تبليغاتX
به منزل شخصی amo خوش آمدید

به منزل شخصی amo خوش آمدید

داستانسراي عمولي سایتی برای همه چیز(ادبیات ، داستان ، روانشناسی ،متافیزیک و ....)

مواد لازم برای هفت نفر بمدت یک روز یا برای یک نفر بمدت هفت روز:

۱)تخم مرغ:هفت عدد

۲) سیب زمینی متوسط:هفت عدد

۳) دوغ :هفت لیوان

۴) ترشی:هفت پیاله

۷)نون بربری:هفت عدد

۸) کره ۱۰گرمی:هفت قالب ( ک رو با فتحه بخونین لوففا")

۹)نمک: هر چقدر که دلت میخواد ژیگول

۱۰)آب :یه قابلمه هفت نفره پر

۱۱)سفره: یکی

۱۲)لیوان: هفت عدد

۱۳)نعناع :به اندازه نمک

۱۳)کلاه آشپزی: یک عدد

۱۴)گوشت کوب: یک عدد

۱۵)روزنامه باطله :به میزان دلخواه

۱۶)سی دی: هشت عدد!!!

۱۷)اجاق گاز :یک عدد

۱۸)کبریت :یک بسته

۱۹)بشقاب :یک عدد

۲۰)سطل آشغال :یک عدد

۲۱)قاشق :یک عدد

۲۲)کیسه فریزر :یک عدد

۲۳)مایع ظرفشوئی :هر قدر که عشقت میکشه

۲۴)اسکاچ :یک عدد

۲۵)بساط قلیون:یه ست کامل ناصرالدین شاهی

۲۶)کدبانوی تمام عیار:یکی

طرز تهیه:ابتدا یکی از سی دی ها را در دستگاه قرار داده ویه آهنگ تند دیلاش دالاش پخش میکنیم ُبعدقابلمه ای را که تا نیمه پر از آب کرده ایم روی اجاق گاز قرار میدهیمُ سپس توسط کبریت اجاق راروشن نموده و سیب زمینی هارا داخل قابلمه قرار میدهیم و حدود ۴۵دقیقه صبر میکنیم تا جیگر سیب زمینی ها حسابی حال بیان سپس بوسیله قاشق سیب زمینی ها را از توی قابلمه بیرون آورده و آنها را پوست میکنیم و پوستشان را در سطل زباله ای که از قبل آماده نموده ایم می اندازیمُ سپس روزنامه را انداخته و بشقاب را روی آن میگذاریم و سیب زمینی هارا دردرون بشقاب به آرامی قرار میدهیم و با گوشت کوب حسابی می افتیم به جان سیب زمینی ها ُو به قول شاعر معروف اسپانیولی چینی تبار حالا نکوب کی بکوب ....اون گوشتارو بکوبیسمالاغا!!!بعد دوباره قابلمه را تا نیمه پر از آب کرده و تخم مرغ هارا که داخل یک عدد کیسه فریزر قرارداده ایم داخل آن میگذاریم و این بار  ۱۵ دقیقه صبر میکنیم تا تخم مرغ هاهم به سرنوشت سیب زمینی جماعت دچار گردندُ سپس کیسه فریزر را از داخل قابلمه در آورده و زیر دوش آب سرد میگیریم تا حسابی خنک شوند و سپس پوست آنهارا گرفته و داخل بشقاب حاوی سیب زمینی ها می اندازیم و سپس کره(مفتوح) ُنمک ونعناع را بررویشان پاشیده و با گوشت کوب همان ضرب المثل اسپانیولی را به جا می آوریمُ حالا پیتزا آماده است ُسی دی رو عوض میکنیم و یه آهنگ ملایم میذاریم و سفره رو میندازیم ُترشی هائی رو که ازقبل آماده کردیم میاریم میذاریم تو سفره ُدوغ رو کنارش و یک هفتم پیتزا رو میذاریم وسط یکی از بربری ها و یه گاز چوپونی میزنیم که ایندفعه جیگر خودمون حال بیاد. حالا یه بساط قلیون واقعا میطلبه بعدشم اگه هفت نفر بودین که سعی میکنین شستن ظرفهارو بندازین گردن اونا البته برای اینکه بتونین تو اینکار موفق بشین میتونین از شیوه های تشویق و تمجید و هندونه گذاشتن زیر بغل بقیه استفاده بهینه ببرین و اگر تنها بودین ظرفهارو همونجور میذارین تا بعد هفت روز که پیتزا تموم شد با استفاده از مایع ظرفشوئی و اسکاچی که قبلا آماده کردین بشورینشونو و از فردا دوباره روز از نو و روزی ازنو.امیدوارم که حالشو برده باشین ژیگولااااااااا!!!!!!!

واما نقطه انحرافی:اگه گفتین اون یک عدد کدبانو اینجا چیکارست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!ها دیدی نمیدونی!!!واسه اینکه مثلا بخیال خودت براش افه خودکفائی و بیخیالی بیای و اونهم بشینه و بخنده به این زندگی سگی نکبتتو ببینه که چطور دست از پادرازتر داری خدا خدامیکنی که خدا یه رحمی بندازه تودلش و یه چیزی درست کنه و کوفت کنی.

خورده فرمایشات۱):یکی بود یکی نبود ُیه دیاری بود اهالی خیلی ساده و خونگرمی داشت که باهم تو صلح وصفا زندگی میکردن و خوش بودن اما یه خصوصیات خیییییییییلی عجیبی داشتنُ یکیش اینکه اگه مثلا یک ماه تموم میرفتی تو خونشون ولو میشدی و دست به سیاه و سفید هم نمیزدی و فقط میخوردی و میخوابیدی و عقش میکردی ُموقع برگشتن هم میگرفتی حسابی ترتیب زن و بچه و خواهر مادر یارو رو میدادی و بعدش هم کتشو میدزدیدی و میاوردی نقد میفروختیش ُوقتی یه حساب سر انگشتی میکردی میدیدی کلی مغبون شدی این وسط ُحالا این ضرر و زیان از کجا اومده الله اعلم !!!!!!!!!!پیدا کنید پرتقال فروش راو خصوصیت بعدیشونهم اینکه اگه هزار سال تموم بهشون خدمت میکردی و فقط یه بار نمیتونستی بهشون خدمتی بکنی همون یه بارو همیشه میزدن تو سرت و چشتو درمیاوردن اما خوبیش این بود که این مردم فقط تو دیار خودشون کار میکردن و میخوردن و تولید مثل میکردن و میخوابیدند و هیچی سرشون نبود.خدا نبخشه اونی رو که خواب خوش اینارو بهم زد و پخششون کرد همه جا و الان کل عالم رو گرفتن و هم خودشون عذاب میکشن هم بقیه مردم!!!!!!!!!!!!!!

خورده فرمایشات ۲):میگن زن بلاست اما خداهیچ خونه ای رو بی بلا نکنهُ البته همشیره ها زیاد بخودشون نبالن ُخدا هیچ خونه ای رو هم بی مرد نذاره.قدر همو خوب بدونین وفقط لاو بترکونین ژیگولا دو روز دنیا ارزش شاخ و شونه کشیدن و حرص خوردن رو نداره.

خورده فرمایشات ۳):لوففا وقتی میبینین تعداد کامنتهام ۱۱۰شده دیگه تو اون پست کامنت نذارین چون این عدد خیلی برام مقدسه و نمیخوام کامنتهام عددی غیر از ۱۱۰ باشه و درضمن دوست ندارم کامنت کسی رو حذف کنم اینه که وقتی یه نورچشمی عزیزی میاد و عدد به این خوشگلی رو بهم میزنه فقط میشینم و ناخنهامو میجوم!!!!!!!!حالا بقیه ازاین ببعد خودشون ببینن کی میاد و عمولی رو ناخن بدهن میکنه

خورده فرمایشات ۴):اینجاروهم بخونین و حالشو ببرین.

خورده فرمایشات ۵):فهلا بای تا های

 

 

 

دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ارانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دخترایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران عکس دختراننازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانی عکس دختران نازایرانیدختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی دختر ایرانی

+ فرموده شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 20:6  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

الان درست سه ماه از عروسیمون میگذره ومن هنوز نتونستم چیزی بنویسم .مدیر نشریه چند روز پیش اولتيماتوم داده كه اگه تاآخر اين ماه نتونم چيزي حاضر كنم عذرمو ميخواد، ولي چيكاركنم؟چي بنويسم؟هيچ سوژه اي به نظرم جالب نمي آد. انگار تموم سوژه هام رو توخونه پدري ام جا گذاشتم .ياد استاد مي افتم كه مي گفت: كسي كه درد نداشته باشه نميتونه چيزي بنويسه ومن مي گفتم:اينطور نيست .اما انگار راست ميگفت .كاشكي زنم از اون زنها بود كه به چهارميخم ميكشيد .كاش روزگارم رو سياه ميكرديامن روزگار اونو. اصلا" چطوره از خودمون بنويسم.از روزي كه رفتم خواستگاري وهيچ حرفي نداشتيم كه بزنيم كه من ازش خواستم يه دست شطرنج بزنيم اونهم چشاش از حدقه زد بيرون.اما نه اين كه فقط يه جوك ميشه .چطوره از اون جايي شروع كنم كه رفتيم آزمايش خون بديم كه ديوونه ها دوساعت برامون كلاس اجباري گذاشتند كه هي سوالهاي الكي مي پرسيدند وبايد جواب ميداديم.استاد پرسيد،همسر ايده آلچه خصوصیاتی بايدداشته  باشه؟ هركسي يه چيزي مي گفت" صبور،خوش اخلاق، خنده رو وخيلي چيزهاي دیگه" اصلا" اينوريها از اونها هم خلتر بودند .انگار خیلی جدي گرفته بودند .به من كه رسيد همه غش غش خنديدند .گفتم:مزخرف،عوضي،بداخلاق،بددهن،البته استاد تخفيف ميدم ها وگرنه ،اگه بخواهم ايده آليستي برخوردكنم ،خيلي چيزهاي ديگه هم هست.

زنم مياد تو. چايي آورده ولي ميخوام توداستانم قهوه بياره. پيرهن آبي تنشه وموهاشو از پشت بسته، ميتونم توداستانم بازشون كنم اما كدوم وري بريزمشون؟چپ يا راست؟ چپ باشه بهتره بيشتربهش مياد.ميشينه روبروم ولي توداستان بهتره كنارم بشينه.ميگه حوصله ام سررفته بریم بيرون. ميگم نه.اما مينويسم آره .ميريم پارك جنگلي وزيرهمون درخت چنارهميشگي ميشينيم. اما نميريم هوا گرفته است.نم نمك باروني مياد.بوي چمنهاي خيس آدمو مست ميكنه .درخت چنار نميذاره خيس بشيم.دستاشوميگيرم .ميگه:پس اگه نمي خواي بريم بيرون يه پيشنهاد ديگه.ميگم:خراب كردي داشتم يه جايي مي رسيدم تازه دستاتو گرفته بودم تودستهام.بقيه اش يادم رفت . ميگه پاك زده به سرت .بلند ميشه .داره غرميزنه.از اتاق ميره بيرون .اينهارو نمي نويسم.لبخندميزنه .ميگه خوب بعدش.ميگم بعدش نميدونم چي.توبگو.ميگه:پاشيم قدم بزنيم.ميگم باشه. صداي جيرجيركها همه جا پيچيده .بارون بند اومد.ميگم :گشنه ات نيست؟ ميگه: نچ. ميگم:منكه روده بزرگه داره .... ميگه:ميدونم مثل هميشه. دروباز ميكنه .ميگه:چيزي توخونه نداريم شام درست كنم.ميگم :حالا وقت زياده.ميرم يه چيزي ميگيرم.در رو ميكوبه وميره.ميگم:چطوره بزنم بيرون شايد يه سوژه گيرم اومد.ميرم.سعي ميكنم همه چي رو وارونه ببينم.بچه ها دارن توكوچه بازي مي كنن.ميخوام پاي يكيشون شكسته باشه وباحسرت بقيه رو نگاه كنه.اما نه سوژه جالبي نيست.سوار تاكسي ميشم.تجسم ميكنم كه با راننده تاكسي سركرايه دعوامون ميشه ولي اينهم خيلي كوچه بازاريه.ميرم پارك يه بچه داره آدامس ميفروشه ولي اينهم خيلي تكراريه. دارم كلافه ميشم نميدونم چي كاركنم.بازم دست از پا درازتر برميگرم .مي پيچم توكوچه.مدير نشريه داره از روبرو مياد .دلم ميريزه .لابد بازم مثل هميشه عصبانيه.نمي دونم چه جوابي بايد بهش بدم.رسيديم به هم.بهش سلام مي كنم.عصباني نيست.حتما" سين جيمم ميكنه.كه نمي كنه.ميگم :چه عجب از اين ورها؟ ميگه:اومده بودم ببينم چي كاركردي.باخودم ميگم عجب آدم احمقيه ،عوض يه تلفن كردن اينهمه راه پاشده اومده.زير چراغ چشمم مي افته به لپش.رنگش بنفشه.درست رنگ همون رژي كه زنم ميگفت يكي از دوستاش بهش كادوي عروسي داده.

لبخند مي زنم .اما دلم ميلرزه. دهنم خشک ميشه ،سرم گيج ميره،بدنم سست ميشه.ميگه: چرا مي خندي؟ ميگم: هيچي،يه سوژه خوب پيدا كردم.«پایان»

خورده فرمایشات ۱):جاتون خالی اینجا یه نفربجای اینکه پیاز رو چاشنی کنه واسه غذاُ غذارو واسه پیاز چاشنی کرده !!!ُکلی داریم صفا میکنیم با بوی پیاز متصاعده !!!!!

خورده فرمایشات ۲):تاحالا شده احساس گناه بهتون دست بده زمانیکه واسه خودتون از فروشگاه های لوکس یه عالمه خرید میکنین ُیا تا حد ترکیدن میخورین و یا یه عالمه ریخت وپاش میکنین اونوقت چشمتون می افته به یکی که جلوی حراجی ها اول قیمتهارو نگاه میکنه و بعد باتردید قیمتشونو دوباره میپرسه و بعد ازروی ناچاری و فقط به خاطر ارزون بودنش همون جنسو میخره و به خواسته دلش نه میگه؟؟؟؟!!!!اینجور وقتها آدم واقعا احساس بیخودی ُو بدرد نخوری و حیف نون بودن و ازاین جور حسهای تلخ پیدا میکنه درست مثل چند روز پیش که من یه همچین احساسی داشتم و تا الانش هروقت یادم می افته از خودم متنفر میشم!!!و دلم میخواد سرمو بکوبم به دیواراما یه چیزی بگم یه کم خودمو سبک کنم ُمعمولا اینجور آدمها اونقدر خوش ذوقند که با همون پول کم بهترین چیزارو میخرن و البته این موضوع خودش بیشتر دلمو کباب میکنه.

خورده فرمایشات ۳):ایندفعه به همین سه تا خورده فرمایش قانع بشین ُکسانیکه خورده فرمایشات خونشون زیاد پائین اومده باشه یه سر به اینجا بزنن که کلی اونجا افاضات فرمودیم!!!!!

ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک ساک دخترایرونی دخترایرونی دخترایرونی دخترایرونی دخترایرونی دخترایرونی دخترایرونی دخترایرونی دخترایرونی عکس بازیگر عکس بازیگر عکس بازیگرعکس بازیگرعکس بازیگرعکس بازیگرعکس بازیگر کلیپ کلیپ کلیپ کلیپ کلیپ کلیپ کلیپ کلیپ کلیپ موبایل کلیپ موبایل کلیپ موبایل کلیپ س*

+ فرموده شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 1:32  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

درپست قبلی درمورد علائم ونشانه های ویروس های ذهنی گفتم حالا میرسیم به این که این ویروس ها چرا وارد بدن مامیشن و چطور میشه جلوی ورودشون رو گرفت؟

مهمترین علل ورود این ویروس ها بشرح زیر است:

۱-قرار گرفتن در فاز منفی:در یک تقسیم بندی خاص انسانها در دوفاز مشخص زندگی میکننُ که عبارتند از فاز مثبت ومنفیُ  وقتیکه در هرکدوم از این فازها قرار میگیریم فقط دریچه مربوط به اون فاز باز میشه و دریچه دیگر بسته میشه و بنابراین وقتی که انسان درفاز منفی قرار میگیره چون دریچه مربوط به فاز منفی بازشده ویروس هائی که پشت این دریچه منتظرند تا فقط برای یک لحظه بازبشه و بیان تو               وتعدادشون واقعا سرسام آور هست بطرف ما هجوم میارن و هرکدومشون بخشی از وجود مارو تسخیر میکنن که دراین حالت اصطلاحا میگیم ویروس ها بصورت فله ای وگله ای هجوم آوردند ولی گاهی هم بعضی از ویروس ها بطور انتخابی وارد بدن ما میشن و این در صورتیست که با یک ویروس مشخصی هم فاز بشیم ُمثلا وقتی کسی تمایل شدید به دزدی داشته باشه ویروس دزدی وارد بدنش میشه ُوقتی کسی وابستگی شدید به الکل داشته باشه دراینصورت ویروس مخصوص اعتیاد به مشروب وارد بدنش میشه و در هرکدام از این حالات اون تمایل خاص فرد تشدید میشه چون تمایلات ویروس هم به تمایلات خودش اضافه میشه.اما در حالت ورود فله ای معلوم نیست که چه نوعی از این ویروس ها بهش هجوم بیارن و اگر بخواین دقیقتر تجسم کنین این حالت رو ُدرنظر بگیرین که تمام در و پنجره های خونتون رو باز گذاشته باشین که دراین صورت ممکنه یه گنجشک بیاد تو یا ممکنه دود و گرد وغبار بیاد تو یاممکنه یه گربه بیاد .حال اینکه چطور میشه در فاز منفی قرارمیگیریم؟عواملی که مارو در فاز منفی میندازن بقدری زیادند که شاید اگه بشه همشونو نوشت هزاران جلد کتاب قطور میشه و این عملا غیر ممکنه ولی من به بعضی از مهم ترین و شناخته شده ترین هاش اشاره میکنم.بطور کلی هر عملیکه باعث ناراحتی کسی یاکسانی  بشه حتی اگر مستحقش باشند و یا عملیکه باعث ناراحتی خود شخص بشه مثل فحاشی ُحالگیری از هرنوعش که باشه ُغیبت ُدروغ ُخیانت ُتکبر ُغمگین شدن ُگریه کردن ازروی ناراحتیُ مشاجرات اعصاب خردکن ُکینه ورزیُ انتقام ُآزار و اذیت هر مخلوقی اعم ازانسان و غیرانسانُ غصه خوردن در مواقع بلا ومصیبت یا بیماری عزیزان و یاازدست دادن آنهاو...حالا این رفتارها که خیلی معروفند  حتی رفتار های منفی بسیار جزئی از قبیل اشارات خاصی که باابرو وپشت چشم نازک کردنها بمنظور حرص دادن به کسی انجام میشه و یاحتی خفیف تر از اون یه غر زدن تو دلی به کسی یا پدیده ای و حتی یک ا‌َه گفتن ازروی ناراحتی و یا پرت کردن یک شیئ با تنفر و همه و همه در آن واحد مارو درفاز منفی قرار داده و موجب باز شدن دریچه و هجوم میلیونها ویروس مخرب به بدنمون میشن که خارج کردن هرکدوم از این ویروس ها کلی زحمت داره و هرچند که رهائی ازاین ویروس ها وخارج کردن کامل آنها کاملا میسر هست ولی تا هنگامیکه یاد نگرفته باشیم دریچه فاز منفی را دائما بسته نگه داریم پاکسازی هیچ مفهومی نخواهد داشت چون از یک طرف اقدام به خارج سازی آنها نموده و ازطرفی هی موجبات ورودشان را فراهم خواهیم نمود و عمق فاجعه اینجاست که ما درزندگی روزمره شاید هزاران بار در فاز منفی قرارمیگیریم ُاز همان اول صبحی که بیدارمیشویم شروع به غرزدن میکنیم تا موقع خواب...."وای امروز هوا چقدر بده...."  "وای چقدر ازفلانی متنفرم ...."ُ و هزاران واگویه درونی ازاین قبیل که کاملا مارا درفاز منفی قرارمیدهد...

زندگی تو این دنیا دقیقا مثل حرکت روی پل صراط هست خدائیش میبینی چقدر شبیه همند؟باکوچکترین لغزش می افتی تو فاز منفی که دقیقا بمثابه جهنم دنیویست و با کمترین همت می افتی تو فاز مثبت که فاز سرازیر شدن برکات ونعمات وموهبات و در یک کلمه بهشت زمینی است.ونکته قابل توجه اینکه ویروس ها شخص آلوده را دچار دور تسلسل میکنند بدین معنی که وقتی شخص در فاز منفی قرار میگیرد آلوده میشود ووقتی آلوده میشود درفاز منفی قرار میگیرد ووقتی درفاز منفی قرار میگیرد آلوده میشود و...این چرخه تابینهایت ادامه یافته و روز بروز وضعیت فرد وخیم تر میشودُمثال عینی این مسئله را هرروز درزندگی روزانه شاهد هستیم ُافرادیکه درابتدا کمی دچاروسواس میشوند مدتی بعد بقدری وسواسشان شدید میشود که برای اطرافیانشان غیر قابل تحمل میشوند یا افرادیکه کمی عصبی هستند و همیشه مشاجرات زبانی انجام میدهند رفته رفته کارشان به کتک کاری هم میکشد و...

۲-حتک حرمت هر جزئی ازاجزاءهستی:سالهاپیش درمکاتب مختلف شنیده و خوانده بودم که ابراز نفرت و بی حرمتی حتی به یک موجود بیجان مانند میز و صندلی و غیره تاوانهای بسیار وحشتناکی دارد اما دلیلش برایم مبهم بود تااینکه اخیرا متوجه شدم هرنوع بی حرمتی زبانی یا رفتاری موجب هجوم ویروس هائی میشود که درواقع بنوعی وظیفه محافظت از طبیعت را بر عهده دارند وبنام محافظان طبیعت موسومند ُبطوریکه حتی لگد کردن یک مورچه یاچیدن گل یا شکستن شاخه یک درخت موجب حمله کردن محافظان طبیعت بطرف جسم و روح ماگشته و مارادچارآلودگی میکنند.

۳-شرک ورزیدن و پناه بردن به غیر خدا.

۴-جنگ مغرضانه  وهرز با وحدت جهان.

۵-هرگونه گرایش و یا درگیری ناخواسته با جادو و جنبل و سحر و طلسم وانواع آن:کسانیکه به رمال و فالگیر و سحر و طلسم  گرایش پیدا میکنند شدیدا آلوده میشوند حتی کسانیکه چنین گرایشهائی ندارن ولی اطرافیانشون بدون اطلاع آنها برایشان طلسم و جادو و بهرنیتی تهیه میکنند دچار آلودگی ویروسی میشوند حتی اگر این طلسم یک دعای ساده تحبیب یا گشایش کار و بخت و ازاین قبیل بوده باشد ُبرخلاف تصور عده ای طلسم مثبت و منفی نداریم هر گونه طلسمی هم موجب آلوده شدن فرد طلسم شده هم موجب آلوده شدن کسیکه طلسم را مینویسد (دعانویس یا فالگیر )و هم موجب آلودگی کسیکه برای تهیه این طلسم اقدام نموده است میگرددُاززمانیکه متوجه این موضوع شده ام مطلبی درزمینه جفر وعلوم غریبه ننوشته ام لازم بذکر است که انواع پیشگوئیها و تعبیر خوابها و ...نیز همگی آلوده کننده میباشند.

خورده فرمایشات ۱):از فرمایشات گوهر بار عمولی در وبلاگ رسمی بانک ملی هم مستفید شوید ُالبته عارضم بحضور انورتان که فقط مطالبی که بانام خود خود ناکسم ثبت میشن مربوط به من هستن ُبقیه مطالب مربوط به سایر همکاران هست.

خورده فرمایشات ۲):روش درمان و بیرون ریزی این ویروس هارو میخواستم در یک پست مستقل بنویسم اما چون مطلب کمه میذارمش توی ادامه فرمایشات ُهرکسی دوست داشت بره بخونه.


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 20:45  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام