کاش حف زدنم پولی بود خدائیش میدونی چه اتفاقی می افتاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟میدونم تو جهان سوم هر اتفاق جدیدی که بخواد بیفته مثل چوب دوسر نجس باز این ماهستیم که از یه طرفش به گه خوری می افتیم ،اما بازم امتحانش که ضرری نداره شاید دیدی یه وخ شانس باهامون رفیق شدو اون یکی سر چوبه یه کمک گهش رقیقتر بود...
دیشب خیر سرم میخواستم طبق معمول هر هفته پنجشنبه شبها بیشینم آپ کنم مثلا ،که شاگردجان گیر سه پیچ داد که یه کم بیا دراز بکش بهدا ،گفتم خوابم میگیریه ها!!!که بالاخره اراده آهنین اون بر اراده زن ذلیل من غالب شد و را افتادیم بریم لالا کنیم
به این امید که صبح زود پاشیم و آپمونو بکنیم،که چشت بد نبینه صب که شد دیدیم بلاگفا باز نمیشه،گفتیم یه خورده با سایتهای دیگه سرمونو گرم کنیم تا شاید فرجی حاصل بشه که دیدیم نه بابا خیلی از سایتها اصلا باز نمیشن و بدین ترتیب اصاب مصاب خر سگی شدن
زنگ زدیم به پشتیبانی شاتل ،گفتن یه ایراد کوچیک تو خطوط دیتامون بوجود اومده تا یکی دو ساعت برطرف میشه،و منهم دلخوش به این حف مفت!!! سرمو گذاشتم که یکی دو ساعت یه چرت کوشولو بزنم
و بعد بیفتم بجون اینترتر،تازه خوابم گرفته بود که شاگردجان خبر داد که آبمونهم قطع شده و پاشیم از خونه بزنیم بیرون
،خب آب نداشتیم تو خونه ،گلاب به روتون پی پی هم داشتیم خب باید میرفتیم یه جائی!!!ولی به محض اینکه خواب از کله همایونی پرید و چن تا ازفایلهای مغزم لود شدن یاد یه صحنه ای افتادم که چن سال پیش تو رسانه ملی دیده بودم ،وزیر نیرو تا ساعت چند و خورده ای بعد از تموم شدن ساعت کاری تو اتاقش نشسته بود و داشت به تلفنهای مردمی پاسخ میداد
،چنان قیافه مهربونی داشت و لبخند دلنوازی برلب که اونموقع کم مونده بود یک دل نه ۱۰۰ دل عاشقش بشم
که وسطهای برنامه چون برقمون قطع شد دیگه از دل چهل و چهارم ببعد موند برا خودم و همون چهل و چهارتای اولی رو تقدیم آقای وزیر نیرو کردیم ،امروز صب هم با خودم گفتم ای دل غافل خب بردار یه تیلیفون بکن به اداره آب که تکلیفتو مشخص کنن شاید تا نیم ساعت قطعی آب برطرف بشه و دیگه لازم نباشه دربدر جیشگردونی بکنی!!!زنگ زدم به اداره آب و بعد از یه ربع شماره گیری جانانه بالاخره صدای دلنواز بوق آزاد دلهای کوچک و انباشته از فضولات من و شاگردجان را به یک شادی بلا وصف میهمان نمود...
-عمولی:سلامن علیکم و رحمه الله و برکاته .
-کارمند محترم اداره آب:سام 
-عمولی:خسته نباشید قربان
-کارمند محترم اداره آب:(سکوت محض)!!!![]()
-عمولی:میبخشید آقا شرمنده آب خیابون پاستور کی وصل میشه؟
-کارمند محترم اداره آب:مهلوم نیسُ لوله ترکیده دارن کار میکنن.![]()
-عمولی:حدودا هم بفرمائید مارو در امر بسیار بسیار سخت تصمیم گیری خیلی مساعدت فرمودید ،چون میخوام ببینم اگه دیر وصل میشه پاشیم بریم خونه یکی از اقوام وگرنه منتظر میشیم.![]()
-کارمند محترم اداره آب:چن بار بگم مهلوم نیس![]()
-عمولی:آخه بالاخره شما صاحب تجربه هستین و مثلا نمیتونین بگین نیم ساعت ،یه ساعت یا بیشتر طول میکشه؟آخه ما یه قطره هم آب نداریم توخونه
کارمند محترم اداره آب:چقدر سیریشی؟هی زورکی میخوای تو دهنم حف بذاری ؟گفتم که معلوم نیس یعنی معلوم نیس دیگه چرا حف حالیت نیس؟
-عمولی:بهتر نیس یه کم مودب تر باشیم؟![]()
کارمند محترم اداره آب:(سکوت)![]()
و صدای ترق و توروق صدا از اونور سیم وقطع شدن مکالمه و یکعدد عمولی دلشکسته
که از دست این زیر دستان وزیر محبوبش بشدت زخمی شده،خدائیش این تلفن کردن ما چه فایده ای داشت؟
خب اینارو که خودمهم میدونستم که معلوم نیس کی آب وصل میشه و اگه قراره بعد از تلفن کردن هم هیچچی معلوم نباشه پس این پاسخگو رو واسه چی گذاشتی اونجا ای محبوب جانان عسییییس دل عمولی ،وزیر محترم نیروجان؟؟؟؟؟؟؟؟یعنی واقعا نمیشه که اون کسیکه داره جواب میده هر لحظه از کارگرهائی که مشغول ترمیم ترکیدگی لوله هستن گزارش بگیره و به مردم یه جواب درست و حسابی بده؟یا اینکه اون کارگرها بعد از اینهمه سال تجربه نمیتونن تخمین بزنن که کارشون کی تموم میشه؟و یا اینکه وزیر جان عسیس دل از زیر مجموعش خبر نداره و نمیدونه که چه گندی میزنن به اصاب مردم موقع تماس گرفتن و اینطور میاد تو رسانه ملی کلاس میذاره؟؟؟؟؟؟؟نه به نظر من این عسیس دل کاملا خبرداره که تو سازمانش چه خبره ولی حیف که حف زدن پولی نیس ،تازه حتی اگه پولی هم باشه باز براش فرقی نمیکنه چون از جیب باباش که نمیخواد بده از جیب من و تو میزنه و یه مشت حف مفت پولی تحویلمون میده،پس نتیجه میگیریم که حف در همان نرخ مفتی خود بماند بهتر است چون پولی شدنش نه تنها تاثیری در کاهش حف مفت نخواهد داشت بلکه بعلت آمار بسیار سنگین اینگونه حفها و قطع یارانه تاثیرات منفی زیادی در موجودی جیب من و تو خواهد داشت.پس هرچی دلتون میخواد از این نعمت رایگاه بهره مند گردید و حالش راببرید و دعا بجان ما نمائید که حفمان را پس گرفتیم و پیشنهاد پولی شدن حف مفت را کن لم یکن تلقی نمودیم
،باشد که رستگار گردید انشاءالله.اجرکم عندالله و من الله توفیق.![]()

!!!
یارو دیگه نتونس خودشو کنترل کنه و همچین زد زیر خنده
منم دارم گیلکی میخونم براش :
وگرنه مسافرت بهش حال نمیده
یه هوئی مه اونقدر غلیظ شد که دیگه نه جلومو میدیدم نه عقب میتونستم برگردم،نه خط سفید جاده دیده میشد ،دو طرف دره و یه سانتی متر اونورترهم دیده نمیشه،بزور تونستم خط سفید وسط کنار جاده رو تشخیص بدم و داشتم میرفتم که یه هو شاگرد دادزد ،اوستا اینکه خط کناری نیست داری رو خط وسط را میری ،نگو تو اون مه دارم رو لاین برگشت خلاف میرم و خدارحم کرد فقط جلومون ماشین نبود وگرنه یامیزد یا میرفتیم تو دره،دیدم جای نگه داشتن هم نیست ،جاده هم که خلوت هیچ کسی نبود غیر از من و شاگرد بخت برگشته و خدا.از ته دل فقط دعا میکردیم که یه هو دیدیم خدا یه ماشینی رو از روبرو رسوند که جاده رو بلد بود و بهمون گفت که دارین اشتباه میرین ،تو اون موقعیت خطرناک دور زدیم و رفتیم دنبالش که چون خیلی تند میرفت گمش کردیم ولی خواست خدا یه وانت نیسانی جلومون سبز شد و انداختیم دنبال اون از قضا اونهم از اهالی همون منطقه بود و تا اسالم دنبالش رفتیم و شاگردم هم هی میگفت اودا چقدر بهت میگم به این نیسانیهاگیر نده خدارو چی دیدی اصلا باورت میشد یه روز یه وانتی جونمونو نجات بده؟خلاصه حسابی رفته بود رو منبرو داشت ارشادم میکرد
.
و برگشتنی هم کلی اضافه وزن میشه وبال گردنمون.ولی از اونجائیکه ایندفعه تصمیم داشتم نور چشمیان رو هم ببینم زودی با

البته این ادا و اطوار دانشجویان تازه تاسیس و مامی هاشونهم کمتر ازبلاگفا حرصم نمیداد ها!!!!!!!!!
حالا بماند که دانشجوی مملکت یه فیش رو نمیتونه درست و حسابی پر کنه یا مبلغ فیشش رو نمیتونه درست بنویسه و یا هزارو یک سوال بیربط میکرد که واقعا آدم کلافه میشد بیشترین چیزیکه حرصمو درمیاورد مرتیکه گنده هائی بودن که با مامانشون میومدن ثبت نام