این من واقعی که میگن کجای آدما قرار داره؟
هرکسی یه چیزی میگه ُیکی میگه من واقعی چیزی غیر از این جسم مادی نیست!!!!اشتباه میگه خوب چون جسم خودش از متعلقات "من"هستشُ مثلا وقتی میگیم "پای من" ُ یا "قلب من" ُیا "زبان من" این خودش بیانگر اینه که "من "چیزی غیر از دست و پا و چشم و گوش و خلاصه هرچیزی که مربوط به جسم مادی میشه هستش.
بعضیا یه خورده فراتر از جسم مادی میرن و میگن نه "من "واقعی انسان همون "اندیشه" و"عقلانیت"انسان هست و "ای برادر تو همه اندیشه ای ...مابقی خود استخوان و ریشه ای" را هم مدرک خودشون میگیرن ُاما خدائیش همین فکر و اندیشه هم جزو متعلقات "من"هستش!!!!چون همیشه میگیم "عقل من" ُ یا "فکر من"ُ یا "اندیشه من" و... پس معلوم میشه که همین فکرو اندیشه و عقل هم جزو دارائیهای "من"هستش و نمیتونه خود "من"باشه.
یه عده از اونهم فراتر میرن و "من "واقعی رو با روح انسان برابر میگیرن درحالیکه روح خودش جزو متعلقات "من"هست چون بازهم میگیم"روح من" و ...
یه عده میگن نه روح ملکوتی و متعالی انسان هست که "من "واقعی گفته میشه ُدرحالیکه اینهم درس نیس ُچون ما میگیم "روح ملکوتی من" ُ"روح ملکوتی حسن "و...پس روح ملکوتی هم جزو دارائیهای ثابت "من"واقعی محسوب میشه.
خلاصه هرچیزی که درنظر بگیری جزو داشته های همون "من"هستشُ اسم ُنام خانوادگیُ عقل ُروحُ فطرت وهرچیزی که ازذهنت بگذره که میتونه همون "من "واقعی باشه خودش جزئی از اجزای "من "هستش.حتی کسانیکه معتقدن "من "واقعی به مجموعه اینها گفته میشه بازهم اشتباه میکنن چون ما میگیم "کل وجود من" ُیا "روح و جسم من "و از این قبیل که نشون میده که همه وجود ما خودش از متعلقات "من "واقعی هست...پس این "من"ما کوجاس؟؟؟؟؟؟؟!!!!!والله من که هرچی گشتم پیداش نکردم ُاگه کسی پیداش کرد اولا سلاممو بهش برسونه ُبهدشم بگه که عجییییییییییییییییب دلم براش تنگ شده ُخیلی دوس دارم بشناسمش ُببینمشُ باهاش حف بزنم .اما نیس که نیس!!!
خورده فرمایشات ۱):آقا همش یه روز رفتیم آستارا و برگشتیم چرا بعضیا فک کردن که باید یکی دوهفته ای تو مسافرت باشم؟؟؟؟؟؟؟!!!اما خدائیش یکی از زجرآورترین سفرهائی بود که داشتم ُخییییییییییلی بد گذشتُ بحدیکه فک نکنم دیگه حالا حالا ها هوس سفرکردن بکنم.![]()
خورده فرمایشات ۲):بانوی فانوس بدست دهفتم کرده به یه بازی وبلاگی که باید بگم دلم میخواد کیارو ببینم یا روحشونو احضار کنم؟در حال حاضر فقط دلم میخواد مرحوم پدرمو ببینم و پدر بزرگ و پدر پدربزرگ همسرجان رو.
خورده فرمایشات۳):این وبلاگ نویسای همشهری ما چخده بیبفا شدن ُتوروخدا میبینی؟از اون سر دنیا میان بهم سرمیزنن اینا از سر همین کوچه بقلی تنبلیشون میشه![]()
خورده فرمایشات۴):اونجارم بخونین جای دوری نمیره بوخودا
چرا من هرچی آدرس اونجارو میذارم همه میان اینجا نظر میدن؟؟؟؟؟؟![]()



