تبليغاتX
به منزل شخصی amo خوش آمدید

به منزل شخصی amo خوش آمدید

داستانسراي عمولي سایتی برای همه چیز(ادبیات ، داستان ، روانشناسی ،متافیزیک و ....)

هر وقت که رواعصابم زیاد بالا پائین میپریخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir همش نگران این میشم که نکنه پاهات خسته بشن


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 23:20  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 

همیشه ودر هرزمانی جریانی آوانگارد وپیشرو ظهورمیکند وبه نقد اصول ُعقایدو شیوه ه های سنتی میپردازدُکه البته خود نیز مورد نقد جریان سنتی وقدیمی قرار گرفته و با مقاومت همان جریان مواجه میشودُاما در طول تاریخ اغلب این جریانهای پیشتاز بر جریانهای قدیمی غلبه کرده واصول خودرا جایگزین نموده اند ولی در مرحله گذر از سنت به مدرنیسم همیشه نسلی بوده اند که فدای این تحول ودگرگونی گشته اند چون در برزخ بین دوجریان موجود قبلی و جریان تازه دست وپازده ُاز آنجا رانده وازاینجا مانده شده اندُ گنجینه سنتی را ازدست داده وهنوز به اصول نوین دست نیافته اند وازاین رو در یک جریان بلاتکلیفی و دو هنجارگی دست وپا زده اند.

این سه جریان در تمامی عرصه ها اعم از ادبیات ُاقتصادُ....وحتی در زندگی روزمره وخصوصی و خانوادگی افراد هم تاثیر گذار بوده است ومتاسفانه ما اکنون در این حالت دوهنجارگی زندگی میکنیم ونسل ما یکی از نسلهای فدا شده میباشد.همیشه آرزو کرده ام ایکاش صد سال پیش از این بدنیا میامدم ویا صد سال بعدترُدرزمانهای قدیم آنطور که شنیده ام همه در خانواده جایگاه خاص خودرادارابودندو تکلیف همگی مشخص بودُمردخانه ُزن خانه ُمادرزن ُمادر شوهرُپدرزن وپدرشوهر وبقیه اعضاءجایگاه واحترام ومنزلت خاص خودرادارابودندُهرچند غیر قابل انکارهستُ خودمختاریها ودیکتاتوری های مردان قديم در خانه ولی آنچه مهم است اینست که علیرغم این استبدادهم افراد رضایت ومطلوبیت مناسبی را اززندگی دارابودندُبرای اثبات این مدعا نگاهی گذرابه آمار طلاقُ بزهکاریها و فرارازخانه وقیاس این آمار در زمانهای قدیمتر وفعلی ُمیتواند کافی باشد.وهمچنین درخانواده های متجدد به معنای واقعی وخانواده هائی که افکار روشن ومنطق به حداعلای خود درآنها حاکم است ُنیز بسیاری از مسائل را برای خود حل نموده اند.البته تعداد این قبیل ساختارهای خانوادگی نیز در زمان کنونی ودر کشور ما بسیاراندک است وبسیارند افرادیکه فقط تیپ روشنفکری بر خود گرفته وکوچکترین آگاهی وتبعیتی از اصول مدرنیسم دارا نمیباشند و شاید بتوان گفت ریشه بسیاری از اختلافات خانوادگی در همین دوهنجارگی است.دربسیاری ازخانواده ها زن جای مرد راگرفته وبالعکسُ جایگاه بزرگ خاندان ابدامشخص نیستُ کوچکترها حدوحدود خودرا مراعات نمیکنند وبزرگترها هم درایت ومدیریت قدمارا ندارندو دراین آشفته بازار زورهرکس بیشتر باشد ُبهره بیشتری نصیب خود خواهدنمود.

خورده فرمایشات۱:آقا همه مفاهیم و سنتهارو گذاشتیم زیر پا اونوقت طلبکارم هستیم ُقدیما میگفتند ژیان ماشین نمیشه ُباجناق فامیل نمیشهُ حالا من میمیرم واسه این باجناقمُ من دیگه کیم

خورده فرمایشات۲:این رونالی با جاری و خواهر شوهراش اسباب خونه نورو میچینندُاین دیگه کیه

خورده فرمایشات۳:این همسایه طبقه پائین ما از هووش پرستاری میکنه و دوتائی باهم زندگی میکننُ البته سر آقای خونه رو قبلا میل فرمودند والان بیست وچهار ساعت دل میدن قلوه میستونن.

خورده فرمایشات۴:این اکبرآقای خودمون با مادرزنش چت میکنه.

خورده فرمایشات۵:ممکنه یه کم بین پستهام فاصله بیندازمُ چون تصمیم دارم بیشتر به دوستان سربزنم و مطالب خوبشون رو بخونمُ به کامنتهاتون هم درهمین پست سعی میکنم زیر کامنتتون جواب بدم.


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 23:10  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

          بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 

اندراين ظلمت شب ما به كسي محتاجيم/نرسد رازمگو چون همگي وراجـــــيــــــــــــــــم

 
دل ماراببريد ار هنري ميدانيــــــــــــــــــــد/چون به بازار فنا چند شبي حراجيـــــــــــــم


ازازل روز به ما باده ومي آمختنــــــــــــــــــــد/حال بي مستي ومي همچوسري بي تاجيم


پدرم روضه رضوان به دوگندم نفروخـــــــــــــت/ماهمه نسل بشر فديه ان تاراجيــــــــــــــــم


تشنه كام و لب دريا وقدح با ما بـــــــــــــــــــود/صد دريغا كه كنون غرق دراين امواجيــــــــم


بهرچه امده ايم از پس اسرار وجــــــــــــــــــــود/حال هرشام وسحر درطلب معراجيـــــــــــم


دوش پيك آمدوگفتاكه بدان ماخودنيـــــــــــــــــز/همچودرويش دراين مسئله هاج وواجـــــيم

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 
ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:30  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

مرتاض هندی

سنگ سالها بود كه بازي كودكان را تماشا ميكرد.آرزوكرد كه كاش اوهم چمن بود تا كودكان رويش وول ميخوردند كه ديد علفی شده است وعنقريب حيواني اورابخورد.برخود لرزيد،گفت اگرروزي حيوان شوم هرگز با گياهي چنين نخواهم كرد كه ديد زير دستان قصاب دست وپا مي زند.باخود گفت اگر روزي انسان شوم هيچگاه با حيواني چنين نخواهم كردوديد دربياباني بي آب راه مي رود.آفتاب مي سوزاندش.تشنه اش بود.آرزو كرد كه كاش آبي بود ومي خوردكه ديد چند قدم آنطرفتر چشمه اي روان است.نشست وسير خورد.بازهم راه افتاد.گرسنه اش بود.آرزو كرد چيزي پيداكند وبخورد كه ديد درجنگلي پر از درختان ميوه قدم مي زند.از هردرختي ميوه اي مي كند وميخورد.شب شد .تنها وغمگين بود آرزو كرد كه ايكاش همدمي داشت كه ديد زيبارويي دركنارش نشسته است.شب راتانيمه بااوبود،باخود گفت اگرروزي ترکم کند ُ باز تنها خواهم شد كه ديد زيباروي دركنارش نيست.به دنبالش راه افتاد.سراسيمه راه ميرفت.جنگل تاريك بود باخود گفت :نكند درباتلاقي گيركنم كه ديد تاگردن درباتلاق فرورفته است.هرچه سعي ميكرد بيشتر فروميرفت.باخود گفت از يك يوگي بعيد است كه نتواند خود را ازباتلاقي رهاكند كه ديد دروسط جنگل راه ميرود.خيس بودوسردش شده بود ومي لرزيد.گفت نكند بيمارشوم.سرفه اي كرد وبازچند سرفه خشك ديگر.گفت اين بيماري مراازبين ميبرد.افتاد وديگربرنخواست وديد كه جسدش را مي سوزانند.

خرده فرمايشات:اگر ميخواهيد فرداي قيامت نقدنديده تازه بدوران رسيده اي همچون خودخودخودم خرتونو نچسبه لطفا"نقد كنيد.

+ فرموده شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:20  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

+ فرموده شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 20:28  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

برای مشاهده تصوير متحرك کلیک کنید. 

باتشکر ازاستاد بسیار عزیزم محمدرضانیک نفس


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 20:5  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 

باسپاس ویژه از وفای عزیزکه از دوستان عزیز برایشان التماس دعا داریم.

ميلاد فرخنده يگانه عدالت گستر گيتي حضرت حجه ابن الحسن صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف بر تمامي جهانیان تبريک و تهنيت باد

 

ای غایب ازنظربه خدا می سپارمت

جانم بسوختی وبه دل دوست دارمت

محراب ابرویت بنما تا سحرگهی

دست دعابرارم و برگردن اآرمت

می گریم ومرادم ازاین سیل اشکبار

تخم محبتی است که دردل بکارمت

   " حافظ"

امام منتظر،مولاست مهدي(عج) اميد مادرش زهراست مهدي(عج)


همه عالم فداي تار مويش يقينا عروه الوثقي است مهدي(عج)

تو ای صفای ضمیرم چرا نمی آیی

چرا بهانه نگیرم ِچرا نمی آیی

اگر حجاب ظهورت حضور پست منست

خدا کند که بمیرم ِچرا نمی آیی

میلاد با سعادت آخرین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه برتمام عاشقان عدالت وحقیقت مبارک باد

خوشا به حال مادرت که بهترین پاکان رادر دامان مهربان خود دارد

برای تعجیل در ظهور آقا حضرت مهدی (ع) ۱۰۰۰ تا صلوات بفرست

همه هست آرزيم که ببينم از تو رويي


چه شود تو را که من هم برسم به آرزويي

بیان احوال حضرت قائم علیه السلام، مسأله غیبت و ظهور، نظر علما و محققان وذکر شبهات و پاسخهای آن که بر حضرتش وارد آمده نه تنها در این مجمل نمی گنجد بلکه ذکر رؤوس هر مطلب نیز ناممکن است. از این رو نویسنده در بیان عناوین زیر کاملاً جانب اختصار را رعایت کرده است و امید است دجار ایجاز مخل نگردیده باشد:
ولادت مهدی(علیه السلام) مسلم است، القاب و عناوین مهدی (علیه السلام) در قرآن کریم، مهدی(علیه السلام) در کتب شیعی ، مهدی(علیه السلام) در کتب اهل سنت، موعود در سایر ادیان ، شبهات و اشکالات.


ولادت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) از مسلمات است
ولادت وجود مبارک امام «حجت بن الحسن المهدی» را به 255 یا 256 هجری قمری دانسته اند. بنابر این اصل ولادت مهدی جزء مسلّمات تاریخ است و در این تاریخ بین علما و محدثان و علمای فریقین هیچگونه اختلافی نیست. ابن خلکان می نویسد: «او ، در روز جمعه نیمه ماه شعبان سنة 255 متولد شد. و هنگام درگذشت پدرش، پنج ساله بود. نام مادرش حمط است و برخی آن را نرجس نیز گفته اند.»1

مسعودی می گوید: امام حسن عسکری در سن 29 سالگی در عهد خلافت المعتمد عباس درگذشت و او پدر مهدی منتظر است.2

مهدی (علیه السلام) پس از شهادت پدر که در 5 سالگی او اتفاق افتاد از انظار غائب گردید و تنها از طریق نواب خود که عبارت بودند از: ابوعمر و عثمان بن سعید اسدی، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید، ابوالقاسم حسین بن روح، ابوالحسن علی بن محمد سمری با پیروان خود ارتباط داشت.

این غیبت تا درگذشت محمد سمری (326 ﻫ . ق) غیبت صغری نامیده می شود و پس از آن غیبت کبری آغاز می گردد.

کلیه محققانی که تولد حضرت مهدی را نقل کرده اند اشاره ای به وفات ایشان ندارند تنها تعدادی انگشت شمار امثال علاء الدوله سمنانی و حافظ ذهبی و ابن حجر کمی گفته اند او پس از ولادت وفات یافت. اغلب علمای عامه نیز معتقدند که «مهدی موعود» واقعیت دارد اما در آخرالزمان متولد می گردد.3



القاب و عناوین
القاب و عناوین امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) نیز از اهمیت شایانی برخوردار است تا آنجا که تعداد آنها را تا یکصد و هشتاد و دو اسم نوشته اند. برخی از این عناوین بدین قرار است: احمد، ابوجعفر ،ابوابراهیم ، ابوتراب، احسان، بقیه الله، بلد الامین، بهرام ، بنده یزدان، برهان، باسط، بقیه الانبیاء ، تمام ، جمعه، جابر ، جوار الکنّس ،‌ حجت، حجه الله ، حجاب ، حامد ، حاشر، خاتم الاوصیاء ، خسرو، خازن، خلیفه الله ، دابه الارض ، داعی ، راهنما، رب الارض ، سبیل ، شماطیل ، صاحب الغیبه، عاقبه الدار، غایب، خلیل، فرج المؤمنین ، قائم، قیمه ، مسیح الزمان ، قاتل الکفره ، کاشف الغطاء ، کلمه الحق ، لسان الصدق ، منصور.4

+ فرموده شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 15:25  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 

احضارارواح با تكنيكها و شيوه هاي مختلفي انجام ميشود.هرچند تمام تكنيكها نقاط مشتركي نيزدارند،بقول استاد عزيزم جناب آقاي ميرنصيري درزندگي روزمره زماني كه سرخاك عزيزان ازدست رفته اي ميرويم و با آداب خاصي فاتحه اي قرائت مي كنيم درواقع يكي از ساده ترين روشهاي احضار ارواح را طي كرده ايم.البته به اعتقاد من باروش ساده تر ازآن حتي هرروز ودرزندگي روزمره بارها به اين عمل مبادرت مي ورزيم.زمانيكه درموردفردي تفكر مي كنيم ويادخاطراتي كه با اوداشته ايم مي افتيم ويابا او خيالپردازي مي نمائيم ساده ترين روش احضار را بكارگرفته ايم هرچند تفاوتي ندارد كه ان فرد زنده باشديامرده درهرحال عمل احضار با صرف انديشيدن بر وي وتمركز روی آن فرد انجام میگیردُتنها بااین تفاوت که اگر فرد مورد نظر زنده باشدوعمل تمرکزواحضار بصورت قوی انجام گیرد ،آن فرد دردرجاتي از خلسه فروخواهد رفت واحتمالا" اگر درحال انجام كارحساس وخاصي بوده باشد،اين برايش بسيار خطرناك خواهد بود.                                                                                                         گفتني است درعمل احضار قدرت يا ضعف جلسه به عوامل مختلفي بستگي دارد كه يكي از آن عوامل ميزان تمركز وريلكسي فرد احضار كننده ميباشد.درمورد عوامل ديگر درروشهاي بعدي به تفصيل بحث خواهد شد.


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 20:20  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 انچه بيش از عوامل بيماري زا روي بدن تاثير ميگذارد،شرطي هايي است كه از كودكي درذهن ما شكل گرفته است،خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irمانند" هواسرده نروبيرون سرما ميخوري "يا" غذا ازديشب مونده اگه بخوري مريض ميشي" واز اين قبيل شرطي هايي كه از كودكي با ماهمراه بوده است. وموجب میشود به محض اینکه احساس کردیم هوا سرد است حتما" سرما بخوریم چون ذهن این امر را قبول کرده واین امادگی را برای جسم فراهم ساخته ویا اگر احساس کنیم که غذایی که میخویم احتمالا" کهنه است حتما" مریض خواهیم شد.درحالیکه اگر فرد دیگری که دارای این شرطی ها نیست درهوای مشابه قرارگیرد یا همان غذا را مصرف نماید مطمئنا" مریض نخواهد شد.

 


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 20:15  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

بسيارمعذورم ازاينكه دوباره بايستي از مشكلات داستان نويسي درعصرحاضر سخن برانم.چراكه زماني شايدنويسنده اي بااندكي خلاقيت وتفكر مي توانست خواننده را ساعتها وياشايدروزهاوهفته ها دريك رمان طويل باخودهمراه سازد،باارائه تصاويري زيبا درداستانش ازنقاط دوردست كه براي هرخواننده اي قطعا" جالب مي نمود وياباپرداخت داستانهايي تخيلي باصحنه هاي اعجاب انگيز ويادست گذاشتن برروي حسهاي والا همچون عشق ُ   فداكاري وازاين قبيل وياحتي با پرداخت به س--س مي توانست انواع خواننده را مدتها باخودهمراه نمايد. ولي درعصر حاضر كه انواع رسانه ها باكيفيتي بهتر و تصاويرواقعي تر تقريبا" اين مهم را برعهده گرفته اند،ديگركمتركسي پيدا ميشود كه خود را غرق درداستانی نمايدبه اميدتصاويرزيبا از نقاط دوردست و يا سايرجذابيتهايي كه بدانها اشاره شد.يكي ازابزارهاي قدرتمندي كه دردست نويسنده امروزی قراردارد،مانوردادن روي يكي از مهمترين عناصرداستان يعني"شخصيت" ميباشد.باتوجه به پيچيدگيهاي مختلف عصر حاضر كه زندگي روزمره وحتي شخصيت افراد را نيز تحت الشعاع خودقرارداده است،ميتوان باارائه شخصيت هاي پيچيده ومرموزوچندلايه درداستان ،اقدام به خلق جذابيتي مناسب با داستان امروزي نمود.براي خواننده امروزي كه خود يكي از افراد پيچيده عصر حاضر است،شناخت ،درك ومكاشفه پيچيدگي وابعادنهان همنوعان عصر خود بسيار جذاب ولذتبخش است ويك نويسنده موفق ميتواند باارائه چنين شخصيتهايي درداستان ازاين پتانسيل ويژه قرن حاضر به نفع داستان استفاده نمايد.


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 20:10  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

+ فرموده شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 20:20  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

متا فیزیک یا همان ماوراءالطبیعه که عمدتا شامل عالم غیر جسمانی استُ در اصطلاح وبطور اشتباه گاها در مورد برخی پدیده های فرا روانشناسی نیز بکار برده میشود.تفاوت فیزیک و متافیزیک عمدتا در دامنه وسرعت ارتعاشات است وبهمین دلیل است که با حواس ظاهری قابل درک نمیباشد.مقوله متافیزیک برخلاف آنچه که درنظر عوام بعنوان مقوله ای پیچیده ودور از ذهن تداعی شدهُ مقوله ایست که کاملا با مباحث علمی و حتی فیزیکی قابل بررسی است.ولی منظور ما در این مبحث نه پیگیری علمی آن بلکه نگرشی است کلی بر چهارچوب وکلیت آن و شناخت پیش زمینه های لازم جهت درک تجربی آن. در زندگی روزمره وفعالیت های روزانه که عضلات بدن تا حدود زیادی در حالت انقباض بسر میبرند لذا ارتعاشات جسمی نیز در دامنه های کم صورت میگیرد وهمچنین چون مغز مشغول امور روزانه است از دریافت فرکانسهای غیر مادی عاجز است چرا که در واقع بمانند این است که در داخل کارخانه ای قرار گرفته باشیم که ماشن آلات متعدد با سر وصدای فراوان در حال کار کردن باشندُبدیهی است که اگر در خارج از محیط کارخانه موزیک ملایمی در حال پخش شدن باشد به گوش ما نخواهد رسید مگر اینکه ماشن آلات را خاموش کنیم و سکوت در محیط داخل حاکم شده وسپس خواهیم توانست ارتعاشات زیبای موزیک را بشنویم.حال اینکه در اطراف ما همیشه ارتعاشات مختلفی با فرکانسهای متفاوت وجود دارند و تازمانیکه ذهن و جسم را ساکت نکنیم وبه اصطلاح اقدام به تن آسائی یا همان ریلکسیشن ننمائیم از دریافت این ارتعاشات غافل خواهیم ماند.

خرده فرمايشات:با توجه به مفصل بودن مبحث و انتقاد شديد نور چشميان عزيزاز پستهاي طولاني ادامه اين بحث در پستهاي ديگري ارائه خواهد شد.

+ فرموده شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 16:14  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 بعضیها در هر حال خرنچرا؟؟؟؟؟چون:

یا اونقدر خرن که دیگران رو خر حساب میکنن و یا اونقدر زرنگن که دیگران رو خر میکننُ که البته اینهم از خریتشونه

                                                                                                                       بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir           

                                                                                                                                      


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 16:42  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

+ فرموده شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 16:36  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

                                                                                                                                                                           

دراین پیشگفتار کلیات اصول ومبنای "عمولی درمانی" ارائه میگردد.عمولی درمانی در واقع شیوه ای است ابتکاری مرکب از تئوریها وتکنیکهای انرژی درمانیُ هیپنوتراپیُ طب ودائیُ ماساژدرمانیُ فشاردرمانیُ طب سوزنی ُرنگ درمانیُ موزیک درمانی ُدرمان بامغناطیسُ خواص اهرامُ طب سنتی وگیاه درمانی و سایر رشته هائی که در اصطلاح به طب مکمل معروفند.عمولی هیچ چیز بدیع ونوینی از خود ارائه نمیدهد بلکه با ترکیبی ابتکاری از تئوریهای پیشین و بااحترام به طب نوین ومدرن به شرح زوایای دیگری از بیماریها و درمان آنان میپردازد.در عمولی درمانی همچون سایر رشته ها پیشگیری بر درمان مقدم تر بوده و

                                                                             

 استفاده از داروهای گیاهی و پلاسبو(دارو نما) نسبت به سایر داروهااز الویت خاصی برخوردارند .لذا ازکلیه عزیزانی که دراین زمینه ها فعال میباشندُدعوت مینماید تا با شرکت جدی در مباحث وانتقال تجربیات و همچنین انجام تحقیقات تازه تر در این گام مقدس سهیم باشند.تمامی مباحث بر اساس مطالعات وتجربیات شخصی عمولی در ابتلا به برخی بیماریها درخود واطرافیان و نحوه درمان آنهاست ازجمله بیماری بسیار خطرناک سندرم برگر که نزدیک بود به قطعی پاهایم منجر شود.عمولی درمانی ریشه بسیاری ازبیماریها را در روان میداند وپس از آن تغذیه ُ سرما واضطراب و بهداشت عمومی از الویت نسبتا یکسانی  برخوردارندُ(البته گفتنی است که حتی  طب نوین هم ریشه بسیاری از بیماریها موسوم به سایکو سوماتیک یا همان بیماریهای روان تنی رادر روان میداند)ولی عمولی ریشه تمام بیماریها را به روان افراد نسبت میدهد و معتقد است حتی در مواردی همچون شکستگی استخوان یا بیماریهای عفونی هم تا زمانیکه روان فرد برای پذیرش آسیب جسمی آماده نباشد هیچ نوع بیماری گریبانگیر وی نخواهد شد و همچنین است پروسه درمان بدین معنی که تا زمانیکه روان فرد پذیرش درمان را نداشته باشد بهبود وی امری نا ممکن خواهد بود.  بقیه عوامل یا بصورت زیر مجموعه ای از عوامل فوق ویا به عنوان عوامل بسیار نادر و کمرنگ مطرح میباشندُدرمان هر بیماری در وحله اول در داروخانه طبیعی بدن فرد بیمار وسپس بقول حکیم بزرگ ابوعلی سینای کبیر درگیاهان همان منطقه نهفته استُ پلاسبو هم همراه با داروهای گیاهی میتواند داروخانه طبیعی بدن فرد بیمار را در ترشح آنچه برای درمان وی سودمند است یاری نماید.سایر شیوه های یاد شده نیز تقریبابا طی فرایندی مشابه ُدرمان فرد را سهولت وسرعت میبخشند.

خرده فرمایشات:توضیحات کامل در گفتارهای آتی ارائه خواهد شد. 

+ فرموده شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 16:31  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

نمیگم دورم نزنُ فقط میگم اگه یه جو معرفت داری اول راهنما بزن.......
ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:48  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام


اگه توفرم خوندن نیستی همین الان صفحه رو ببند کفشاتم بپوش وخداحافظ یه شاخه گلم بذار که مثلاخوندی همه رو


 
چندی پیش صفحاتی تاریخ گذشته از نشریه شهروند بدستم رسید که عنواننی"عاشقی توهمی بیش نیست"بشدت نظرم را جلب کرد.مقالات مفصلی از آقایان کارل زیمرُ و نیکلاس وید ترجمه وبرخی نظرات کوتاه هم از بعضی دیگر درج شده بود.هرچند در انتهای هر کدام از این مقالات بنوعی اعتراف شده بود که هدف پائین آوردن مقام عشق نیست وفقط نتایج یکسری آزمایشات علمی برروی شیمی بدن بهنگام عشقولانه های مختلف ثبت شده است ُاما واژه ها وجملات به نحوی ماهرانه کنارهم قرار گرفته بودند که ذهن خواننده را بی اختیار به سوی جمله سوق میدادکه "بابا پس اینهمه مدت سرکار بودیم وعشق آسمانی و سوز هاورازها همه کشک؟؟؟؟؟"

 

 

بفرما آقای داروین!!!!!!دلت خنک شد؟

چی؟بتو چه؟؟؟؟؟ده مرد حسابی همه این آتیشا از گور تو بلنده که!!!!!!اولا یادت باشه بایه مردایرونی طرفی!!!!یعنی چی ؟؟؟؟؟یعنی آقاجون ماخاله زنکیم.اگه امروز بچه همسایه موقع خواب سرو صدا کنه دیگه از بیست سال قبلش هرچی حسابُ کتاب با بابابزرگش داشتیم تسویه میکنیم!!!!!!پس میبینی که اینجا همه چی به همه چی ربط داره!!!!!!(حالا آقایون محترم ازاین خود زنی عمولی زیاد دلگیر نشن وخانومام لطفا آتو نگیرنُ ماکه خاله زنکی رو از اسمون که نیاوردیم از خود شماها یادگرفتیمُ حالا کسی میخوادانکارکنه یه سربیاد بریم یه کارخونه با کارهای سنگین ومردونه خدائیش ببین تو خط تولید که دیگه خشن ترین قسمتهاست مردا چه حرفائی باهم ردوبدل میکنن؟یا تو قسمتهای مهندسی که دیگه تموم آقایون مهندس و فوق ودکترا تشریف دارنُ ببین چطور از زن وبچه همکاراشون کلاس میذارن. ده بازم مردشی انکارکن).دومندش وقتی تو گیر میدی به ننه بابای آدم ُکسی هم کار بکارت نداره ُاینهم پررومیشه وگیر میده به عشق!!!!!همینه دیگه.آخه یکی نبود بهت بگه عزیز تو خیلی حال میکنی ننه بابات میمون باشن ُخوب دمت ....توحال خودتو بکن که اتفاقا خیلی هم بهت میاد بذار مام اینجوری حال کنیم که ننه بابامون فرشته بودن.خیالیه؟؟؟//هان؟اصلا من ننه تورو بااسم کوچیک صدا کنم خوشت میاد؟؟؟؟؟چیکار داری به ننه ما؟؟؟؟مادر.....(جای خالی را هرکس بفراخور ذوق وسلیقه شخصی خودش پرکند)خیلی شانس آوردی که اونوقتها ارتباطات مثل الان نبود وحرفات بگوش مردای ایرونی نرسید.
 

چی بازم میگی چه ربطی داره؟؟؟؟اینقدر ربط مبط و لفظ قلم بارمون نکن لوففا".اصلا تومیدونی مرد ایرونی یعنی چی؟با کسب اجازه ازمحضر همجنسان عزیز وتذکرات لازمه به غیر همجنسان محترمه بابت خودداری ازهرگونه سوءاستفاده شخصی باید عرض کنم که مثلا اگه بخوای مردای چند نقطه مختلف جهان رو قیاس کنی حتما"به این نتایج جالب میرسی:

 

۱)مرد امریکائی:یه زن داره ُیه دوست دختراما دوست دختره رو بیشتر دوست داره.

 

۲)مرد انگلیسی:دودره است دیگه سیاست داره خبُ یه زن ویه دوست دخترُاما زنشو بیشتر میخواد.

 

۳)واماآقایون خوش اشتهای ایرونیُ همونطور که تو یکی دو پست قبل هم اشاره کردمُ۴تا زن دارن سی چهل تا صیغه ایُ هفتاد هشتاد تا دوست دخترُاما کدومو بیشتر دوست دارن؟؟؟اگه گفتی؟؟؟؟/ها ده نمیدونی که اگه میدونستی یه خورده حواستو بیشتر جمع میکردی.خودم میگمُ ننه شونو رو بیشتر از همه دوست دارن.حالا فهمدیدی چیکار کردی ؟؟؟؟/افتاد دوزاریه؟؟؟؟اگه هرروز که خونه برمیگشتی ندیدی که مردای ایرونی پشت اتاق ننت صف کشیدن باید خیلی شاکر باشی که اونوقتا اطلاعات مثل الان منتقل نمیشد وزمانی حرفات بگوش ما رسیده که متاسفانه به والده گرامی مکرمه محترمه حضرتعالی دسترسی نداشتیم.

 

حالا این آقایون عشق شناس چی گفتن که اینقدر آتیشی شدم؟؟؟؟/داشته باش بعضی قسمتها رو(البته با کمی دستکاری ویژه عمولی):

 

.....شیفتگی ظاهرا نخستین مرحله عشق استُ کششی اجتناب ناپذیر به سوی معشوق.این جذبه موجب ترشح انفجاری مواد شیمیائی عصبی بسیار شبیه به آدرنالین میشود.با کمک فنیل اتیل آمین که سر عت جریان تبادل اطلاعات میان سلول هارا افزایش میدهدُدوپامین که مارابرافروخته میسازدوباعث میشود درنتیجه گرمای محبت احساس خوبی داشته باشیمُ و نوراپی نفرین که موجب تولید آدرنالین میشودُکاری میکند که جهان به کام ماباشدُچشمهایمان آکنده ازبرق عشق شودوقلبمان تندتر بتپد.پس از آن تمام هستی ما وابسته به دیدار یار استُ همان که درحضورش تمام این واکنشها در بدنمان به راه می افتدوهرچه اعتیاد ما به این مواد شیمیائی قوی تر میشودُکشش ما بسوی اواو نیز شدیدتر میشود.....دوپامین به نوبه خود تولید آکسی توسین را تحریک میکندکه نیاز در آغوش گرفته شدن را درعشاق به وجود میاوردُبه این ترتیب دونفر به هم عادت میکنند و بهمین علت است که جداشدن این قدر کار دشواری استُ حتی وقتی واقعا دیگر به طرف مقابل هیچ علاقه ای ندارید و میدانید که باید اورا ترک کنیدُاغلب احساس میکنید که نمیتوانید.چرا؟زیرا به او اعتیاد شیمیائی پیدا کرده ایدُچون ترک آکسی توسین حتی از ترک هروئین هم دشوارتر است.

 

خب جناب آقای کارل زیمرو نیکلاس وید سام لیکخوفیییییییییییییییییییییییینخانوم والده هم خوش تشریف دارننترس عزیز من که کاری بکارت ندارم فقط یه احوالپرسی مختصر وساده وبدون منظوربود.ببین عزیز دردونه میدونم تاحالا کسی نتونسته جواب شماهارو بده وشمام حسابی پرروشدین.اما عمولی کسی نیست که این توبمیری از اون تو بمیریا باشه ها ُسه سوت همتونو ردمیکنم.میخواین امتحان کنیم. کاری که در طول تاریخ پر حادثه فلسفه انجام نشده الان عمولی باچهارگام کوتاه انجامش میده ببین چطوری؟؟؟؟؟بشمار:

 

۱)من

 

۲)همه

 

۳)شماهارو

 

۴)ردمیکنم .

 

دیدی چه مث آب خوردن ردتون کردم رفتین پی کارتون.حالا بازم مردشین بیاین بحث کنیم

 

نه بیاین یه کم باهم روراست باشیم ویه خورده هم جدی.منم عمولی بازی رو فعلا میذارم کنار.میدونی چند صفحه شمانوشتین ومن خوندم .انصاف نصف دینه حالا یه چند کلمه هم من بگم شما بشنفین اشکالی که نداره؟؟؟؟؟

 

اول یه حدیث قدسی:

 

 

 
( من طلبني وجدني ومن وجدني أحبني ، ومن أحبني عشقني ومن عشقني عشقته ، ومن عشقته قتلته ومن قتلته كانت علي ديته ، ومن كانت علي ديته فأنا ديته )
 

ترجمه:هرکس مرا طلب کند میابدمُ هرکس بیابدمرا دوستم میدارد ُ هرکس دوستم بدارد عاشقم میشودُ هرکس عاشقم شود ُ عاشقش میشومُ وعاشق هرکسی بشوم میکشمش وهرکس را بکشم برایش دیه ای وجودداردُ ومن دیه اوهستم.

 

 

 

نه خدائیش حال کردی؟گیرم که به هیچ طریق عقلائی نتونم بهت ثابت کنم که جمله بالائی رو خود خدا گفته ُاما خودمونیم شماهم فعلا چیزی رو ثابت نکردین.بهتر نیست اونی که بیشتر بدل میچسبه قبول کنیم؟البته انکار نمیکنم که بعضی ازفرمایشات گهربارتون همچین متینه مثلا منهم اون قسمت عادت رو کاملا قبول دارم اما نه به این معنی که عشق کشک!!!!!!عشق جای خودش ُعادت هم جای خودش واقعا میدونم گاهی حتی افرادی که ازهم متنفرن وسایه همدیگه رو باتیرمیزنن هم نمیتونن ازهم جدابشن چون بشدت بهمدیگه عادت کردن.اما این عشق رو ابدا نفی نمیکنه.حالا اصلا بیا یه قرار تازه باهم بذاریم.خوبه؟ بیا اصلا تو هرجور که راحتی وبدنت میکشه فکر کن بذار مام بحال خودمون باشیم.آقا خوش داری عشقت نتیجه فعل وانفعالات شیمیائی بدنت باشه خوب شما بخیر و مام بسلامت مام دوست داریم لااقل این یه قلمو از نوع آسمونیش داشته باشیم ُخیالیه؟یا بازم میخوای گیر بدی؟؟؟؟اما توصیه میکنم دیگه روحف عمولی حف نزن ُقاط میزنما؟؟؟؟؟میشی مثل عمو داروین ها!!! گفته باشم.آفرین بچه خوب برو به درسات برس بذا مام به عشقمون برسیم.منم قول میدم دیگه با سرکار خانوم والده محترمه مکرمه هیچ نوع احوالپرسی نداشته باشم ُ مگه اینکه خودت تنت بخاره.....فهلا....زت زیاد

+ فرموده شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:40  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام