تبليغاتX
به منزل شخصی amo خوش آمدید

به منزل شخصی amo خوش آمدید

داستانسراي عمولي سایتی برای همه چیز(ادبیات ، داستان ، روانشناسی ،متافیزیک و ....)

 

 مرسي عنوان!!!!اصلا ديگه بقيه پستو ولش بچسب به همون عنوان و حالشو ببر ژيگووووووول!!!!چي گفتم

يه رفيق كرد داشتيم كارگردان تئاتر بود هميشه كارهاي شاهنامه اي و اسطوره اي و ايراني كهن ميبرد روصحنه،يادمه توي جلسه نقد و بررسي تئاتر "منطق الطير" نادر ساعي برگشت بهش گفت كه عزيز جون اونسر دنيا دارن درمورد كردها داستان مينويسن و تئاتر كار ميكنن و فيلم ميسازن اونوقت تو كه خودت كردي نشستي  "منطق الطير "كار ميكني؟؟؟؟؟يعني واقعا دغدغه تو "منطق الطير"ه؟؟؟؟!!!

حالا من از خانومهاي وبلاگ نويس و نويسنده و روشنفكر و اونائي كه بهرحال يه تريبوني در اختيار دارن ميپرسم،جدا شما چرا خودتون بفكر خودتون و نسلي كه داره رشد ميكنه و ميرسه به سن جووني نيستين؟از هرچيزي مينويسين غير از مسائلي كه زنان و دختران ايروني امروز باهاش دس به يقن،هرچند گاهگداري در بعضي از وبلاگها يا روزنامه ها و يا محافل ديگه اشاراتي ميشه اما واقعا كمه ،يه فرهنگ سازي عظيم ميخواد تا از مغزهاي كاهگل گرفته شده يه لايه سطحي حداقل برداره.و البته بعضي جاهام اونقدر بصورت افراطي به مسائلي از زنان پرداخته ميشه كه بنظر من تو اين زمان اصلا مهم نيست و درد روز نيست وفقط يه عده بخاطر اينكه بتونن شعار فيمينيستي بدن و خودشونو بچسبونن به يه نهضتي همينجور الكي دارن يه چيزائي ميگن.حالا بعد اينهمه صغري كبري چيدن و مقدمه چيني خدائيش يه ذره دل بده ببين چي ميگم؟بعدش اگه دوس داشتي از همين امروز شروع كن به فرهنگ سازي تا شايد يه روز تونستيم اكثريت جامعه رو قانع كنيم كه ...

آقايون هم خودشونو كنار نكشن ،نگن مارو سنه نه ،خب خودت ذينفع نيستي ،قبول اما فردا دخترت بزرگ ميشه ،خواهرت ،خواهر زادت ،برادر زادت ،اصلا هيچكدوم اينام نباشه ،خدائيش بعضي چيزارو ميشنوي يا بعضي صحنه هارو ميبيني جيگرت كباب نميشه؟؟؟حالا بريم سر اصل مطلب و پديده اي بنام "دختر ايروني"!!!

به عقيده خيليها "دختر ايروني" يعني جيگر ،يعني هلو يعني برو توگلو ...اينو من نميگم ،همين داش گوگل خودمون ميگه ،برو تو گوگل يه سرچ بكن هلو رو !!!!چي مياره؟كلي عكس دختر ايروني!!!!يعني اينكه دختر ايروني =هلو=جيگر=هرچيز باحالي كه فكرشو بكني!!!!اما عمولي ميگه دختر ايروني يعني بدبخت ترين موجود دوعالم!!!!حالا چرا دوعالم ؟؟؟چون خسره الدنيا والآخره است اگر و تنها اگر نتواند كمي زرنگ بجنبد!!! اگه زرنگ نباشه تو اين دنيا كه بدبخت ميشه هيچ ،اونقدر به لجن ميكشنش كه آخرتش هم ميره به باد،حالا لوففا همه خانوما بخودشون نگيرنا ،دردهاي كهنشون يادشون نيفته ،دقت كنين كه اصلا من كلمه "زن ايروني "تا حالا بكار نبردم زن ايروني قضيش خييييييييلي فرق فوكوله ،زن ايروني نونش تو روغنه شما نميري،يه "بااجازه بزرگترا بععععععععععععععله"ميگه هزارو شونصد تا سكه ميشه مهرش ،راس بره راس بياد هرسال با همين تورم يك رقمي هم كه بخواي حساب كني كلي كاسبه،من دارم از بيچاره دختر ايروني حف ميزنم كه تا بخواد برسه به اون موقعيت بايد هشت خوان پشت سر بذاره و تازه شايد بتونه بعله رو بگه.

دختر ايروني وقتي بدنيا مياد ننه و بابا با دو دست ميكوبن رو سرخودشون،حالا ميگي نه دستتو ميگيرم يه دور تو همين بيمارستانها ميزنيم خودت ميبيني هنوز هستن كسائيكه نتونستن برا خودشون هضم كنن كه باباجون دختر و پسر  فرقي ندارن !!!هيچكدومش گلي بسرت نميزنن واللا حالا اگرم يه بچه اي بخواد يه دلي بسوزونه واسه ننه باباش مطمئن باش كه دختره.

وقتيكه اين دختر خانوميكه كل فاميل منتظر قدم رنجه كردنش به اين دنياي خاكي بودن يه كم بزرگ شد و يه رنگ و روئي بهم زد ،حالا خر بيار باقالي بار كن،از يه طرف باباهه بهش گير ميده،از يه طرف داداشه گير ميده:"كجا بودي ؟دير اومدي؟چرا رفتي؟چرااومدي؟چرا سرت روتنته؟چرا زهر مار؟چرادرد ؟چرا...؟؟؟"حالا اگه از دست اين دوتام خلاص بشه اهل محل و نوه زندائي بابابزرگ خاله جون و پسر دختر عمه بيبي و هزار كس و ناكس پيدا ميشن كه دائم سين جيمش كنن.بازم نگو اينروزا از اين خبرا نيست كه باز ميگيرم دستتو ميبرم سير و سياحت ها!!!!۱اصلا حف نباشه ،هرچي عمولي گفت فقط بگو چشب!!!

حالا كلهم اينا فداي سرت،گيريم كه هيچكدوم بدبختي نيستن و همش خيرخواهيه،خب منم كار ندارم اما حالا رسيديم به سني كه "دختر ايروني"وقت ازدباجشه،حالا اگه شانس بياره و تا اونموقع از خونه فرار نكرده باشه و بهش تجاوز نشده باشه و اشتهار به امورات غير اخلاقي و انواع فسادي نداشته باشه كه پسرهاي هم سن و سالش هرروز هزار تا از اين خلافهارو مثل آب خوردن مرتكب ميشن و ككشونم نميگزه و به جائي از دنياهم برنميخوره ،هي بايد ساليان سال چائي بياره ،شربت ببره،راست بشه ،دولا بشه ،يه روز تريپ هاليوودي بزنه يه روز تريپ باليوودي بزنه يه روز عشوه گري ياد بگيره يه روز متانت ياد بگيره تا شااااااااااااااااااااااايد يه بنده خدائي عشقش بكشه و نن جونش پسند بكنه و خاله جون ازش تعريف بكنه و چن تا كارشناس مختلفي كه همراه خواستگاراي محترم اومدن و هركدوم يه تخصصي دارن تائيديه بدن و اين دختر ايروني ما بشه عروس گل اون خونواده!!!

جدا مسخره نيست؟دردناك نيست؟تا كي بايد دخترا هميشه خداخداكنن كه هيچ جنگي اتفاق نيفته و نسل پسرا رو به انقراض نذاره و همه چي روبراه باشه و اوضاع سياسي اجتماعي و مخصوصا تغذيه خونواده ها مناسب باشه كه به ازاي هر دختر يك پسر كاكل زري هم موجودباشه كه بياد بنشوندش برترك اسب سفيد بالدارش و خوش بحالش بشه!!!كه معمولا هم يه همچين توازني هميشه برقرار نيست و يا كلي دختر ميمونن خونه پدريشون و روزبروز افسرده تر و افسرده تر ميشن و تاآخر عمرهم ازدواج نميكنن و با حسرت فقط تماشاگر خوشبختي ديگران ميشن ويا اگرهم ازدواج  بكنن و از اون خوش شانساش نباشن در عرض يكي دوسال چن تا هوو مياد رو سرشونو ... 

هرچند ميدونم همه اونائي كه ازدواج ميكنن خوشبخت نيستن و حتي دختري كه مونده تو خونه باباش شايد هزار مرتيه از اونيكه ازدواج ناموفقي داشته خوشبخت تر باشه ،اما عزيز اينو من و توئي كه خرمون ازپل گذشته ميدونيم ،دختريكه باحسرت شوهر كردن دوستاش و دختر خاله ها و دختر عموها و دختر عمه ها و سايرين رو نگاه ميكنه و قند تو دلش آب ميشه كه اينو نميدونه،تازه شايد  دختريكه ازدواج ناموفقي ميكنه اين شكستش بيشتر به اين خاطر باشه كه قدرت انتخاب بيشتري نداشته و اگه اونهم ميتونست مثل پسرا هرجادلش خواست خواستگار بره و هزارن هزار كيسو سبك سنگين كنه و نهايتا يكي رو انتخاب كنه هيچوقت كارش به بدبختي نميرسيد،اما متاسفانه "دختر ايروني"هميشه ميترسه كه اگه دوسه تا خواستگار اولي رو جواب منفي بده ديگه شانسي بهش رو نكنه و بمونه تو خونه ،اينه كه با قدرت انتخاب كمتري ازدواج ميكنه و...

چن كلوم ته كلوم:ميدونم يكي از بزرگترين نيازهاي يك زن اينه كه انتخاب بشه كه مطلوب باشه نه طالب ،اما عزيز اين حرفا مال زمانيه كه همه چي روبراه باشه نه مال امروز كه تو هرخونه اي يه دختر ميبيني كه انتخاب نشده و همونجور مونده،اين نياز امروز فقط يك خرافاته ،بايد فرهنگ سازي كلان بشه ،بايد جامعه قبول كنه كه يك دختر هم حق انتخاب داره،حق زندگي داره ،حق داره به كسيكه خوشش مياد پيشنهاد ازدواج بده،حق داره خونه هر كسيكه دلش خواست بره خواستگاري و اگه از طرف خوشش نيومد بيفته بجون ميوه و شيريني،چرا بايد همش منتظر باشه كه يكي درشو بزنه؟گيريم كه هيچوقت اين اتفاق نيافتاد تكليفش چيه؟

يكي از بزرگترين آرزوهام اينه كه زماني برسه كه كل جامعه بتونه يه همچين تفكري رو قبول كنه ،هرچند گاها از گوشه و كنار اين مملكت ميشنويم كه دختري به خواستگاري پسري رفت ،اما اين فرهنگ بايد همه گير شود وبايد تعميم يابد بطوريكه ديگر شاهد چهره هاي غمگيني نباشيم كه گناهشان فقط هموطن بودن با من و توست!!! 

+ فرموده شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 18:1  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

  

به روز و شب من شیدا علی گویم علی جویم       بباغ و گلشـن و صحـــرا علی گویم علی جویم

علی روح و روان مـــــن علی آرام جـــــان مـــن      علی ذکـــر زبان مــــــن علی گویم علی جویم

علی سلطان ملـک جان علی شاهنشه خوبان      علی آئــیــنـهٔ یـــــــزدان علی گویم علی جویم

علی حلال هر مشکل علی سلطان و شاه دل       علی باشــد بحق واصل علی گویم علی جویم

علی حیــدر علی صفدر علی مونس علی دلبر       علی بُـــد یــــار پیغمبــر علی گویم علی جویم

علی اول علـی آخــــر علی بــاطـن علی ظاهر       علی با هـــر علی ظاهر علی گویم علی جویم

بود مِهـــــر علی دیـنــــم طــــریق و فکر و آئینم       فـُـــروغ قـلب غمـگیـنـــم علی گویم علی جویم

ز عشـق او شــدم صـابـر به روی او شـدم ناظر       زبان از وصف او قــاصــــر علی گویم علی جویم

خوب اولندش که سام علیک

دیمندش روز نه چندان جهانی مردو پدر بر کلهم آققایون لاتا و سیبیل کلفت و بی سیبیل و چاق و لاغر و زن ذلیل و تحصیل کرده و بیسوات و پیروجون و ژیگول و ژولی پولی و سیاستمدار و بی سیاست و ارباب و رعیت و خانزاده و گداگشنه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟مبارکا باشه.

سیمندش ژیگولا روکنین بینم چی دشت کردین؟؟؟؟البته یوم النساء مزرعه لیوم الرجال!!!!!یعنی چی؟؟؟یعنی هرآنچه در روززن بکاری در روزمرد حالش را خواهی بردانشاءالله !!!!بهمین خیال باش.البت و صدالبت که هدایای روززن با هدایای روزمرد چه ازنظر کیفی و چه ازنظر کمی تفاوتهائی بس قابل ملاحظه داشته و دارندولیکن گاه انسانهای مبتکر و خلاقی نیز همی پیدا شوندی و برخلاف عموم در این روز خجسته هدایائی خلاقتر و غیر از آنچه مرسوم است یعنی اقلامی بغیر ازانواع جوراب و زیر پوش و جاکلیدی و این چیزها ابتیاع مینمایندُهمچون این همسرجان ما معروف به عمولی خفن که در هر آن بایستی انتظار ابتکاری بس خفن از وجود مبارکشان داشته باشم.

چن وقتی گیر داده بود که میخوام یه کادوی توپ برات بگیرمُ آقا کشته بود مارو از فضولی ُاسم کادوهه رو هم نمیگفتُ تا اینکه بالاخره انتظار بسر رسید و از کادوی مشاراالیه پرده برداری شدُمیخوای ببینیش؟؟؟نه دیگه اینجوری که نمیشه خب ُدوروزه این مخ بخت برگشتم داره صدا میده حالا تو بدون تلفات و خونریزی میخوای ببینی و حالشو ببری ؟؟؟نه عزیز جان بیا یکی دو ساعتم شما گوش بده به صدای نازنین این کادوی ما بعدا !!!!حالا چه عجله ایه؟خب چشاتو ببند!!!!تا سه بشمار !!!!حالا چشاتو بازکن...آفرین

حالا توضیحات داره خب!!!!قشنگ بشین و گوش کن.این شعر دکتر شریعتی رو که حتما خیلیا شنیدن:

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد ،

گلویم سوتکی باشد ،

به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان  خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من

سکوت مرگبارم را!!!

از اونجائیکه همسر جان میدونه من دکترو خییییییییییییلی دوس دارم دیروز پس از هفته ها انتظار داره میگه که گلوی دکترو برام گرفته!!!!!بهدشم سوته رو درآورده و تا شب یه ریز فقط زده!!!!!هرچی میگم باباجون بسه مگه کادو مال من نیس؟بده دست خودم باشه خب!!!!میگه نه دکتر شریعتی گفته که باید گلوش دست یه بچه بازیگوش مثل من باشه که اینطور بین المللی آبرومو میبری نه دست شما که ماششاله هزار ماششالله یه پارچه آققائی!!!! 

حالا خودم میدونم از کجا دارم میخورم؟؟؟؟؟؟؟؟یاد وقتائی میفتم که روز پدر واسه ننه ش*و*ر*ت قرمز میگرفتیم و اون میشد کادوی بابا ُخب چرا نداره ژیگول حالشو باباهه میبرد دیگه ُبعدشم باباهه با یه لبخند عاقل اندر سفیه یه کوپیولی (پدر سگ)نثارمون میکرد و صب که ننه باچشای پف کرده و خواب آلود!!!!بلند میشد میگفت الهی خدا یکی مثل خودتو بذاره جلو چشت!!!!هرچند اونروزا فک میکردم داره افه میاد و ته دلش خیییییییییلی هم از ما راضیه و از ته دل نمیگه و بازم با خودم میگفتم خب اگه از ته دلم بگه فوقش یه پسر تخس مثل خودم گیرم میاد اما عمرا فک نمیکردم نفرینش اینجوری تعبیر بشه و متعلقه محترمه مکرمه یه همچینموجو نازنین تخسی ازآب دربیادو تنها دلخوشی زندگیش سرکار گذاشتن و خندیدن بر ریش سفید ما باشه.قربون نن جون برم که هم دعاش میگیره هم نفرینش اما فقط یادش میره یه توضیحاتی هم ضمیمشون بکنه مثل همین دعائی که درحقمون کرد و گفت الهی از شمردن پول خلاص نشی اما یادش رفت بگه پولهای خودت و این بود که شدیم تحویلدار بانک و هرروز از شمردن پولای مردم خلاصی نداریم!!!!

حالا دارم براتون!!!!دیشب پس از رو شدن گلوی جناب دکتر ُهمسرجان عزم جزم فرمودند که بریم یه کادوی درست حسابی بگیرم براتُ حالا از ما انکار و از ایشون اصرار و از ما نه مرسی دستت دردنکنه و ازاون دیگه زیاد لوس نشو بزن بریم و این حرفا خلاصه زدیم بیرون و رفتیم که یه پیهرهن خوخشل واسه ما ابتیاع نمائیم ُ موقع رفتن هم ازم پرسید که از حسابت پول برداشتی ؟؟؟؟؟از اونجائیکه معمولا اون ساعت خیابونا خیلی شلوغن رفتیم یه بوتیک تو یه خیابون خلوت و پیرهنه رو گرفتیم ُ و حسابشم خودم دادم و !!!!دقت کردی چی شد؟حسابشو خودم دادمswoon2.gif و بعدش گفت که مگه نمیریم پاساژ ضرغامی؟؟؟گفتم نه دیگه ضرغامیم کجا بود پیرهنو گرفتیم دیگه!!!!برگشته میگه آخه خیلی وقته نرفتیم ضرغامی ببینم پیرهن زنونه جدید چی آوردنblum3.gif؟؟؟؟؟؟؟؟؟خلاصه با توضیحات کامل درباب شلوغی خیابونا رفتیم طرف ولی عصر و پیرهن زنونه هم خریدیم و باز حسابشو پرداخت کردمکلافه.اما.... بعدش کلی حال داد !!!!!به کی؟؟؟خب معلومه بخودش دیگه جیگر!!!!یه سر هوس شاهگلی کرد و رفتیم شاهگلی بعدشم هوس پیتزا !!! من که دیگه وسطا شک کردم به اینکه داریم روز زنو جشن میگیریم یا روز مردو و بالاخره پس از مدتها تفکر به این نتیجه رسیدم که خب حتما روززنه و ماخبرنداریم ُ فقط اسمشو گذاشتن روز مرد که دلمون نشکنه...

خورده فرمایشات۱):خدائیش توی هر مراسمی ول کنین این کادو گرفتنهای کلیشه ای و بی روح رو ُیه کم فک کنین ببینین واقعا چی میتونه طرفو در حد تیم ملی خوشحال کنه؟؟؟؟شاید یه تصمیم ُیا یه تغییر روش در زندگی یا حتی یه کلمه بتونه کار خودشو بکنه و یه آدمو حتی بتونه از افسردگی شدید نجات بدهُ اینروزا کادو گرفتن تبدیل شده به یه مسئله از سر واکنی و تکلیفی.

خورده فرمایشات ۲):بسلامتی اینهفته آبجی گوگولی همسرجان و باجناق خوشتیپه رو راهی ماه عسل که چه عرض کنم هفته عسل کردیمشون ُولی از روزیکه رفتن تا حالا مثل مارکوپولو یه کیلومتر شمار بستن بخودشون و دارن شهر بشهر هنمینجور میرنُو تا این لحظه هیچ خبری از نوع اخباری که من و تو منتظرشیم نرسیده و تا حالا تو هیچکدوم از شهرائی که رفتن یه توقف ۲۴ ساعته هم نداشتن و فقط چن ساعت داشتن بازارهای اون شهرو میگشتنُ  آخه آبجی گوگولی جان عاشق خریدن کیفه و هرجابره حتما خرید یه چن تا کیف تو اول لیستشهُ  کیفو گله ای میخره ها!!!! از اینجا راهی اردبیل کردیمشون عصری خبر رسید که رفتن آستارا بعدش صداشون از انزلی میومد الان هم که سرعین تشریف دارن شبام که فقط اس ام اس سرکاری میفرستن واسه این و اون ُمنکه نمیدونم واللا پس این امر بسیار بسیار مستحب لاو ترکونی رو کی انجام خواهند داد انشاءالله ؟؟؟؟حالا اینجا سه حالت محتمله:

الف)یا اینکه حضرات  قبل از ماه عسل لاوه رو ترکوندن و حالشو بردن و الانم دارن واس خودشون میگردن و به ریش من و بقیه ریش سفیدای قوم میخندن.

ب)یا اینکه خییییلی مثبت بچه تر ازاین حرفا هستن و اصلا توجیه نشدن و فک میکنن که تو ماه عسل همینجوری باید گشت.

ج)هیچکدام!!!!!!!!!!!.

 

خورده فرمایشات ۳):با سپاس ویژه از راهنمائیهای مدبرانه نورچشمیان عزیز در پست قبلی توانستیم نقاطی چند از پشت گوشمان را رویت نمائیم ُاما خودمونیم هنوز که هنوزه اوضاع مث قبله و آب از آب تکون نخورده انگاری دیدن پشت گوشم یه وعده وعید سرکاری بود مثل بقیه وعده ها و هیچ خبری نشد.بجز دوری شما بزرگواران.

 خورده فرمایشات ۴):چه دل پری داشتم ننه برم یه پپسی برا خودم واکنم یه خورده دلم واشه.

+ فرموده شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 10:9  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

میدونم بس که این حرفارو ازم شنیدی دیگه حسابی کلافه ای ُاما چه کنم که اینروزا  عجیب بیقرار دیدنتم.هرجا میرم همش چشام دنبال تو میگردن انگار که قراره از آسمون نازل بشی و یا از زیر زمین سبز شی که دائم تو پیاده رو ُخیابون حتی تو بیابون منتظرم که ببینمتُ مگه چی میشهُ؟ قبول دارم ما بد ما جفا کار ُما هرچی که تو بگیُ اما مگه بدها دل ندارن؟نمیخوای یه گوشه چشمی نشون ما بدیُ نمیگی چشای این عاشق دلخسته دیگه ازدلش هم خسته تر شدن؟مگه نمیگن هر کس بطلبد میابد؟یعنی دروغ میگن یا اینکه طالب اونقدر باید صبر کنه که ....نمیدونم دیگه طاقتم طاق شده و عجیب هوس دیدنتو کردم ُحتی اگه یه بارم که شده ُفقط یه بار توقع زیادیه؟یه نظر که دیگه حلالهُ تازه هرروز هزارن هزار نامحرم میتونن ببیننت ُاما ما چی؟میخوای التماس کنم؟؟؟؟؟؟؟؟باشه باکی نیست التماسم میکنیم !!!!اما بعدش چی؟بازم انتظار؟نمیخوای یه بنده نوازی کنی؟یه آقائی کنُ یه نظر فقط یه نظر بذار ببینمتُ اینروزا همه دیدن تورو برام شرط میکنن:

رئیسمون همین امروز بهم گفت:اگه پشت گوشتو دیدی مرخصی هم میبینی....

علی میوه فروش میگفت:اگه پشت گوشتو دیدی آلوچه هزار تومنی روهم میبینی...

عسگر سنگکی میگفت:گذشت دیگه دور و زمون سنگک ۲۵۰تومنی باید پشت گوشتو ببینی...

هاشم قصاب میگفت:پشت گوشتو دیدی گوشت ۹۰۰۰تومنی روهم میبینی حتما...

میبینی توروخدا این نصرت مطربه هم واسه ما افه میاد دیگه انگار همونی نیست که یه پونصدی کف دستش میذاشتی و تا دلت میخواست برات آهنگای نیناش ناناش میزد و میخوند دیروز برگشته بهم میگه :"داداش اگه پشت گوشتو دیدی..."

+ فرموده شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:28  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام