرگ شکارش کرده بودندو من سعی می کردم با توضیح ماجرای دیشب قانعش کنمُ می گقت: خوب اگه خدا بخواد شفات بده چه نیازی به این بابا هست؟ خودش شفاتو میدهُ اما من همیشه به وجود یک سبب واینکه دنیا دارالاسباب هست ایمان داشتم ومی دونستم گاهی وقتها خدا برای رساندن لطف و مرحمتش حتما" یک وسیله ای رو واسطه قرار میدهُ درحالی که بحث می کردیم کم کم به ادرس موردنظرمون نزدیکتر می شدیم و هرچه نزدیکتر می شدیم غرزدنهای احدجونی بیشتر می شد چون واقعا" اون آدرس در یکی از پایین ترین محلات شهر قرار داشت و درست کنار کوه بود.توی اون تاریکی شب با اینکه هرگز به اون قسمت از شهر نرفته بودیم وهیچ آشنایی نداشتیم اما انگار یک دست غیبی مارو تا جلوی در دکترگیاهی راهنمایی میکرد وخیلی راحت تونستیم خونه شون رو پیدا کنیم.در زدیمُ یکمرد خیلی مسن با لباسهای خیلی ساده اومد دم درُ ووقتی جریان رو بهش گفتیم اومد بیرون و مارو به طرف مطبش راهنمایی کرد ُ مطبی که درواقع پارکینگ خونه بغلی بود.رفتیم توُ سعی میکردم هیچ اطلاعاتی بهش ندم تا ببینم تشخیص خودش چیه. یکی از پاهامو که دورش رو بایک روسری پشمی بسته بودم (چون جوراب نمی تونستم بپوشم)بهش نشون دادم.شروع کرد به معاینه کردن وبهم گفت آقا سید متاسفانه باید بگم فقط این انگشتت مریض نیست بلکه هر ده تا انگشتت بیمارن ُ احدجونی که تا اون موقع بی تفاوت وکمی هم با عصبانیت نشسته بود از شنیدن اینکه بدون معاینه ودیدن اون یکی پام از حالش خبر میداد کمی جابه جا شدُ هرچی مدارک و ازمایش و عکس رادیولوژی داشتم با خودم برده بودمُ گفتم: حاج آقا میخوای مدارکمو نشونت بدم؟ خندید وگفت: نه سید نمیخوام من خودم دونه به دونه بهت میگم که تواون مدارک چی هستشُ بعد در اوج حیرت و ناباوری ما مثلا" داخل چشمم رو نگاه میکرد ومی گفت: تو فلان چیزت زیادیهُ نبضمو می گرفت ومی گفت :رماتیسم داری واز این قبیلُ که تمامی حرفاش قبلا" با ازمایشات مختلف بهم ثابت شده بود. ازم پرسید پزشکها بهت چی گفتن؟ منم دوباره به خاطر اینکه اطلاعات زیادی بهش نداده باشم و بخوام بیشتر محکش بزنم ُ گفتم: هر کدوم یه چیزی میگن. گفت: نگفتن که قطعش کنین؟ گفتم:چرا .گفت: اصلا"نباید این کارو بکنی که انشاءالله وبه امید خدا بهت دارو میدم و خوب میشی فقط باید تحمل داشته باشی ُ بعدش از داروهایی که خودش درست کرده بود بهم داد وگفت: هروقت اینارو استفاده میکنی بگو الله ُ محمدُ علیُ فاطمه ُ حسن وحسین ُ از اینکه به یه همچین ادم معتقدی برخورده بودم خیلی امیدوار شدم .اشکم دراومده بودُ حرفاش خیلی به دلمون نشسته بود ومطمئن شدم اینجا همون دریه که منتظرش بودم.

***

وقتی رسیدیم خونه و ماجرا رو تعریف کردیم همه بهت زده شده بودند وکمی امیدوار ُ اما من کاملا" امیدوار بودم و با شادی اونشب رو به صبح رسوندم تا داروهاش رو استفاده کنم چون گفته بود این داروها سوزش پامو بیشتر خواهد کرد. صبح که دارو رو به پاهام زدم از فرط سوزش ودرد نزدیک بود نفسم قطع بشه ُ منکه تا اون موقع همیشه ساکت بودم وهیچ به روی خودم نمی اوردم دیگه داشتم علنا" عربده می کشیدم ُ بالاخره احد ونادر مجبورشدند کولم کنند و ببرنم پیش حاجی یا همون بابالار خودمون. وقتی بابالار منو دید لبخندی زد و گفت: منکه بهت گفته بودم باید خیلی تحمل داشته باشی ُ بهت قول میدم اگه صبرکنی حتما" خوب میشی و اینو بدون که در هیچ نقطه این کره خاکی برای این بیماری دارو درست نکردندُ وقتی که دیدمش باز قوت قلب دوباره ای بدست اوردم حتی دیگه احد و نادر هم بهش یقین پیداکرده بودندُ برگشتیم و مداوا رو ادامه دادیم ُ همون طور که گفته بود به مرور پاهام ورم کرد و پسرخاله با دیدن اینکه پاهام سه چهاربرابر اندازه معمولی شدن ُ همش نگران بود و غر می زدومی گفت :این داروها باعث شدن پاهات عفونت کنه ونباید خودتو دست یه همچین کسی میسپردیُ یکی از خواهرهام هم خیلی نگران بود وهمش اصرار داشتند که مداوای اونو تعطیل کنم و پیش پزشک متخصص برمُ بعضی از دوستهام از تهران باهام تماس می گرفتند ومی گفتند بیا ببریمت بیمارستان سپاه که خیلی مجهزه و پزشکهای خیلی خوبی دارهُ بعضی ها میگفتند باید بری خارج اما من همچنان هم در مقابل بیماری مقاومت میکردم وهم درمقابل این غرزدنها چون واقعا" از ته دل به این درمان ایمان داشتم وکوچکترین ترس وتردیدی رو به خودم راه نمی دادم .

***

یه شب وقتی که نشسته بودم وعذاب می کشیدم ُ یکمرتبه یاد یک جریانی افتادمُ چند وقت پیش یه مبلغ زیادی رو به طرز خیلی مشکوکی گم کرده بودم و این موضوع برام معما شده بودُ رفته بودم پیش دوست درویشم حسنُ بعد از کلی خواهش تمنا نتونستم جوابی ازش بگیرمُ فقط دستشو گذاشت روی پام و گفت: سید اگه امروز نتونی از این پول دل بکنی فردا که دست گذاشتن روی این پات تا ازت بگیرن خیلی برات درداور خواهد بود. همين كه ياد اون خاطره افتادم مثل برق گرفته ها شدم به بچه ها گفتم زود حاضر شين تا بريم يه جايي ، اونهام كه مثل هر شب خونه ما بودند طبق معمول ورق بازي رو تعطيل كردند و شال وكلاه كرديم و راه افتاديم.

وقتي رسيديم پيش حسن از ديدن اونهمه ادم كه منو تو بغلشون برده بودند خيلي جا خورد واز ديدن وضعم خيلي ناراحت شد اما باز بهم گفت كه چرا اينهمه ناشكري ميكنم و امانتي رو كه خدا بهم داده نميخوام بهش برگردونم .گفت: بايد اينو ياد بگيرم كه هرچه از دوست رسد نيكوست وبايد شكرشو به جا بيارم بعدشم گفت بلندشيم برگرديم تا خلوتي بكنه و اگه خبري بود بهمون بگه ، كه فرداي همون روز توسط يكي از بچه ها چندتكه قند برام فرستاده بود وپيغام داده بود كه هرماه يكي از اون قندهاروبخورم وهروقت قندها تموم شد حالم هم خوب ميشه.قندهاروکه شمردم دیدم پنج ماه بعد یعنی تقریبا" اواخر خرداد ۷۸ یا اواسط تیر همون سال میافتهُ بااینکه قبل ازاون هم مطمئن بودم که حتما" خوب میشم اما از شدت درد به این درواون در میزدم ودنبال راهی بودم که این اتفاق هرچه زودتر بیافتهُ وقتی این خبر رو شنیدم باز لبولوچه ام اویزون شد اما فرهاد (پیرسلطان) که این خبر رو برام آورده بود مذمتم کرد که چرا شکر نمی کنم که نگفتن شش سال بعد واز این ناراحتم که چرا پنج ماه بعد خوب میشم.از خودم وخدا شرمنده شدم وخیلی زود از ناشکری که کرده بودم توبه کردم وتصمیم گرفتم بعد از اون هرچی که نصیبم کنه فقط شکرشو به جا بیارم. چند وقت بعد اون ماجرا بود که بایک درمانگر اشنا شدم و ایشون آدرس استادشون رو بهم دادند ُاستادشون آقای رهبرزاده ساکن تهران بودند ومن موندم که چطوری برم پیشش ُ به مهندس صفری بیخیال خودمون زنگ زدم وگفتم که فردا میام تهران .اولش خوشحال شد چون فکر میکرد میخوام برم بیمارستان سپاه اما وقتی فهمید به چه منظوری میخوام برم شروع کرد به غر زدن: باباجون ما میگیم بیا دکتر توداری درخت میخوری (اینم تعبیر طب گیاهی از دیدگاه مهندس صفری) ما میگیم بیا تهران بریم پیش متخصص تو میگی یه فالگیر پیدا کردم تو تهرانُ منکه عمرا" نمیام دنبالت. به هر تقدیر فردا صبح تهران بودم ودیدم همون طور که انتظارشو داشتم مهندس اومده بود دنبالمُ حالا دیگه به خاطر اینکه زیاد طولانیش نکنم صرف نظر میکنم از اتفاقاتی که در تهران افتادُ از تصادفی که صبح اول وقتی مهندس با یه دخترخانم راننده پراید داشت و یا غرزدنهاش و یا از اینکه بعد از دیدن
اقای رهبرزاده توکلاسهاش ثبت نام کرد ُ همین قدر بگم که ایشون هم همون حدودای خرداد وتیر رو مژده دادند .وقتی برگشتم باجدیت وانرژی مضاعف دستورات بابالار رو اجرا کردم تا اینکه در روز موعود یعنی اواسط تیرماه همون روزی که دانشجوها ریخته بودند تو خیابونا تکه کبود شده انگشتم جدا شد و وقتی با بابالار تلفنی صحبت کردم گفت که هرچه زودتر باید برم پیشش تا روش مرهم بذارهُ وبااون  وضع خیابونها انگارکه تو حکومت نظامی المان نازی داشتیم می رفتیم .به هرزحمتی بود خودمون رو رسوندیم و آخرین مرهم رو بهم داد.ازاون روز به بعد دیگه میتونستم با عصا راه برم تا اینکه تویه روز بارونی که بارون بشدت میبارید مجبور شدم عصاروهم بیخیال بشم وبدو بدو خودمو برسونم به خونه همین بود که ازاون روز عصاروهم گذاشتم کنار وبعدها درکلاسهای انرژی درمانی استاد دلدار شرکت کردم وریکی گرفتم ومطالعات رشته های مختلف طب سنتی رو شروع کردمُ بهترین کتابی که دراین مورد دستم رسید کتاب نجات ازمرگ مصنوعی نوشته مرحوم سقاباشی بودکه به توصیه بابالار گرفتمش.والان هرروز هزار بار شکرمیکنم که خداوند سلامتی دوباره رو بهم برگردوند. 

خورده فرمایشات۱:قرار بود بقیه ماجرارو شب نوزدهم بذارمُ نه اینکه فکرکنین هفت ماهه بدنیا اومدمفقط دیدم حیفه قبل از شب قدر یه یاد آوری بهمون نشه که این شب چه شبیه.

خورده فرمایشات ۲:قبل از بهبود کاملم خواهرم از خانوم آسیابی که علم استفتا واستخاره از قرآن رو در خواب یاد گرفتهُ خواسته بود که نظری به احوالم داشته باشه ُدراوج حیرت ما این جمله اومده بود"سید مهدی شب نوزدهم شفاش رو گرفته و دیگه ازهیچ دری دنبال حواله نباشه"

خورده فرمایشات ۳:اگه تو این شبا حالی بهتون دست داد مارم فراموش نکنین.

خورده فرمایشات ۴:خیلیها هستن که تو این شبا محتاج دعاهستن مخصوصایکی از  دوستان وبلاگیمون خانم نیکدل  که برای دوتا ازدوستاشون که توموردارن التماس دعاکردن ُاونارم یاد کنین. 

 

 

 

 

+ فرموده شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 22:15  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

خورده فرمایشات۱:این روزها خیلی بیحالمُ میبخشین اگه بهتون کمترسرمیزنم.

خورده فرمایشات۲:احد جونی ُنادرجونیُ اوستاُعلی باقریُ حاج شلم  ُعجیب یاد خاطراتمون افتادمُ خیلی دوستون دارم.

خورده فرمایشات۳:رو این بنر جشنواره دیوانه وار وب مسترها کلیک کنینُ جای دوری نمیره.

خورده فرمایشات۴:فروشگاه اینترنتی عمولی هم انتهای همین صفحه استُ برو هرچی دلت میخواد بردار.

خورده فرمایشات۵:اگه نمیخوای دعای وبلاگ رو گوش کنی ُاز پائین همین صفحه میتونی قطعش کنی

خورده فرمایشات ۶:ماجرای این پست اینه که تقریبا ده سال پیش دکترا جوابم کردن و بعد تو شب نوزدهم رمضون شفا مو گرفتمُ اگه حال خوندن نداری همین قدر بسه تهُ اما اگه دوست داری مشروح فرمایشات رو بخونی روی ادامه فرمایشات کلیک رنجه کن.

خورده فرمایشات ۷:قسمت دوم این ماجرا انشاءالله نوزدهم رمضان آماده میشه

Image and video hosting by TinyPic


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 2:50  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 قبلا این پائین یه عکس از اسکناس هزار تومنی گذاشته بودم که بنابه توصیه های ایمنی یکی از نورچشمیان بمنظور جلوگیری از هرگونه حوادث طبیعی احتمالیُ عکس مذبور حذف وفقط نام نیکی از آن را بیادگار گذاشتیم              

 <<عکس هزار تومانی>>

تعجب نکنینُ خودخود خودشهُ برگ سبزی تحفه درویش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!امروزه هم شده داروی ضد سرطان

درآستانه حلول ماه مبارک رمضان سازمان نظارت بر صنایع غذائی اعلام کرد که زولبیا و بامیا بعلت استفاده مکررقنادان از روغن استفاده شده وکهنه سرطان زا بوده وطبخ وتوزیع آن ممنوع خواهدبود.در اولین روزهای ماه مبارک هم این شیرینی سنتی ویژه ماه مبارک که بدون آن میشود گفت سر سفره افطاری چیزی کم است بعنوان یک ماده قاچاق وزیر میزی درمغازه قنادها رد وبدل میشد.روزاول ماه رمضان که همسر جان تلفن رنجه فرموده و گفتند"عموعموعموعموعموعموعموعموعموبرگشتنی زولبیا وبامیا یادت نره"پس از مدتی این در واون درزدن بالاخره تونستم اززیرزمین یکی ازقنادهاباهزار مصیبت ومنت این دستور لازم الاجراراعملی نمایمGotSmiley for FREE! Click Here.اما امروز شنیدم که کارشناسان مربوطه اعلام فرموده اند که اگر قنادها بچه خوبی باشند وقول بدن که روغن مصرفی رو زود بزود عوض کنند دیگه این شیرینی سرطان زانخواهدبود وباخیال راحت میتونن که نسبت به طبخ وتوزیع آن اقدام کنند درعوض برای جبران خسارات احتمالی میتوانند مبلغ اندکی بر قیمت توزیع آن اضافه نمایند وبدین ترتیب از امروز واکسن جدید ضد سرطان که همون هزارتومنی خودمون باشه به مجامع علمی داخل وخارج کشور معرفی گردید

خورده فرمایشات۱:حلول این ماه مبارک را بر همه شما عزیزان وخانواده گرامی تبریک عرض میکنم.

خورده فرمایشات ۲:شبهای قدر رو از دست ندین.

خورده فرمایشات۳:موقع دعاهاتون عمولی رو هم ازیاد نبرین.

خورده فرمایشات۴:دراین دنیای درویشی.....گوی مینیخ گورر هرایشی.....

ترجمه:(دراین دنیای درویشی ....هزاری سبز هرکاری میتونه انجام بده)

خورده فرمایشات ۵:اما شما این خورده فرمایشات چهارمی رو زیاد جدی نگیرین چون واقعا چرک کف دستهُ تو این ماه عزیز هرچی میتونین خرجش کنین و احسان بدین که اینطوری برکتش هم زیادمیشه.

خورده فرمایشات ۶: نورچشمیان عزیز که ساعتهای طولانی از عمر مبارکشان را به وبگردی مفتی اختصاص داده اند روی این بنر سمت چپ و تاج سر عمولی با عنوان جشنواره دیوانه وار وب مسترها کلیک کنند بعد خیلی راحت اونجا ثبت نام کنندتا هم چرک دستی عاید خودشون بکنند وهم مارو بی نصیب نذارند.سایت خوبیه برای درآمد اینترنتی وراحت میشه عضو شد.

 

 

 

دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی

+ فرموده شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 22:44  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

همه اون چیزائی که میخوای بگی میدونمحالا اگه چیزی هست که فکر میکنی نمیدونم و باید بگی ُبگوُهروقت تموم شد من شروع میکنم

آقا جون قبولُ هر گله ای از هر مسئولی که داری قبول دارم.اما همش هم تقصیر دیگران نیست ها!!!قبول داری که یه خورده هم خودمون جوات بازی درمیاریم ؟؟؟؟؟مثل پت ومت بلاهائی بسر خودمون و دیگرون میاریم که عمرا هیچ احدالناسی نتونه یه همچین کاری باهامون بکنه؟؟؟

یکیش همین صفهای طویل و دراز واعصاب خورد کن بانکهاست.خب کارمند کمه؟؟؟ قبول.پشت گیشه ایها سریع کار نمیکنن؟؟؟؟گیرم که اینم قبول و هرچی که میخوای بگی همه رو بلا استثناءفقط بخاطر گل روی تو قبول میکنمُ اما توهم باید قبول کنی که داری یه طرفه قضاوت میکنیُ اما عزیزدل اینهمه امکانات و تکنولوژی بخاطر تو هستش.لازم نیست دیگه واسه یه قبض ناقابل دوساعت بری بانک تو صف بایستیُ که یکی بره تو نوبتتُ اعصابت خورد بشه ُبه کارات نرسی وهزار مصیبت دیگه ...همش چهار ثانیه باید بخودت زحمت بدی و از یکی از همین خودپردازها قبضتو پرداخت کنی.

باباجون کجای دنیا آخه یه همچین نمایشی دیدی که ماهم دومیش باشیم؟عزیزان مقیم خارج خدائیش شمابگین.دائی نوید شما قبضهاتو میدی بانک؟؟؟ کاکه تیغون شمام تو هامبورگ یه همچین بساطی داری ؟؟؟؟سلطانی عزیز شماچطور؟؟؟؟ شاباجی خانوم شما یه چیزی بگو.بابا به ولله میدونم اینجا اروپانیستُ اما خب این یه قلمو که داریم دیگه چرا تنبلی میکنی؟؟؟؟؟میدونم حتما میخوای بگی خودپردازها دائما" خرابن و هیچکدوم درست کارنمیکنن و از این بهانه ها.خب بهانه هات تموم شد؟؟؟؟اولندش که اینجوریام نیست.دومندش کامپیوتر که داری؟؟؟؟خداروشکرقشنگ وقتی که نشستی سرکامپیوترُپاهاتم به اجازه من مثل کمیسر مولدوان بذار رو میز ُقشنگ لم بدهُ یه چائی دپش دیشلمه قند پلو هم بذار دم دستتُ بساط سیگار رو هم براه کن ُبه به !!به به حالا برو تو سايت بانك ملي قشنگ قبضتو پرداخت کن.

چی؟؟؟؟/نمیشنوم !!!بلند تربگو.....نمیشه؟؟؟چرا نمیشه؟اگه سایت اشکال داره خب تماس بگیر باهاشون رفع کننُ اگه بلد نیستی بازم ازشون راهنمائی بخواه.بابا والله این وقتی رو که همینجور الکی تو صفها تلف میکنی خیلیها حسرتشو میخورن.بسه دیگه چقدر جوات بازی؟؟؟؟/

 

خورده فرمايشات۱-افتتاح حساب از طريق اينترنت

خورده فرمايشات۲-ارائه صورت حساب از طريق اينترنت

خورده فرمايشات۳-رائه صورت حساب تسهيلات از طريق اينتر نت

خورده فرمايشات۴-ارائه صورت حساب ارزي از طريق اينترنت

خورده فرمايشات۵-ارائه صورت حساب از طريق تلفنبانك

خورده فرمايشات۶- ارائه صورت حساب از طريق تلفن همراه((sms

خورده فرمايشات۷-دريافت قبوض آب.برق و... از طريق تلفن بانك

خورده فرمايشات۸-پرداخت پول از طريق دستگاه خودپرداز

خورده فرمايشات۹-دريافت قبوض از طريق عابر بانك ارائه صورت حساب از طريق

خورده فرمايشات۱۰-اعلام اسامي برندگان جوايز قرعه كشي حسابهاي قرض الحسنه از طريق اينترنت

خورده فرمايشات۱۱-خريد از ظريق كارتهاي عابر بانك در بازار و فروشگاههاي معتبر


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 17:28  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 

باسپاس ویژه از وفای عزیزکه از دوستان عزیز برایشان التماس دعا داریم.

ميلاد فرخنده يگانه عدالت گستر گيتي حضرت حجه ابن الحسن صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف بر تمامي جهانیان تبريک و تهنيت باد

 

ای غایب ازنظربه خدا می سپارمت

جانم بسوختی وبه دل دوست دارمت

محراب ابرویت بنما تا سحرگهی

دست دعابرارم و برگردن اآرمت

می گریم ومرادم ازاین سیل اشکبار

تخم محبتی است که دردل بکارمت

   " حافظ"

امام منتظر،مولاست مهدي(عج) اميد مادرش زهراست مهدي(عج)


همه عالم فداي تار مويش يقينا عروه الوثقي است مهدي(عج)

تو ای صفای ضمیرم چرا نمی آیی

چرا بهانه نگیرم ِچرا نمی آیی

اگر حجاب ظهورت حضور پست منست

خدا کند که بمیرم ِچرا نمی آیی

میلاد با سعادت آخرین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه برتمام عاشقان عدالت وحقیقت مبارک باد

خوشا به حال مادرت که بهترین پاکان رادر دامان مهربان خود دارد

برای تعجیل در ظهور آقا حضرت مهدی (ع) ۱۰۰۰ تا صلوات بفرست

همه هست آرزيم که ببينم از تو رويي


چه شود تو را که من هم برسم به آرزويي

بیان احوال حضرت قائم علیه السلام، مسأله غیبت و ظهور، نظر علما و محققان وذکر شبهات و پاسخهای آن که بر حضرتش وارد آمده نه تنها در این مجمل نمی گنجد بلکه ذکر رؤوس هر مطلب نیز ناممکن است. از این رو نویسنده در بیان عناوین زیر کاملاً جانب اختصار را رعایت کرده است و امید است دجار ایجاز مخل نگردیده باشد:
ولادت مهدی(علیه السلام) مسلم است، القاب و عناوین مهدی (علیه السلام) در قرآن کریم، مهدی(علیه السلام) در کتب شیعی ، مهدی(علیه السلام) در کتب اهل سنت، موعود در سایر ادیان ، شبهات و اشکالات.


ولادت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) از مسلمات است
ولادت وجود مبارک امام «حجت بن الحسن المهدی» را به 255 یا 256 هجری قمری دانسته اند. بنابر این اصل ولادت مهدی جزء مسلّمات تاریخ است و در این تاریخ بین علما و محدثان و علمای فریقین هیچگونه اختلافی نیست. ابن خلکان می نویسد: «او ، در روز جمعه نیمه ماه شعبان سنة 255 متولد شد. و هنگام درگذشت پدرش، پنج ساله بود. نام مادرش حمط است و برخی آن را نرجس نیز گفته اند.»1

مسعودی می گوید: امام حسن عسکری در سن 29 سالگی در عهد خلافت المعتمد عباس درگذشت و او پدر مهدی منتظر است.2

مهدی (علیه السلام) پس از شهادت پدر که در 5 سالگی او اتفاق افتاد از انظار غائب گردید و تنها از طریق نواب خود که عبارت بودند از: ابوعمر و عثمان بن سعید اسدی، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید، ابوالقاسم حسین بن روح، ابوالحسن علی بن محمد سمری با پیروان خود ارتباط داشت.

این غیبت تا درگذشت محمد سمری (326 ﻫ . ق) غیبت صغری نامیده می شود و پس از آن غیبت کبری آغاز می گردد.

کلیه محققانی که تولد حضرت مهدی را نقل کرده اند اشاره ای به وفات ایشان ندارند تنها تعدادی انگشت شمار امثال علاء الدوله سمنانی و حافظ ذهبی و ابن حجر کمی گفته اند او پس از ولادت وفات یافت. اغلب علمای عامه نیز معتقدند که «مهدی موعود» واقعیت دارد اما در آخرالزمان متولد می گردد.3



القاب و عناوین
القاب و عناوین امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) نیز از اهمیت شایانی برخوردار است تا آنجا که تعداد آنها را تا یکصد و هشتاد و دو اسم نوشته اند. برخی از این عناوین بدین قرار است: احمد، ابوجعفر ،ابوابراهیم ، ابوتراب، احسان، بقیه الله، بلد الامین، بهرام ، بنده یزدان، برهان، باسط، بقیه الانبیاء ، تمام ، جمعه، جابر ، جوار الکنّس ،‌ حجت، حجه الله ، حجاب ، حامد ، حاشر، خاتم الاوصیاء ، خسرو، خازن، خلیفه الله ، دابه الارض ، داعی ، راهنما، رب الارض ، سبیل ، شماطیل ، صاحب الغیبه، عاقبه الدار، غایب، خلیل، فرج المؤمنین ، قائم، قیمه ، مسیح الزمان ، قاتل الکفره ، کاشف الغطاء ، کلمه الحق ، لسان الصدق ، منصور.4

+ فرموده شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 15:25  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

+ فرموده شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 16:36  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

میدونم اینبار یه کم طولانی شده .اما زود قضاوت نکن و تاآخر باهام بیا

۱)سپاس دارم از کلیه دوستان وهمکارانی که درپست قبلی نیم نگاهی هم نداشتند

۲)سپاس افزونتر از عزیزانی که فقط نیم نگاهی رادریغ ننمودند

۳)سپاسی بس افزونتر از عزیزانی که با نظرات مخالف وموافق خود با عمولی همراه شدند

۴)سپاس کلمه ناچیزیست در مقام اکسیرعزیز ُ اصغرآقاعشقی ُ پریا همكاره محترم بانك (؟) ومامان هستی(یک حرف ودوحرف)

۵)کربلائی جات خیلی خالی بود توسنگرُخیلی هوس کرده بودم دررکابت باشم

۶)حاج ابوالفضلُ تخریبچی دوران اومدیم برا گرفتن رخصتُ سعادتمون نبود

۷)سیدجان چی میشدیک جرعه ازملوکتت بماهم میچشوندی

ز ليلــي هم شنيدم "يا علي "گفت

به مجنون چون رسيدم"يا علي"گفت

مگراين وادي دارالجنون است

كه هر ديوانه ديدم"يا علي"گفت

چمن با ريزش باران رحمت

دعايي كرد او هم"يا علي"گفت

يقين پروردگار افرينش

به موجودات عالم"يا علي"گفت

خمير خاك ادم را سرشتند

چو بر ميخواست ادم"يا علي"گفت

چو نوح از موج طوفان ايمني خواست

توسل جست و هر دو"يا علي "گفت

زبطن حوت يونس گشت ازاد

ز بس در ظلمت يم"يا علي"گفت

عصا در دست موسي اژدها شد

كليم انجا مسلم "ياعلي"گفت

به ابراهيم چو اتش گشت گلشن

خليل بت شكن هم"يا علي"گفت

مسيحا هم دم از اعجاز ميزد

ز بس بيچاره مريم" يا علي" گفت

نميشد زنده جان مرده هرگز

يقين عيسي بن مريم"يا علي"گفت

رسول الله شنيد از پرده غيب

ندايي امد ان هم "يا علي" گفت

پيمبر در شب معراج بر خاست

به قصد قرب اعظم"يا علي"گفت

نزول وحي چون بنمود سبحان

مگر خيبر ز جايش كنده ميشد

يقين جا علي هم "يا علي" گفت

درون بيت ايزد زادگاهش

كنار كعبه مادر "يا علي" گفت

علي در كعبه بر دوش پيامبر

قدم بنهاد ان دو "يا علي" گفت

به فرقش كي اثر ميكرد شمشير

گمانم ابن ملجم "يا علي" گفت

دو مومن را ببين وقت ملاقات

زبان هر دو با هم "يا علي" گفت

عبادت ان دمي مقبول گردد

دل عابد چو قنبر "يا علي" گفت

دلا بايد كه هر دم "يا علي" گفت

نه هر دم بل دمادم"يا علي" گفت

یا علی یا علی یا علی یا علی

میلاد مولود کعبه

و

مولای متقیلان

و

امیرالمومنین

حضرت علی (ع)

بر

تمام شیعیان وآزادگان وشیفتگان حضرتش

علی الخصوص بر

فرزند صاحب العصرش

حضرت ولی عصر(عج)

و

منتظران سرسپرده حضرت

مبارکباد

****************

رسید مژده که ایام غم نخواهدماند

چنان نماند وچنین نیز نخواهدماند

بالاخره بهر تقدیر بود روزمبارک زن ومادر وایام پررونق بازار زرگران ُ امیرکبیر ُ تیمچه امیر ُپاساژنورُ پاساژ شیخ صفی ودریک کلام اصناف وابسته به مجمع صنفی زرگران وجواهرفروشان سپری شدوStick man spinning world globe Animation

نوبتی هم که باشه نوبت روز پدروروزمرد وروزهای پررونق اصناف وکسبه محترم محلات پائین شهرُصنف زیرپوش فروشان ُجوراب بافان ُعطرهای ۱۰۰۰تومانی فروشان فرارسید.این روزرا برتمامی پدران ومردان این مرزوبوم علی الخصوص ابوی مرحومم وابوزوجه گرامیم وابوزوجه بسيار گرامي ايشون وحاج شلم عزیز بابای ترانه جون ونادرجونیُ بابای سپهرعزیز که امسال برای اولین بار پدر شده اند وامیدوارم برای انمین بار این تجربه لذتبخش راداشته باشند تبریک عرض مینمایم.

از احوالات حاج شلم که کاملا خبردارم ومیدونم اولین جوراب روز پدریش رو از ترانه جان پدر...گرفته .اما ازنادر خبرندارم.ببینم نادر جونی چه خبر؟.....چی؟؟؟گلاب به رومون رو دستت خرابکاری کرده؟خب غصه نخور ایشالله بزرگتر میشه به پول وهیکلت هم صفا میده

راستی

سپهر فقط یه هفته ازترانه جون بزرگتره

عیبه!!!!!آبرومو بردین!!!!یه کم خودتونو نگه دارین حالا!!!!!نه به داره نه به بار

من چیکار کنمُ اونشب هر دوتاتونو دعوت کرده بودم دیگه دده هاتون ضایع از آب دراومدن.

واما از بابائی بگم

دوهفته اس ازش خواستم بابائی منم بشه بلام پوفک بخله امروز پیداش شده

بابا تودیگه کی هستی؟؟؟؟/فکر کردی هیچی حالیمون نیست؟؟؟؟؟نمیدونیم امروز واسه چی یه مرتبه پیدات شد.با ماخودمون ختمیم

چی میشد مگه چند روز زودتر پیدا ت میشدمام فکرای خفن نمیکردیم؟مگه من چمه؟درسم تموم شده ُکار پیدا کردم ُزن گرفتمُ پوشک لازم ندارمُ یه نی نی حاضر وآماده وبدون هزینه

********************

آن گنج نهان دردل خانه پدرم بود

هم تاج سرم بود وهمی بال وپرم بود

آقاجون سلام.امسال سومین باره که روز پدر با گل وشیرینی میام پیشت وشما هیچی نمیگی.نه میگی آسید خودت گل بودی.نه میگی کلومت شیرینه ُشیرینی دیگه چرا؟آقا امشب باز بدجوری دلم هواتو کرده.هیچ وقت یادم نمیره وقتی از پشت پنجره برات دست تکون میدادم و شما هم با تکون دادن دستت بهم میفهموندی که حالت خوبهُ اما من میدیدم که نیست دیگه بعد اونروز که حاجی گفت هر چی دلت میخواد بدیم بخوری و هر جا دلت خواست ببریمُ برام دست تکون نمیدادیُ فقط بعضی وقتها میگفتی آقا مهدیُ منهم میگفتم جونم؟شما میگفتی جونت سلامت ودیگه هیچی نمیگفتی.دیگه بعد اونروز سراغ عروستو نمیگرفتی و وقتی میدیدیش گل از گلت نمیشکفت ونمیگفتی"گلین"یه چای دیشلمه داری؟و مادر اشکش در می اومد وقتی میدید تو با "گلین"هم حرف نمیزنی.نمیدونم الان چیکار میکنی؟جات راحته؟پیش رفقات شرمندت نمیکنم؟آقا جون خیلی سعی میکنم شر مندتون نکنم اما نمیدونم میتونم یانه؟حلالمون کن آقا.ترو بجدتُ اگه خطائی داشتیم که میدونم خیلی داشتیم ازمون بگذر تروبه مادرت زهرا(س) ،ترو به مردونگیت که این روزا خیلی کیمیاست وهرچی دلت بخواد نامردیه.آقا الان میفهمم تو چی کشیدی وقتی بچه بودی بی پدر شدی.من که مرد گندم کمرم تو این سه سال خم شده یه الف بچه که دیگه جای خوددارد.شاید بهمین خاطره که تو خیلی از ماها مردتربودی.خدابیامرزدت.

یا صاحب الزمان مگه خودت تو خواب بهم وعده ندادی که هرچی بخوام نه نميگي؟

امشب هواي آقامو خيلي داشته باش

یاعلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

تورو قسمت میدم به آقا امام زمان امشب هوای آقامو خیلی داشته باش.من دستم کوتاهه.

میدونم چی میخواین بگین.خوب میدونم چیزائی رو که لایقشم اما بهم نمیگین وحتي بروم نمیارین.خودم خوب میدونم لایق لطف شما نیستم.اما امشبو تاصبح بیدار موندم که برا آقام ازتون گدائی کنم.

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد ازکرم گدارا.

التماس دعا.

***********

اگه حال کردی اگه اشكت دراومداگه حسابی تو فرمي یه فاتحه برا آقام بخون

اگه حالت کمتره یه صلوات

اگه بازم کمتر؟؟؟میخوای یه حال دیگه بدم؟جیگرت کباب نشد؟میخوای دو مصرع دیگه بیام مطلبو برسونم؟نه دیگه ناسلامتی شب عیده.شمام راضی نشین پیش آقام دست خالی و شرمنده باشم.خدا رفتگان همتونو بیامرزه.عیدتون مبارک.

**********

خورده فرمایشات یکم:از اینکه تااینجا باهام اومدین یه دنیا ممنونم.

خورده فرمایشات دیم:یه ضرب المثل چینی میگه"جیرینگ جورونگ جارانگ "یعنی تا سه نشه بازی نشه.

خورده فرمایشات سیم:بعضیها بالاخره بعد از چند هفته قانعم کردن که از روبرم وپست "مرد بیشتر عمر میکند یا زن "را دوباره بذارم.منهم اطاعت میکنم وبمناسبت امشب اُقاعده جفری این محاسبه رو میذارم در ادامه مطلب.

خورده فرمایشات چارم:برای امتحان درستی قاعده از اموات گذشته محاسبه کنید.

خورده فرمایشات پنجم:در مورد افرادی که نسبت به آنها حساسیت بیشتری دارید جهت جلوگیری از بر هم خوردن آرامشتان از بکاربردن قاعده خودداری فرمائید.

خورده فرمایشات ششم:پدر مرحومُ بزرگوار وعارف باجناق بسیار عزیزمُ محمد جان رو هم فراموش نکنید.

خورده فرمایشات هفتم:سروش علیزاده عزیز نویسنده وبلاگ روایت نو ازناراحتی کلیه رنج میبره ومعلومه که دردش خیلی زیاده چون مرد دائم الاپی مثل اون الان دوهفته یک بار هم اپ نمیکنهُ برای سلامتیش التماس دعا دارمُ وقت کردین سری هم بهش بزنین عیادت مومن ثواب داره.

خورده فرمایشات هشتم:قبل از کلیک روی ادامه مطلب اگه خواستین مدیون کسی نباشین وفردای قیامت یه ندید بدید تازه بدوران رسیده مثل خودخودخودم یقتونو نگیره حتما فاتحه ای درحق پدر بزرگوارم ودعای خیری در حق خودم وخوانوادم احسان کنین.

خورده فرمايشات نهم:"گلين"همون عروسه به زبان تركي خود خود خودمون.

خورده فرمایشات دهم :انگار خورده فرمایشات خیلی بیشتراز اصل فرمایشات شدن.

خورده فرمایشات يازدهم:اشکال نداره وقابل نیستُ میترسم کم باشه به همه مهمونا نرسه شرمنده بشم.

.

.

.

خورده فرمایشات انم:فعلا قبلي هارو بجا بيارين اين يكي مهمون من.


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 23:12  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

Image and video hosting by TinyPic
بدنبال تحريم بانك پر افتخار ملي ازسوي بدخواهان جهاني به طمع واهي مختل كردن اين شاهرگ حياتي اقتصاد ايران انجمن اسلامي بانك ملي ضمن درج بيانيه اي درسايت رسمي بانك ملي اين عمل خائنانه قدرتهاي جهاني را محكوم نمود.مانيز ضمن محكوم كردن اين برخورد مذبوحانه كه نشانگر عجز كامل قدرتهاي غربي در برخورد منطقي بامسائل ميباشد، اعلام ميكنيم بارديگر بااتكال به خداوند وبا حفظ وحدت ملي دست دردست همديگر وپابپاي مسئولين زحمت كش ومردم دوست بانك ملي اين توطئه را خنثي خواهيم نمود.از تمامي دوستاني كه بنابه عرق ملي خود وبدور از هرگونه اختلافات داخلي اين عمل شيطاني را محكوم مينمايند،تقاضا ميكنيم با اختصاص پستي ويژه دروبلاگ خود در اين خصوص مراتب را به ما ابلاغ نمايند تا سريعا نسبت به درج مطلبشان درهمين پست اقدام گردد.درضمن منبعد جهت تبادل لينك با ما ابتدا علاوه بر قراردادن لينك "عمولي"،"سايت بانك ملي "را به آدرس "www.bmi.ir"در ليست پيوندهاي خود درج نموده و سپس در قسمت نظرات اطلاع دهيد تانسبت به لينك شما اقدام گردد. ذيلا بيانيه انجمن اسلامي بانك ملي و ساير دوستاني كه با عمولي خودشان در اين عمل ملي همراه بوده اند،مياوريم.

بيانيه انجمن اسلامي بانك ملي ايران:(درج شده درسایت بانک ملی)

بار دیگر دولتمردان غربی همچون 30 سال گذشته، نمادی از دشمنی خود را با ایران اسلامی ظاهر ساخته و در حالی که بسته پیشنهادی 1+5 را ارائه داده بودند،ریاکارانه و قبل از بررسی های لازم و پاسخ توسط ایران و گزارش منفی توسط سازمانهای نظارتی، اقدام به تحریم بانک ملی ایران نمودند.

انجمن اسلامی کارکنان بانک ملی ایران، ضمن محکوم نمودن این حرکت مذبوحانه همچون دوران دفاع مقدس، خود را سرباز رهبری معظم انقلاب دانسته و آماده است در این سنگر که خط مقدم جبهه مبارزه اقتصادی استکبار جهانی می باشد،با اتکال به ذات لایزال خداوند متعال ، همراه با دولتمردان عزیز و دوش به دوش مدیریت و کارکنان شریف و زحمتکش بانک، با کار و تلاش بیش از پیش، مسولان بخش پولی و مالی و مدیران دلسوز بانک را در زمینه عبور از این آزمون الهی،یاری نماید.در این رابطه چند نکته قابل توجه می باشد:

1- بانک ملی ایران در طی 80 سال عمر پرفراز و نشیب خود، وقایع و حوادث مختلفی از جمله: 8 سال جنگ تحمیلی را پشت سر نهاده و انشاءا... با تکیه بر اعتماد و پشتیبانی و حمایت مردم عزیز،از این مرحله با اقتدار و سربلندی گذر خواهد نمود.

2- کارکنان شریف بانک ، با امید به آینده روشن و تبدیل این تهدید به فرصت ،با کار و تلاش مضاعف و انجام وظیفه خالصانه ، خدعه های ناجوانمردانه و سیاست های دوگانه دولتمردان زیاده طلی غرب را خنثی و نقش بر آب خواهند نمود.

3- انجمن اسلامی کارکنان بانک ملی، از مسولین محترم سیستم بانکی می خواهد با نگاهی معطوف به مصالح کلان کشور و پرهیز از نگرش سازمان مدار و رقابت گرا،به تقویت و همکاری با بانک ملی ایران بپردازند و از دیگر نهادها و سازمان های مرتبط نیز انتظار دارد در رابطه با یاری و معاضدت بانک،از هیچ تلاشی فروگذار ننمایند.

نصر من ا... و فتح قریب

انجمن اسلامی کارکنان بانک ملی ایران

اکسیرعزیز:

لبیک یا عمولی

بنابه دعوت عمولي عزيز قراشده كه تمامي دوستانش در محكوم كردن "تحريم ناجوانمردانه بانك ملي "پستي اختصاص دهند.ما نيز لبيك گفته وخطاب به زورگويان جهاني اعلام ميدارم،انچه از طرف پروردگار متعال مقدر گرديده ،توسط هيچ قدرتي قابل تغيير نيست.

آنچه خدا خواست همان ميشود.....وآنچه دلم خواست نه آن ميشود


اصغرآقاعشقی:

زهی خیال باطل

در پاسخ به دعوت لوطي عمولي درخصوص اختصاص پستي جهت محكوم كردن "تحريم بانك ملي"توسط نالوطيهاي غرب وشرق اطاعت امرنموديم ولي بايد معروض شيم كه عمولي جون اينا همچين عددي نيستند كه بخواي اصغرآقا رو باهاشون دربندازي ميسپرم نوچه ها خدمتشون برسن.ازقول ما بشون بفهمون:
اي مگس حضرت سيمرغ نه جولانگه توست.......عرض خود ميبري وزحمت ماميداري

 

پریا:

پاسخ به دعوت عمولی

در پي دعوت عمولي در اعتراض به تحريم بانك ملي و اختصاص پستي در اين رابطه، ما نيز بنا به عِرق بانكي خود اين دعوت را لبيك مي گوئيم.

بنا به فرمايش خداوند در آيه 55 سوره نور ( و خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده اند وعده مي دهد كه قطعا" آنان را حكمران روي زمين خواهد كرد ...) به اطلاع مي رسانم كه اي بدخواهان جهاني با اين تحريم كردن ها به جائي نخواهيد رسيد و حاكميت زمين از آن شما نيست.

سایه صبور(یک حرف ودوحرف):

تحریم بانک ملی عملی زبونانه بیش نیست

پاسخ به دعوت عمولی

در پی دعوت عمولی در اعتراض به تحریم بانک ملی و اختصاص پستی در این رابطه، ما نیز بنا به عرق ملی خود این دعوت را لبیک می گوئیم.

هرگز و هیچگاه اجنبی نتوانسته و نمیتواند برای خانه ی ما تصمیم بگیرد
هرگز و هیچگاه اجازه نمیدهیم متجاوزی به حریم ما ایرانیان تجاوز کند
هیچ کشوری نمیتواند اختیار دار کشوری دیگر شود
آیا ما این اجازه را می دهیم ؟؟؟؟؟؟؟؟



 

 

دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 19:44  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام